سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
درهمين اوضاع واحوال خبر پيمان شكنى طلحه و زبير و همدستى آنها با عايشه و اهل مكه به امام رسيد وهمچنين خبر رسيد كه آنها مىخواهند به بصره بروند وبايارى آنهابر امام بشورند. امام از مدينه حركت كرد تا راه آنها را به بصره ببندد ولى وقتى به ربذه رسيد خبردار شد كه آنها جلوتر رفتهاند. طلحه وزبير باهمراهان خود به بصره وارد شدند وعثمان بن حنيف، عامل امام (ع) را اخراج كردند امام طى نامه اى اهالى كوفه را به همراهى فراخواند ابوموسى اشعرى، والى كوفه، مردم رااز پيوستن به امام (ع) باز مىداشت و آنان رابه كناره گيرى تشويق مىنمود. وقتى حضرت از موضع گيرى ابوموسى مطّلع شد امام حسن (ع) وعمّار وقيس را (كه از مصر براى يارى امام آمده بود) به كوفه روانه كرد. آنها درجمع مسلمانان حاضر شده ونامه امام (ع) راخواندند و بعد از آن امام حسن (ع) وعمار طىّ سخنانى بايادآورى پيمان شكنى طلحه و زبير وهمراهى عايشه وفجايع آنان دربصره و لزوم بسيج عمومى، آنان را به يارى امام تشويق كردند بعد قيس برخاست و گفت:
اى مردم (اگر درموضوع خلافت وزمامدارى از شورااستقبال كرده وآن را ملاك بگيريم، على (ع) به خاطر سابقه در اسلام ورابطه وقرابتى كه با رسول ا ... دارد براى خلافت از همه سزاوارتر است وجنگيدن باكسى كه اين واقعيت رانپذيرد رواست. طلحه وزبير چه حجّتى دارند، درحالى كه از روى اختيار ورغبت باامام بيعت كرده، ولى به خاطر حسد وستم از زير باربيعت شانه خالى كردند؟ اى مردم! امام به همراه مهاجران وانصار به سوى شما مىآيد. او را اجابت كنيد سپس باسرودن اشعارى كوفيان را به پيوستن به حضرت امام (ع) تشويق نمود. «١»