سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
گمراه و گمراه كننده اى و ... اما در مورد معاويه، اگر همه عرب پشتيبان او باشند، باز هم انصار با او مىجنگند. ما در اين جنگ چنانيم كه در زمان رسول خدا (ص) بوديم، تيغ ها را با چهره خود و نيزه ها را با گلوهاى خود دفع مىنمائيم ...
اى نعمان، آيا با معاويه جز اسيران آزاد شده (طلقاء) يا اعراب بيابان گرد يا يمانيهاى فريب خورده كسى مىبينى. ببين مهاجران و انصار وتابعين كجا هستند؟ آيا با معاويه از اصحاب رسول خدا جز تو و رفيقت (مسلمة بن مخلّد) كسى ديگر هم هست؟ شما هم كه نه از بدريّون بوديد و نه در احد شركت داشتيد. نه سابقهاى داريد و نه آيه اى در شأنتان نازل شده است. به جان خودم، اگر براى فريب ما اقدام كرده اى قبلًا هم پدرت اين كار را كرد بعد ضمن اشعارى گمراهى نعمان و مسلمة را متذكّر شد. «١» اين جريانات سبب شد كه صلابت ايمان وعلّو درجه قيس بيش از پيش آشكار شود و امام از قيس ستايش كرد واو رابه رياست انصار منصوب نمود. «٢» قيس در صفين به صورت يكى از اركان لشكر امام على (ع) بروز نمود و شجاعتها ودلاوريها از خودنشان داد وباخطابههاى به موقع، شور جنگ در لشكريان دميد به طورى كه صحنه هاى آن هيچگاه از خاطره دشمن محو نشد معاويه ملعون بعد از جريان حكميت در قنوت نماز امام على (ع)، ابن عبّاس قيس بن سعد وحسنين عليهماالسّلام را لعن مىنمود. «٣» از اينجا كه معاويه جداى از امام على (ع) وحسنين عليهما السلام فقط ابن عباس وقيس بن سعد را بد مى گفت نشان دهنده اهميّت نقش او درصفّين است.