سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١
بكر (حاكم اميرمؤمنان (ع)) رابا وضع فجيعى كشت ومصر را به تصرّف خود در آورد. معاويه پس از سقوط مصر، بسربن ارطات «١» را كه مردى خونخوار وسنگدل بود باسپاهى بزرگ (سه هزارتن) براى غارت وتصرف شهرهاى حجاز ويمن بدانجا فرستاد.
بسر ابتدا به مدينه حمله كرد ورعب و وحشت عجبيبى در مردم بوجود آورد.
وى در مدينه سخنرانى كرد وگفت: بدانيد كه چنان انتقام سختى از شما خواهم گرفت وچنان نابودتان خواهم كرد كه همچون امتهاى گذشته، تنها نامى از شما در تاريخ باقى بماند! «٢» وقتى كه بسر كارمدينه راتمام شده ديد متوجه مكه شد ودرآنجا بزور از مردم بيعت گرفت. پس از آن وارد يمن شد. عبيدالله بن عباس- والى يمن- ازشهر گريخت وقتى كه بسر به عبيدالله دست نيافت، دو فرزند كوچك او رابقتل رساند. «٣» هنگامى كه اين اخبار ناگوار به امام (ع) رسيد حزن واندوه حضرت رافراگرفتواز سستى واختلاف پيروان خود بيش از پيش غمگين شد. آنگاه برفراز منبر رفت و خطابهاى دردناك در سستى اهل كوفه بيان فرمود.
سخنرانى مهمّ امام درآن جمع انبوه بپايان رسيد ولى هيچكس از مردم پاسخى نگفت امام كه چنين ديد فرمود: