سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩
برآمدند وبا ابرازنظرهاى قاطع راه هرگونه سازش وتسليم در برابر معاويه رابستند ومردم را به جهاد در راه خدا تشويق كردند. از جمله اين فرماندهان معقل بود وى پس از سخنان يكى از سازشكاران بپا خاست وخطاب به امام عليه السلام چنين گفت:
«اى اميرمؤمنان بخدا سوگند كه اينان براى خيرخواهى بسوى تو نيامدهاند و در كارشان جز فريبكارى وغشّ چيزى وجود ندارد، از ايشان دورى كن كه درحقيقت آنان نزديكترين دشمنان تو هستند. «١» ونيز هنگامى كه امام على (ع) از لشكرگاه خو دنخيله «٢» بسوى مدائن مىرفت تا عدهاى از مسلمانان آنجا را آماده كارزار كند وبراى كمك به ديگر رزمندگان با خود به صحنه صفين بياورد. مالك بن حبيب راجانشين خود كرد و به او فرمود:
«نگذار كسى از جنگ تخلّف ورزد همه راباخودت به جنگ بياور ...» «٣» دراينجا، معقل بن قيس برخاست وماهيت متخلفان از فرمان امام را اينگونه افشار كرد:
اى اميرمؤمنان! بخدا سوگند كه تنها بدگمانان از فرمان تو سرپيچى مى كنند و فقط منافقان در انجام فرمان تو درنگ مى ورزند. اى اميرمؤمنان! به مالك دستور بده تا متخلّفان را گردن بزند.
امام درپاسخ فرمود:
مالك رادستورى دادهام كه انشاء ا ... به آن عمل مىكند. «٤»