سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٠
و او را تازيانه زدند. و حتى عايشه حكم اعدام او راصادر كرد ولى ديگران مانع اجراى آن شدند. «١» تو حرمتت را شكستى «جاريه» در همه صحنه هاى خونين جنگ جمل، چه پيش از آمدن على (ع) و چه پس از آن دريارى امير مومنان (ع) حضورى فعال و تعيين كننده داشت با رشادت و دلاورى بى مانند، از سويى زبان را به خدمت اهداف مقدس خود گرفته بود و از ديگر سوى شمشيرش قلب سپاه دشمن را مى شكافت و حماسه مىآفريد.
هنوز نبرد به مراحل حساس خود نرسيده بود كه جاريه بسوى شتر عايشه براه افتاد. نزديك شتر كه رسيد ايستاد و با فريادى رسا عايشه را مخاطب ساخته گفت:
«اى مادر مؤمنان «٢» به خدا سوگند كشته شدن عثمان بسا آسانتر از اين بود كه از خانه ات بيرون آيى و بر اين شتر ملعون سوار شوى و خود را در معرض شمشيرها قرار دهى، همانا كه از جانب خداوند براى تو حرمت و پوششى بود. ولى تو پوشش خود را دريدى و حرمتت را شكستى (اينك) هر كس جنگ با تو را روا داند كشتنت را نيز روا مى داند. حال اگر به اراده و اختيار خود بسوى ما آمدهاى به خانهات باز گرد و چنانچه به اجبار آمدهاى از مردم كمك بگير.» «٣» نصيحت هاى جاريه نتيجه اى نبخشيد و جنگ آغاز شد «احنفبن قيس» (رئيس طايفه بنى تميم) چهار هزار تن از قبيله «بنى سعد» را از شركت در جنگ