سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
مأموريت مجدّد بعد از جريان حكميّت، امام (ع) قيس را به حكومت آذربايجان فرستاد. «١» وقتى نتيجه اسفبار حكميّت ظاهر شد امام براى سركوبى معاويه به تهيّه عدّه وعُدّه پرداخت حضرت طى نامهاى به قيس نوشت: عبداللّه بن اشبيل احمسى راجاى خود بگذار ونزد ما بيا، زيرا مسلمين گرد يكديگر جمع شده ومطيع وفرمانبردار شدهاند من به زودى در اوّل ماه براى جنگ با سركشان آماده خواهم شد ان شاءاللّه وتأخير م فقط به خاطر پيوستن توست. خداوند براى ماوشما در همه كارها به نيكى حكم كند. «٢» قيس دراطاعت امر امام به كوفه آمد وحضرت او رابه فرماندهى مقدمه سپاه كه ازمردم عراق تا آذربايجان بودند، گمارد وفرماندهى «شرطةالخميس» راهم به او واگذار فرمود. «٣» در اين بين شرارتهاى خوارج از حد گذشت اصحاب پيشنهاد كردند كه قبل از حركت به طرف شام مسئله خوارج حل شود وامام پذيرفت وبه سوى نهروان رهسپار شد امام به قيس كه فرمانده مقدمه بود فرمود كه جلوتر بروند و در مدائن فرود آيند ومنتظر امام باشند وبعد خود به همراه بقيّه سپاه حركت كرد و در نهروان قيس به امام ملحق شد. «٤» هنگام روبروشدن باخوارج، امام از آنها خواست كه قاتلان خباب بن ارت راكه به دست خوارج كشته شده بود تحويل دهند واز جنگ پرهيز كنند ولى آنها تسليم نشدند قيس برخاست ودرنصيحت آنان گفت: