سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
يزيد بن قيس برخاست و به منادى گفت تا به مردم بگويد:
هر كس مىخواهد سعيد بر كنار شود و حاكمى ديگر غير از او بيايد به ما ملحق شود.
مردم جمع شدند و همراه مالك اشتر ويزيد بن قيس به جرعه رفتند.
سعيد بن عاص كه از مدينه باز مى گشت به سرزمين «عُذَيب» «١» رسيد، و مالك، يزيد بن قيس وعبدالله بن كنانه را كه هر دو جنگجو و دلاور بودند صدا زد و هر يك را فرمانده ٥٠٠ سوار جنگى قرار داد و به آن دو گفت:
«به مقابله سعيد بن عاص برويد و او را باز گردانيد و اگر نپذيرفت گردنش را بزنيد و سرش را براى من بياوريد.» آندو نزد سعيد آمدند و به او گفتند:
حركت كن و بسوى مدينه برو هنگاميكه ديدند او بهانه مىآورد به او گفتند: يا بر مى گردى يا گردنت را مىزنيم.
سعيد چون ديد آنان در تصميم شان جدّى هستند به مدينه بازگشت. «٢» بعد از بازگشت سعيد بن عاص به مدينه، قرّاء (دانايان به قرآن و بزرگان) كوفه گرد هم آمدند و يزيد بن قيس را بخاطر اقدامات اصلاح طلبانه و مبارزات مردمىاش فرماندار كوفه كردند. «٣» فرمانده نيروهاى امنيتى تا سال ٣٥ هجرى، ناخشنوديهاى مردم از حدود شكايت تجاوز نمىكرد. اما