سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
مسئوليت را برعهده داشت «١» سعيد در روزگار على (ع)
سعيدبه روزگار على عليه السلام فرماندهى لايق، رئيسى باكفايت، محبى صادق وپيروى راستين براى مولا (ع) بود.
پيروى سعيد از امامعلى (ع) چنان بودكه هرگز پس از نظر و فرمان حضرت، رأى خود رابر زبان نمىآورد! و اگر ديگران چنين مىكردند و در مقابل رأى حضرت نظر مىدادند وخرده مىگرفتند، باقاطعيت با آنان سخن مىگفت و سخت ملامتشان مىكرد.
امام على (ع) درجنگ صفين اشعث را از رياست قبيله كنده وربيعه عزل كرد وحسّان رابه فرماندهى آنان برگزيد. طايفه ربيعه ازاين امرناخرسند شدند وزبان به اعتراض گشودند.
سعيد با فريادى رسا كه از خشم مرتعش بود، دربرابرشان ايستاد و گفت:
هيچ گروهى را مانند شما نديدم كه تا اين مرتبه نظرشان از حقيقت بدور باشد اگر از فرمان اميرمؤمنان (ع) سر پيچى كنيد به چه كسى پناه مىبريد؟ آيا معاويه رابه جاى على (ع) برمىگزينيد؟! (بدانيد) رأى، رأى على (ع) و فرمان، فرمان اوست. «٢» زهد، عبادت، دلاورى بى مانند، مديريت وفرماندهى عالى، مهر به اميرمؤمنان (ع) و عشق به او از سعيد شخصيتى بى نظير ممتاز، محبوب و بزرگوار ساخت، سعيدى شيفته حضرت بود وهمواره در هنگامههاى سخت و لحظات دشوار نبرد به يارى امام على (ع) ميشتافت وجان خويش راخالصانه در راه او به خطر مىافكند وبه پيش مرگ وجانباز على (ع) شهرت داشت. «٣»