سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
سعيد خطاب به آندو گفت:
اى شمادو مرد! مى بينم كه كار راطولانى كرده وكند شدهايد، بحدّى كه مردم از شما مأيوس گشتهاند. اگر به نتيجه خوبى رسيدهايد اعلام كنيد تا بشنويم و گواهى دهيم واگر به نتيجه نرسيدهايد به ميدان جنگ بازگرديم.
(وتكليف معاويه راروشن كنيم) «١» حكميت به نفع معاويه پايان گرفت، اينجا نيزسعيد باموضعگيرى بجاى خود ماهيت حكمين راافشاكرد وآنان راگمراه خواند. سعيد به آن دور و كرد وگفت:
به خدا سوگند اگر نظر شما دو نفر برهدايت هم مىبود، چيزى برآنچه درآنيم افزوده نمىشد واينك كه گمراه شده ايد پايبند گمراهيتان نيستيم.
شما به ابتداى كار باز گشتيد وماامروز برهمان عقيدهايم كه ديروز برآن بوديم. «٢» ج. جنگ نهروان پس از آنكه نتيجه حكميت اعلام شد، على (ع) براى نبرد بامعاويه مهياشد. به رؤساى قبايل كوفه فرمود:
روساء قبايل اسامى فرزندان، بردگان افرادى از قبيله خود راكه آمادگى نبرد دارند بنويسند و به من تحويل دهند. «٣» اولينكسى كه نداى حضرت راپاسخ گفت سعيد بود، برخواست وگفت:
فرمانت راشنيديم (مى پذيريم) واطاعت مى كنيم، من نخستين كسى هستم كه دعوتت رالبيك مى گويم (وبدنبال خواستهات مى روم). «٤»