سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥
مبارزه با حاكم كوفه بر اثر نارضايتيها و درخواست مردم مبنى بر تغيير استانداران، خليفه سوم ناگزير استانداران خود را احضار كرد تا با آنان مشورت كند. سعيد بن عاص نيز پيش خليفه رفت «١» (با رفتن او از كوفه، يزيد بن قيس كه شرايط را مناسب ديد از موقعيت استفاده كرده و باپيشتازى و شجاعت بر ضد حاكم وحكومت وقت قيام كرد) او به مسجد رفته و گروهى نيز بر گرد او جمع شدند يكى از طرفداران سعيد به مسجد يورش برد يزيد بن قيس خطاب به او گفت:
«ما مى خواهيم سعيد را از كار بر كنار كنيم» آن شخص او را از اين كار منع كرد ولى يزيد بن قيس به خانه رفت و بى درنگ نامه اى به تبعيد شدگان نوشت و آنرا بوسيله شخصى براى آنان فرستاد.
مضمون نامه چنين بود:
«... پيش از آنكه نامه مرابه زمين بگذاريد به سوى كوفه حركت كنيد كه مردم شهر با ما همراه شده اند.» «٢» مالك اشتر با خواندن اين نامه همان هنگام با چندين نفر از ياران خويش بسوى كوفه حركت كرد و ده شب طول كشيد تا بكوفه رسيد و كوفه را تصرّف كرد وبر منبر رفت و خطاب به مردم چنين گفت:
«اين سعيد بن عاص كه آمده و گمان مى كند كه باغها و مزارع اطراف شهر، باغى از بيشه زار قريش است و حال آنكه آنها مال و ميراث شما و پدران شما است.
پس هر كس براى خود حقى مى بيند بسوى «جُرْعَه» «٣» حركت كند.»