ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و هشتم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
براى او كه عالى ترين است
٤ ص
(٤)
وامّا بعد !
٥ ص
(٥)
خوش آمد گل
٦ ص
(٦)
يا مقلب القلوب
٦ ص
(٧)
تحويل آب و آينه
٦ ص
(٨)
غزل انتظار
٦ ص
(٩)
اى مهربان
٦ ص
(١٠)
باران عشق
٧ ص
(١١)
بشارت
٧ ص
(١٢)
دور فرمانروايى عشق است
٧ ص
(١٣)
گزيده اى از اخبار جهان اسلام
٨ ص
(١٤)
مصر
٨ ص
(١٥)
قرضاوى در خطبه هاى نماز جمعه دوحه سران عرب به جاى خدا، سلطنت را مى پرستند
٨ ص
(١٦)
بوسنى
٨ ص
(١٧)
انديشمند بوسنيايى صداى اسلام را هيچ كس نمى تواند خاموش كند
٨ ص
(١٨)
پاراچنار پاكستان
٨ ص
(١٩)
پيام آيت الله وحيد خراسانى خوشا به حال مردم پاراچنار
٨ ص
(٢٠)
عربستان
٨ ص
(٢١)
تظاهرات مسالمت آميز شيعيان عربستان
٨ ص
(٢٢)
نشانه هاى پايان
٩ ص
(٢٣)
هشدار در مورد قحطى جهانى
٩ ص
(٢٤)
دانشمندان نسبت به پيامدهاى گرم شدن زمين براى اقيانوس ها هشدار دادند
٩ ص
(٢٥)
آسيا، بستر فجايع طبيعى در قرن جديد
٩ ص
(٢٦)
اكثر كشورها در سال 2008 با بحران هويت و خودكشى جوانان و نوجوانان مواجه بوده اند
٩ ص
(٢٧)
در آرزوى عدالت
١٠ ص
(٢٨)
توصيه هاى امام زمان (ع) به خواندن صحيفه سجّاديه
١٣ ص
(٢٩)
شام در گذر تاريخ
١٤ ص
(٣٠)
در سيرت پادشاهان
١٩ ص
(٣١)
اردن؛ ديروز، امروز و آخرالزمان
٢٠ ص
(٣٢)
جايگاه اردن در تحولات آخرالزمان
٢٠ ص
(٣٣)
موقعيت اردن
٢١ ص
(٣٤)
استان هاى اردن
٢١ ص
(٣٥)
طيف هاى جمعيتى اردن
٢٢ ص
(٣٦)
مذاهب در اردن
٢٣ ص
(٣٧)
ورود اسلام به اردن
٢٣ ص
(٣٨)
احزاب و گروه هاى اردن
٢٣ ص
(٣٩)
فرهنگ و اجتماع
٢٤ ص
(٤٠)
اوضاع اقتصادى
٢٤ ص
(٤١)
تاريخ مختصر اردن
٢٤ ص
(٤٢)
سياست اردن
٢٤ ص
(٤٣)
معرفت حيوانات
٢٥ ص
(٤٤)
حَمْص
٢٦ ص
(٤٥)
گفته و ناگفته ها درباره سفيانى
٢٨ ص
(٤٦)
1 سفيانى كيست؟
٢٨ ص
(٤٧)
2 سرآغاز شورش
٢٨ ص
(٤٨)
3 قرقيسيا
٢٩ ص
(٤٩)
4 جنايات عراق
٣٠ ص
(٥٠)
5 حمله به ايران و عربستان
٣٠ ص
(٥١)
6 عقب نشينى تا افول و شكست
٣٠ ص
(٥٢)
7 سفيانى و امروز
٣١ ص
(٥٣)
لبخند يوسف
٣٢ ص
(٥٤)
بنى كلب و يارى سفيانى
٣٣ ص
(٥٥)
تاريخچه بنى كلب
٣٤ ص
(٥٦)
ما هم ظالميم
٣٤ ص
(٥٧)
رسول يار
٣٦ ص
(٥٨)
ميهمان ماه
٣٨ ص
(٥٩)
فهرست آثار منتشر شده محمدجواد غفورزاده «شفق»
٣٩ ص
(٦٠)
بهشت موعود
٣٩ ص
(٦١)
چكاد ظهور
٣٩ ص
(٦٢)
خيمه سبز
٣٩ ص
(٦٣)
شب هاى انتظار
٣٩ ص
(٦٤)
تروريسم سياسى
٤٠ ص
(٦٥)
كميته مجازات
٤١ ص
(٦٦)
جريان هاى شبه مذهبى در ايران پس از صفويه
٤٣ ص
(٦٧)
من براى امامت اهليت ندارم
٤٥ ص
(٦٨)
مدعيان دروغين در مصر و يمن
٤٧ ص
(٦٩)
شايعه تولد مهدى (عج) در مصر (2003 م)
٤٧ ص
(٧٠)
مدعى مهدويت در مصر (2004 م)
٤٧ ص
(٧١)
مدعى مهدويّت در يمن (2004 م)
٤٨ ص
(٧٢)
وادى يابس
٥٠ ص
(٧٣)
تصوير اسلام و مسلمانان در كتب درسى رژيم صهيونيستى
٥١ ص
(٧٤)
تجزيه و تحليل محتوا
٥١ ص
(٧٥)
اوّل بعد اسلامى
٥٢ ص
(٧٦)
حجامت در طب اسلامى
٥٥ ص
(٧٧)
انواع (مواضع) حجامت
٥٥ ص
(٧٨)
اثر درمانى حجامت
٥٦ ص
(٧٩)
برترى حجامت بر ساير روش هاى درمانى
٥٧ ص
(٨٠)
باغ صاحبيّه
٥٨ ص
(٨١)
ملّا محمّد باقر بهبهانى
٥٨ ص
(٨٢)
اشك ريزان (الدّمعة الساكبة)
٥٩ ص
(٨٣)
سيّد اسدالله شفتى اصفهانى
٥٩ ص
(٨٤)
كرامتى از مرحوم شفتى اصفهانى
٥٩ ص
(٨٥)
باغ صاحبيّه
٦٠ ص
(٨٦)
شفاى فرزند به عنايت امام عصر (ع)
٦١ ص
(٨٧)
مناجات الرّاغبين
٦١ ص
(٨٨)
پرسش شما پاسخ موعود
٦٢ ص
(٨٩)
يك نمونه واقعى
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - وادى يابس

