ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - شب هاى انتظار
«سروى»، سيد محمد خسرونژاد «خسرو»، محمد نيك، مدتى هم استاد ذبيح الله صاحبكار «سهى» و محمدعلى سالارى. تا امروز كه اين يادداشت را مىنويسم- ارديبهشت ١٣٨٧- مدت «هجده سال» است كه هر هفته، عصر روزهاى دوشنبه، در صحن جمهورى اسلامى و در مجاورت بارگاه ملكوتى حضرت على بن موسى الرضا (ع) چراغِ انجمن ادبى روشن است.
استاد مسلّم من، شادروان استاد احمد كمالپور «كمال»، قصيدهسراى نامدار خراسان است كه سالها از محضرش مستفيض و مست فيض شدم، با ياد كردى از سَرِ ارادت و سپاس از استاد ذبيحالله صاحبكار، غزلسراى نامور و استاد قاسم سرويها.
از سال ١٣٦٧ تا ١٣٦٩ سردبير «ماهنامه ادبى شميم»- از انتشارات اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان- بودم كه ٤٥ شماره پى در پى انتشار يافت و پس از آن مدير اجرايى ماهنامه فرهنگى- ادبى تابران- از همان انتشارات- كه بيش از ٩ شماره منتشر نشد.
فهرست آثار منتشر شده محمدجواد غفورزاده «شفق»
١. مجموعه آثار و سرودههايم عبارتند از:
«از كعبه تا محراب»، چاپ سوم، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى؛
«سايه روشن»، چاپ اوّل، كنگره سرداران شهيد؛
«دوباره شيعه شدم» (اثرى مشترك با دكتر هادى منورى) چاپ اوّل، انتشارات رستگار مشهد؛
«الا يا ايها الساقى»، چاپ اوّل، انتشارات رستگار مشهد؛
«جام ارغوان»، چاپ اوّل، انتشارات رستگار مشهد؛
«سلام بر حسين»، چاپ دوم، انتشارات هاتف مشهد؛
«چلچراغ صلوات»، چاپ اوّل، مؤسسه آفرينشهاى هنرى آستان قدس رضوى؛
«قصه عشق»، چاپ اوّل، مجتمع فرهنگى عاشورا؛
«سلام بر خورشيد»، چاپ اوّل، مؤسسه انتشاراتى آستان قدس رضوى؛
«پنجره فولاد»، چاپ اوّل، مؤسسه انتشاراتى آستان قدس رضوى؛
«مصباح الهدى»، ترجمه ٤٠ حديث منظوم از امام حسين (ع) انتشارات بهنشر.
٢. تأليف و تدوين:
«رستاخيز لالهها»، چاپ دوم، انتشارات رستگار، مشهد؛
«ستايشگران خورشيد»، چاپ دوم، انتشارات بهنشر؛
«كتيبه خورشيد»، چاپ اوّل، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى؛
«اين حسين كيست؟»، (٣ جلد)، چاپ اوّل، مؤسسه آفرينشهاى هنرى آستان قدس رضوى؛
٣. در دست انتشار
«شكوفههاى وحى» (٢ جلد)؛ ترجمه منظوم «نهجالفصاحه» پيامبر اعظم (ص).
بهشت موعود
|
بيا كه باغ پر از عطر دلربايى توست |
«شكوفه چشم به راهِ گرهگشايى توست» |
|
|
به باغبانى تو، چشم دوختهست بهار |
چمن چمن گلِ اين باغ، رونمايى توست |
|
|
نشسته در ره وصلت، سحر، چراغ به دست |
سپيده منتظر نور كبريايى توست |
|
|
به ديرپايى شبهاى انتظار قسم |
كبوتر دل اهل نظر هوايى توست |
|
|
خدا كند تو بيايى و صبح سر بزند |
«كه بىستارهترين شب، شب جدايى توست» |
|
|
بيا كه ديدن رويت، بهشت موعود است |
بهشت در گرو مهر و آشنايى توست |
|
|
خوشا كسى كه بگويد ز دل «بِنَفسى انت» |
خوشا كسى كه گذشته ز جان فدايى توست |
|
|
مدينه را، تو صفا مىدهى ز مقدم خويش |
مدينه آينه جلوه خدايى توست |
|
|
كنار تربت زهرا، اگر چه شمعى نيست |
بقيع، شب همه شب، غرق روشنايى توست |
|
|
هنوز صحبت آن مادر شهيد اين است: |
شفاى سينه من، اشكِ كربلايى توست |