سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
امام با توجه به اصرار اصحاب و شرايط و شايعات، مصلحت را درعزل قيس ديد ومحمّد بن ابى بكر را به جاى قيس منصوب كرد. قيس وقتى ديد امام محمد را به جاى او فرستاده از مصر خارج شد و به مدينه آمد. البتّه با اينكه از عزل خود ناراحت شده بود ولى اين ناراحتى و عصبانيت مانع انتقال دادن تجربيّاتش به محمد نشد. او بامحمّد خلوت كرد وگفت:
اينكه امام مرا عزل نموده مانع نمىشود كه نصيحتم را به شما بگويم. من دراينجا بصيرت و آگاهى دارم و با كيد وحيله با معاويه و عمروعاص واهل خربتا برخورد مىكردم. تو نيز با آنها مانند من به كيد و حيله معامله كن و الّا هلاك مىشوى. بعد توضيح داد كه چگونه عمل كند ولى محمّد به نظر او عمل نكرد. «١» با عزل قيس وآمدن او به مدينه، فتنه گران و دشمنان امام خواستند از وضع پيش آمده سوء استفاده كنند. حسان بن ثابت كه عثمانى شده بود. قيس را نكوهش كرد و گفت:
علىبن ابيطالب تو راعزل كرد واز طرف ديگر عثمان را هم كشتى هم گناه اين قتل برگردن تو ماند و هم على از تو تشكر نكرد.
قيس او را از خود راند وگفت:
اى نابيناى كوردل اگرنبود كه بين طايفه تو و طايفهام جنگ مىافتد گردنت را مى زدم.
مروان بن حكم و اسود بن ابوالبُخترى هم قيس راتهديد كردند و تحت فشار قرار دادند. قيس و سهل بن حنيف ازمدينه خارج شدند و به خدمت امام رفتند.
قيس جريانات مصر و موضع گيرىهايش را براى امام شرح داد و امام گفتههاى او