ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - جريان هاى شبه مذهبى در ايران پس از صفويه
جريانهاى شبهمذهبى در ايران پس از صفويه
احمد رهدار
از زمان حاكميت صفويه كه تفكر شيعه پس از قرنها از حاشيه به هسته قدرت سياسى راه يافته بود، چندين جريان شبه مذهبى از دل اين تفكر سربرآورده، به نوعى مدعى حكومت و قدرت شدند. تأمل در اين جريانها به خوبى نشان مىدهد كه چگونه با يكديگر در ارتباط بوده و يكى جاى خود را به ديگرى سپرده است. اين جريانها كه با درجات متفاوتى از تفكر شيعه زاويه دارند، به خوبى عليه منافع ملى و مذهبى كشور ما مورد استفاده استعمارگران قرار گرفتهاند.
نخستين اين جريانها، «جريان اخبارى گرى» است. مذهب اخبارى تقريباً در قرن ششم ق. تأسيس يافته بود و به وسيله شيخ محمد امين استرآبادى (متوفى ١٠٣٣ ق.) توسعه يافت. ١ نكته مهم اين است كه اوج رونق اين مكتب مصادف با دوره فترت ميان صفوى و حكومت قاجار يعنى زمانى بود كه علما از مداخله در امور دولت شيعه بركنار شده بودند.
دغدغه مهّم مكتب اخبارى متوجه آن بود كه وظيفه مجتهد را انكار و نقش علما را چه از لحاظ عقيدتى و چه از جهت عملى محدود كند. اخبارييون اجتهاد در تشيع از زمان كلينى (متوفى ٣٢٩) را بدعت شمرده و مجتهدان را متهم كرده بودند كه مشارب عقلانى اهل سنت از نوع حنفى را پذيرفتهاند. در مشرب اخبارييون، نقل بر عقل كاملًا رجحان يافته و اعتماد زيادى كه نسبت به سنت رسول و ائمه (ع) مىشد، موجب شده بود تا علما تنها تبديل به روايتگر حديث شوند. آنها بر اين باور بودند كه نبايد مؤمنان را به مجتهدان و مقلّدان تقسيم كرد، بلكه بايد همه آنها را مقلّد ائمه دانست. ٢
آيتالله وحيد بهبهانى ٣ با ترويج مكتب اصولى خود، مبارزهاى سنگين عليه اخبارييون شروع كرد. او جلسات مناظرهاى با اخبارييون به پا داشت كه نوعاً با خشونت همراه بود تا جايى كه نهايتاً بهبهانى به كفر اخبارييون فتوا داد. كار اين خشونت بدانجا كشيد كه شيخ جعفر نجفى يكى از تلامذ وى مىنويسد كه هميشه گروهى ميرغضب بهبهانى را همراهى مىكردند. ٤ نيز، هر كس كتابهاى اصول فقه را با خود حمل مىكرد، ناچار بود از ترس حمله ناگهانى اخباريون آن كتابها را مخفى كند. ٥ نتايج عقيدتى اين مناظرات نيز منجر به نگارش كتاب مهم «كشف الغطا عن مبهمات الشريعه العزا» به خامه شيخ جعفر نجفى شد كه در تمام دوره قاجار يكى از بزرگترين متون فقهى به شمار مىرفت. ٦
در آستانه ورود به عصر قاجار، از دل جريان اخبارى يا حداقل در تناسب و ارتباط با آن، جريانى ديگر توسط شخصى به نام شيخ احمد احسايى راه افتاد كه بعدها نام فرقه يا «مكتب شيخيه» ٧ به خود گرفت. ٨ شيخ احمد احسايى در سال ١١٥٤ ق. در احساى بحرين چشم به جهان گشود و در سال ١١٧٦ ق. از بحرين به قصد سياحت به عتبات عاليات رفت و در آنجا مدتى نزد سيد محمد باقر بهبهانى و سيد مهدى بحرالعلوم به تحصيل پرداخت. ٩ با بروز طاعون در آنجا به بحرين بازگشت و دوباره در سال ١٢١٢ ق. به عراق رفت و در بصره رحل اقامت افكند. ١٠ در سال ١٢٢١ ق. به قصد زيارت امام رضا (ع) به ايران آمد و چنان نزد علما و مردم يزد مورد احترام قرار گرفت كه پس از زيارت در آنجا ماندگار شد. او حدود پانزده سال در ايران زندگى كرد. حسن شهرت او علما را از ساير شهرها به سوى او جلب كرد و سرانجام آوازه نيكنامىاش به گوش فتحعلى شاه رسيد. شاه در كمال تواضع و ارادت ١١ طى نامهاى ١٢ رسمى او را به تهران دعوت و از اينكه نمىتواند شيخ