ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - اوّل بعد اسلامى
پيامهاى تربيتى و آموزشى، در تمام كتابهاى درسى كه مورد تحليل و بررسى قرار گرفت، تجلى دارد.
اين گروه پژوهشى همچنين اقدام به تحليل كيفى اين نمونه از كتابها كرد تا بافت و سياقها و افكارى كه گروهها و واحدهاى تحليل ابعادى كه پژوهش بر آن تمركز دارد، معانى و مفاهيمى كه گرايشهاى مثبت يا منفى يا بىطرفانه نسبت به عربها و مسلمانان و اسلام دارند، را دريابد.
اوّل: بعد اسلامى
گروه تحليل محتواى كتابهاى درسى در اين بخش به برخى موضوعات مانند پيامبر (ص)، قرآن، اصول دين اسلام، جهاد و تروريسم و اسلام به عنوان يك دين پرداخت.
١. دين: نتايج تحليل و بررسى اين كتابها نشان داد كه كتابهاى درسى اسرائيل، دين اسلام را با خشونت و شمشير ربط داده و تأكيد كرده است كه دين اسلام با شمشير گسترش يافته است. اين كتابها در جاهاى مختلف مدعى شدهاند كه دين اسلام، دين شمشير است.
در اين چارچوب، در برخى كتابها، تصاويرى به چاپ رسيده است كه ادعا مىكند دين اسلام ارتباط تنگاتنگى با خشونت دارد. يكى از اين كتابها، تصوير مسجدى را چاپ كرده و در اين تصوير مشاهده مىشود كه «سپاه اسلام» در كنار آن مسجد هستند و در پايين اين تصوير، نماد و آرم جنگ نزد مسلمانان كه عبارت از دو شمشير كه يك هلال از بالا بر روى آن است، مشاهده مىشود، سپس اين كتاب در شرح اين تصوير اين مطلب را آورده است: «اسلام، دين جنگجويان» ...
اين كتابها در تأكيد بر نكته ارتباط دين اسلام با خشونت، از عبارت «فتوحات اسلامى» استفاده كردهاند تا بگويند اين فتوحات «اشغال اسلامى» سرزمينهاى مختلف بوده و جنگهاى اسلام، فتوحات اسلامى ١ ناميده شده است. در متن اين كتابها آمده است: «عمليات اشغال اسلامى، بزرگترين حملات جنگى در تاريخ بشريت به شمار مىآيد و عنوان مىكنند كه جهان از زمان اسكندر مقدونى يعنى قرن چهارم ميلادى تا آن زمان، مانند آن را مشاهده نكرده بود». اين كتابها، عربهاى فاتح را، اشغالگر ناميده است و فتوحات اسلامى را نيز به منزله حمله نظامى به قصد به اشغال درآوردن سرزمينهاى ديگر دانسته است. ٢ البته اين سخن با آيات قرآنى كه تجاوز به ديگران را حرام مىداند و جنگ را فقط براى دفاع از خود جايز مىداند، در منافات است. قرآن كريم در اين مورد مىفرمايد: «وَقاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ». ٣
اين كتابها، تأكيد مىكنند كه مسلمانان، مردم جهان را به دو گروه مؤمنان و كافران تقسيم مىكنند و در متون مورد نظر آمده است: «مسلمانان، ساكنان جهان را به دو گروه تقسيم كردهاند: ١. دار الاسلام كه همان مسلمانان هستند. ٢. دار الحرب».
