سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١
دفاع قيس از امام على (ع)
بعد از آنكه معاويه برمصدر حكومت قرار گرفت، آنچنان خفقانى ايجاد كرد كه هيچكس راجرأت نبود فضايل اهل بيت خصوصاً امام على (ع) را درجايى نقل كند، ولى قيس حتّى درچنان زمانى فضايل امام را در وقت مناسب نقل مىكرد و واهمهاى نداشت روزى معاويه به تمسخر گفت:
خداوند اباالحسن را رحمت فرمايد او بشاش و گشاده رو واهل فكاهى و شوخى بود.
قيس گفت: آرى رسول خداهم بااصحاب مزاح مىكرد و در برخورد باآنها متبسّم بود، ولى گويا مىبينم كه از اين كلام خود اراده مطلب ديگرى دارى ومنظور تو نكوهش، و عيبجويى از على (ع) است، ولى بدان به خدا قسم با اينكه وى گشاده رو و اهل شوخى و خنده بود ولى هيبت وابّهت او از شير گرسنه بيشتر بود وآن هيبت تقوا بود، نه مانند تو كه فقط اراذل شام از تو مىترسند و اين خلق به دوستان واولياى او به ارث رسيده است.
همانطور كه جفاكارى و خشونت در جانب شما منتقل شده و به ارث مىرسد «١» لازم به ذكر است كه هيبت وابّهت براى فرماندهى لازم است البّته نه هيبت تصنعى وساختگى، بلكه هيبت تقوا، فرمانده بايد درعين حالى كه با اطرافيان وزيردستان خوشرو وبشاش است ودر مواقع مناسب مزاح و شوخى مىكند، آنچنان هيبتى داشته باشد كه درمواقع لزوم زيردستان جرأت تخلّف وسرپيچى نداشته باشند واز اخلاق نيكوى او سوء استفاده نكنند.