سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
آن حضرت فرمود:
براى خانواده جعفر غذا تهيّه كنيد زيرا برآنان مصيبتى وارد شده كه آنها را از اين كار بازمى دارد «١» عبداللّه مىگويد:
ياد دارم روزى كه پيامبر (ص) وارد خانه ماشد وخبر شهادت پدرم رابه مادرم داد، به آن حضرت نگاه مىكردم. او درحاليكه برسرمن وبرادرم دست مىكشيد اشك درچشمان پُرفروغش حلقه زده و برمحاسن مباركش فرو مىغلطيد فرمود:
«خداوندا جعفر بهترين ثوابها (شهادت) را استقبال كرد پس او رادرخاندانش خليفه وجانشين باش به بهترين وجهى كه يكى از بندگان رادر ذرّيه اش جايگزين شدهاى». سپس فرمود: اسماء آيابه تو بشارت ندهم؟ مادرم گفت: پدر و مادرم فدايت، آرى. آن حضرت فرمود:
خداوند براى جعفر دو بال قرار داد تا دربهشت پرواز كند. مادرم از او خواست اين مطلب را براى مردم بيان كند. سپس پيامبر دستم را گرفت ونوازش كنان مراباخود به مسجد برد وآنگاه برفراز منبر رفت ومرايك پلّه پايين تر از خود نشاند ومردم رااز آنچه خداوند به جعفر عطا فرموده بود آگاه ساخت. بعد من وبرادرم رابه خانهخويش برد وسه شبانه روز ما باايشان بوديم ودرآنجا از ما تفقد وپذيرايى نمود. «٢» هنگاميكه لشكر از موته بازگشت رسول خدا (ص) درحاليكه عبداللّهبن جعفر را درجلوى خود نشانده بود به خارج شهر رفت واز لشكر ديدن كرد.