مؤلّفان در اين ميان اشاره نكردهاند كه اين تقسيمبندى ناشى از سياست دشمنانى است كه به مسلمانان حمله مىكنند. دانشمندان مسلمان، متفقالقولند كه اصل در روابط ميان مسلمانان و غيرمسلمانان، صلح و آرامش است نه جنگ. ٤
در برخى از اين كتابهاى درسى آمده است كه دين اسلام، از طرف خدا نيست، بلكه از طرف محمد، بر قبايل شبهجزيره عربستان تحميل شده است و آمدن اسلام باعث به وجود آمدن مشكلات زيادى براى مسلمانان شده است. اين دين و باور جديد، زندگى مردم در صحرا را سخت و دشوار كرده. امّا حقيقت، عكس اين است، زيرا اسلام در تمام ميادين و حوزهها، انقلابى برپا كرده است، كه باعث به وجود آمدن تمدن اسلامى عربى شد و اين تمدن، زندگى بشر در صحرا و شهرها را بسيار آسانتر كرد.
٢. پيامبر، حضرت محمد (ص): كتابهاى درسى رژيم صهيونيستى، پيامبرى حضرت محمد (ص) را به رسميت نشناخته و ايشان را فرستاده خداوند بزرگ و بلندمرتبه نمىدانند. در اين كتابها اينگونه القا مىشود كه محمد خود ادعا مىكرد كه خداوند او او را برگزيده و به پيامبرى مبعوث كرده و او خودسرانه خود را فرستاده الهى خوانده است. آنها همانگونه كه حضرت موسى (ع) ٥ و حضرت عيسى (ع) را با صفت پيامبر آمده، از پيامبر چنين توصيفى ندارند و بدون ارجگذارى جايگاه ايشان، به عنوان يك پيامبر، از ايشان تنها با عنوان «محمد» ياد كردهاند. ٦
بسيارى از اين كتابهاى درسى، هنگامى كه نام حضرت محمد را ذكر مىكنند، به هيچ عنوان كلمات احترامآميزى كه پيش يا پس از نام پيامبران ديگر به كار مىبرند، به كار نمىبرند. اين كتابها مىگويند پيامبر (ص) مؤسس و بنيانگذار دين اسلام است و او تا سال ٦٢٢ م. ٧ در مكه سكونت داشته و خداوند به او تجلى كرد و بر اثر اين تجلى الهى، محمد از ساكنان مكه خواست كه به خداى واحد ايمان بياورند امّا ساكنان مكه به مخالفت با او پرداختند، زيرا آنها از زيان ديدن منبع روزىشان و همچنين عقايد و باورهايشان، در صورت منتفى شدن عبادت در كعبه، هراس داشتند، كعبهاى كه در آن زمان، ساكنان شبهجزيره عربستان، بتهاى خود را در آن مىگذاشتند و آنجا تبديل به مركز عبادت بتها شده بود. محمد از ترس جان خود، همراه با خانوادهاش به يثرب گريخت و مردم يثرب اسلام را نپذيرفتند. اين گريختن، هجرت ناميده شد و هجرت محمد به يثرب، آغاز تقويم مسلمانان است كه در سال ٦٢٢ م. صورت گرفت. از آن زمان به بعد، باورهاى محمد در شبه جزيره عربستان گسترش يافت و محمد توانست مسلمانان را متّحد كند و آنها را در چارچوب يك گروه متحد و واحد گرد هم آورد. محمد اين كار را يا با قانع كردن قبايل مختلف انجام مىداد، يا با زور شمشير. اينگونه، محمد، امت اسلامى را بنيانگذارى كرد و آنها را از جنگ با هم برحذر داشت. در مقابل، محمد از مؤمنان به خود خواست كه براى گسترش اسلام در تمام جهان، دست به حملاتى بزنند.
اينجا ملاحظه مىشود كه مؤلفان اين كتابها، آيههايى از قرآن را كه حمله و تجاوز به ديگران را حرام مىدانند، ناديده مىگيرند. آيههايى مانند آيه ١٩٠ سوره بقره. قرآن كريم مجبور كردن غيرمسلمانان را به گردن نهادن به دين اسلام را نيز منع كرده و در آيه ٢٥٦ سوره بقره مىفرمايد «لا إكراه فى الدين».
كتابهاى درسى رژيم صهيونيستى، هجرت شريف پيامبر را «گريختن»