سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
قيس با چند نفر از افراد خانوادهاش به سوى مصر روان شد. در منطقه ايله (ازمناطق شام) گروهى از سربازان (طرفداران عثمان) با او برخورد كردند و پرسيدند شما كيستيد؟ قيس (براى اغفال آنان) گفت:
از اصحاب پراكنده عثمان هستم و به دنبال پناهگاه و ياور مىگردم.
گفتند: نامت چيست؟ گفت: قيس بن سعد و بعد سربازان به آنها اجازه رفتن دادند. «١» قيس در اوّل ربيع الاوّل وارد مصر شد و بر منبر رفت و دستور داد نامه امام را قرائت كردند و بعد گفت اى مردم ما با بهترين فرد بعد از رسول خدا كه مىشناختيم بيعت كرديم، پس شما هم برخيزيد و بر كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) بيعت كنيد كه اگر ما به آنها عمل نكرديم بيعتى بر شما نداشته باشيم.
سپس مردم به جز اهالى يك قريه (خَرِبتا) بيعت كردند و قيس فرمانداران و عمّال خود را به نواحى فرستاد و طى نامهاى جريانات را خدمت امام شرح داد. «٢» قيس در جنگ جمل امام على (ع) پس از عهده دارشدن خلافت نامهاى به معاويه نوشت و او رابه بيعت فراخواند. معاويه مدتّى به امام جواب نداد وبعد از تأخير زياد توسط پيكى مخالفت خود رااظهار كرد. امام از فرستاده معاويه اوضاع شام را سؤال كرد ومتوّجه شد كه معاويه شاميان رابراى جنگ آماده كرده وچارهاى جز مقابله نيست. حضرت به عاملان خود، قيس بن سعد، عثمان بن حنيف و ابوموسى اشعرى نوشت كه مردم را برى جنگ آماده كنند وخود اهل مدينه را براى مبارزه با معاويه فراخواند. «٣»