چهار سال پيش مى‌خواستى وارد سفارت امريكا شوى، چرا؟

گروهى از مردم مرا محاصره كردند و مى‌خواستند مرا بكشند. وقتى توانستم از دست آنها فرار كنم، به سفارت آمريكا پناه بردم.

چرا به نيروهاى امنيتى يمن مراجعه نكردى و به آنها پناه نبردى؟

فرزندم! همان‌گونه كه قبلًا به شما گفتم، همه، فرزندان من هستند و همه فرمان‌بردار من. سفارت آمريكا، امن‌ترين جا براى من بود.

آيا در تنگنا قرار گرفته‌اى و تحت فشار هستى؟

پس از اينكه مردم از احوال من آگاه شدند و مرا شناختند، ديگر كسى جرأت نمى‌كند مرا اذيّت كند يا تحت فشار قرار دهد. زيرا آنها مى‌دانند با آزار و اذيّت من، دچار عذاب دنيوى و اخروى مى‌شوند».

در نهايت مصاحبه، محمود المفلحى آيه‌ «وَما كُنَّا مُعَذِّبِينَ» را خواند.

ب- احمد الوايلى: يكى از اعضاى شوراى محلى «مديريت حيدان» يمن خود را مهدى موعود خواند و اعلام كرد كه سيد حسين الحوثى مهدى موعود نيست. منابع «مديريت حيدان» اشاره كردند اين مدّعى، احمد الوايلى نام دارد و پنجاه ساله است.

اين منابع همچنين افزودند: «دستگاه‌هاى امنيتى براى حفظ جان اين شخص، او را بازداشت كرده‌اند و هم‌اكنون تحت بازجويى نيروهاى اين نهاد قرار دارد. شايان ذكر است كه اين منطقه، پيوسته ميدان جنگ و درگيرى نيروهاى دولتى با پيروان «الحوثى» است كه حكومت، او را متهم به دعوى مهدويت و شورش ضدّ حكومت كرده است». گزارش‌هاى اين منابع، حاكى از آن است كه الوايلى از مردم اين منطقه خواسته است كه با او به عنوان مهدى موعود بيعت كنند. پس از اينكه نيروهاى امنيتى او را بازداشت كردند، تعداد قابل توجهى نشريه درباره ترويج عقايدش در محلّ سكونتش يافتند.[١]

پى‌نوشت‌ها:


[١]. مجله «الاهرام العربى» شماره ٣١١، سال ١٢٣. شنبه ٥ محرم ١٤٢٤ ه. ق برابر با ٨ مارس ٢٠٠٣ م.

