ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - معرفت حيوانات
و مبتنى بر اجتناب از درگيرى و برخورد شهرت يافته و در نتيجه روابط خارجى خوبى با كشورهاى همسايه داشته است.
پس از جنگ خليج، اردن با مشاركت در فرايند صلح خاورميانه و اعمال تحريمهاى سازمان ملل بر ضدّ عراق، روابط خود را با كشورهاى غربى از سر گرفت. پس از مرگ ملك عبدالله اوّل، روابط اردن با كشورهاى حوزه خليج به طور قابل توجهى افزايش يافت. به دنبال سرنگونى رژيم بعثى عراق، اردن فعّاليتهاى زيادى به منظور نفوذ در عراق انجام داد.
اردن در ٢٥ ژولاى ١٩٩٤ موافقت نامه عدم تجاوز به اسرائيل را در واشنگتن دى سى (بيانيه واشنگتن) امضا كرد. ملك عبدالله پادشاه اردن و اسحاق رابين در مورد اين پيمان به مذاكره پرداختند.
اردن و اسرائيل در ٢٦ اكتبر ١٩٩٤ پيمان صلح اردن و اسرائيل را با حضور بيل كلينتون رئيس جمهور آمريكا و وارن كريستوفر، وزير دولت او منعقد كردند.
اردن همچنين در مذاكرات صلح چند جانبه مشاركت داشته است. اردن عضو سازمان ملل و بسيارى از آژانسهاى تخصصى و وابتسه به آن، از جمله سازمان تجارت جهانى(WTO) ، سازمان هواشناسى جهانى(IMO) ، سازمان غذايى و كشاورزى جهان(FAO) ، سازمان بين المللى انرژى اتمى(IAEA) و سازمان بهداشت جهانى(WHO) است. همچنين اردن عضو بانك جهانى، صندوق بين المللى پول(IMF) ، سازمان كنفرانس اسلامى(OIC) ، جنبش غير متعهدها(NAM) و اتحاديه عرب است.
پىنوشتها در دفتر مجله موجود است.
معرفت حيوانات
حكايت شده است كه روزى رسول خدا (ص) در ميان اصحابشان نشسته بودند، در اين هنگام عربى از قبيله «بنى سليم» در حالى كه سوسمارى گرفته بود و در كيسهاش قرار داه بود تا به مأوى و منزلش ببرد، وارد شد و ديد جماعتى دور شخصى جمع شدهاند. عرب [از اطرافيان] سؤال كرد كه اينها دور چه كسى جمع شدهاند؟ گفتند: دور كسى كه ادّعاى پيامبرى مىكند؟
مرد عرب خدمت پيامبر (ص) آمد و گفت: «هيچ زنى حامله نشده است، به فرزندى دروغگوتر از تو، اگر اين گونه نبود كه عرب مرا عجول بنامد، هر آيينه تو را مىكشتم و همه مردم را به واسطه كشتن تو خوشحال مىكردم».
عُمر [كه در آنجا حاضر بود] گفت: «اى رسول خدا! اجازه بده او را بكشم». پيامبر (ص) فرمودند: «نه، آيا نمىدانى كه شخص حليم نزديك است كه پيغمبر شود [يعنى در شخص حليم اين قابليت زياد است كه به پيامبرى نائل آيد]». مرد عرب رو به پيامبر (ص) كرد و گفت: «قسم به لات و عزّى كه به تو ايمان نمىآورم تا اينكه اين سوسمار به تو ايمان بياورد».
بعد سوسمار را از كيسهاش بيرون آورد و در مقابل حضرت قرار داد و گفت: «اگر اين ايمان آورد، من هم ايمان مىآورم».
پيامبر (ص) فرمودند: «اى سوسمار»، در اين لحظه سوسمار با زبان عربى فصيحى كه همه مىشنيدند جواب داد: «بله، اى رسول خداى عالميان!»
پيامبر فرمودند: «چه كسى را پرستش مىكنى»؟
سوسمار گفت: «الّذى فى السّماء عرشه و فى الأرض سلطانه و فى البحر سبيله و فى الجنّة رحمته و فى النّار عذابه؛ كسى را مىپرستم كه عرشش در آسمان است و سلطنت بر زمين دارد و در دريا راه اوست و رحمتش در بهشت است و عذابش در آتش است». پيامبر (ص) فرمودند: «اى سوسمار من كه هستم»؟
سوسمار گفت: «تو رسول خداى عالميان هستى و خاتم پيامبرانى و رستگار مىشود كسى كه تو را تصديق كند و خوار مىشود كسى كه تو را تكذيب نمايد». در اين موقع مرد عرب گفت: «أشهد أن لا إله إلّا الله و أنّك رسول الله حقّا» من قبل از اينكه نزد تو بيايم مبغوضترين فرد نزد من تو بودى و كسى در روى زمين به اين اندازه نزد من مبغوض نبود و سوگند به خدا كه الآن تو را بيشتر از خودم و فرزندم دوست مىدارم. پس به تحقيق كه به تو با مويم و پوستم و درونم و بيرونم و باطنم و ظاهرم ايمان دارم. [اين روايت ادامه دارد و در آخر روايت آمده است كه بعداً هزار نفر به واسطه اين مرد عرب به پيامبر ايمان آوردند و تنها دسته هزار نفرى كه در زمان حيات پيامبر به او ايمان آورده بودند، همين دسته بودند].
برگرفته از: ملك احمدى، على اصغر، معرفت حيوانات.