[٢]. مجله «الاهرام العربى» شماره ٢٧٣، سال ١٢٣. شنبه ٤ ربيع‌الثانى ١٤٢٣ ه. ق، برابر با ١٥ ژوئن ٢٠٠٢ م.

[٣]. روزنامه «الشرق الوسط»، دوشنبه ١/ ٢/ ١٤٢٥ ه. ق، برابر با ٢٢/ ٣/ ٢٠٠٤.

[٤]. روزنامه «الشرق الوسط»، سه شنبه ١٤. ٩٢٨٩/ ٣/ ١٤٢٥ ه. ق، برابر با ٤/ ٥/ ٢٠٠٤ م.

[٥]. (شماره ١٨٣١، شنبه ٢٣ رمضان ١٤٢٥ ه. ق برابر با ٦ نوامبر ٢٠٠٤ م)

[٦]. قات، چاى عربستانى است.

[٧]. روزنامه «الشرق الوسط»، ١٠/ ٧/ ٢٠٠٤ م.

وادى يابس‌

مريم شفيعى‌

وادى يابس به معناى بيابان خشك و بى‌آب و علف است. اين نام به طور خاص اشاره به سرزمينى واقع در منطقه حوران، نزديك اذرعات (درعا) در مرز سوريه و اردن دارد و نيز منطقه سنگلاخى است كه از سنگ‌هاى آنجا، سنگ آسياب مى‌سازند.[٢] نام اين سرزمين بارها در روايات مربوط به حوادث آخرالزمان، به ويژه موضوع خروج سفيانى آمده است.

سفيانى همان‌طور كه از نامش پيداست از نوادگان ابوسفيان و فرزند هندجگرخوار است. او شورش كرده و مدّت ٩ ماه جنگ و خون‌ريزى شديدى به وجود مى‌آورد. پيامبر اكرم (ص) در رواياتى، از جمله روايت زير، تمامى جنبش سفيانى را به طور خلاصه شرح مى‌دهد و محلّ خروج او را نيز «وادى يابس» بيان مى‌كنند.

از حذيفه روايت شده است: «پيامبر (ص) از فتنه‌اى كه بين مشرق و مغرب واقع خواهد شد ياد نمود و فرمود، در حالى كه آنها گرفتار فتنه هستند، ناگهان سفيانى از وادى يابس (بيابان خشك) بر آنها خروج كند، تا آنكه در دمشق فرود آيد. آنگاه دو لشكر را به سوى مشرق و مدينه روانه كند تا به زمين بابل از شهر نفرين شده (بغداد) برسد. او بيش از سه هزار نفر را بكشد و بالغ بر يكصد زن را به زور تصاحب كند و سيصد نفر از اولاد فلان عبّاس را به هلاكت رساند، آنگاه به كوفه هجوم آورده، اطراف آن را ويران سازد. سپس از آنجا خارج شده به سوى شام حركت كند. در اين هنگام لشكرى با پرچم هدايت از آن منطقه به پا خيزد و با لشكر سفيانى رو در رو گردد و آنها را چنان تار و مار كند كه يك نفر هم كه خبر مرگ بقيه را ببرد باقى نماند و آنچه از اسيرها و غنيمت‌ها در دست آنهاست باز پس گيرند. امّا لشكر روم وارد مدينه شده و سه شبانه روز به غارت و چپاول آنجا پردازند، آنگاه به سوى مكّه روانه گردند تا به بيابان رسند. خداوند در اين هنگام جبرئيل را به سوى آنها فرستد و فرمايد: «اى جبرئيل برو آنها را نابود كن»، پس جبرئيل ضربه‌اى به آن زمين زند كه آنها را در خود فرو برد. هيچ يك از آنها نجات نيابد مگر دو نفر از قبيله جهينه».[٣]

همچنين در نسخه خطى ابن حماد از امام كاظم (ع) نقل شده كه فرمودند: «سفيانى از فرزندان خالد، پسر ابوسفيان مردى با سر درشت و چهره‌اى آبله‌گون، در چشمش نقطه‌اى سفيد پيداست، او از سمت دمشق كه «دره خشك» ناميده مى‌شود، با هفت نفر كه يكى از آنها درفشى آماده اهتزاز با خود دارد، خروج مى‌كند».[٤]

پى‌نوشت‌ها:

[١]. تونه‌اى، مجتبى، موعودنامه: فرهنگ الفبايى مهدويت، ص ٧٥١.

[٢]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٧٥.

[٣]. نسخه خطى ابن حماد، ص ٧٥ به نقل از كورانى، على، عصر ظهور.