ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ملّا محمّد باقر بهبهانى
باغ صاحبيّه
عبد الحسين تركى
اشاره:
يكى از ارادتمندان و دوستداران امام عصر (ع) مرحوم «ملّا محمد باقر دهدشتى بهبهانى» بوده كه از راه استنساخ و كتابت و كتابفروشى در صحن مطهّر اميرالمؤمنين على (ع) روزگار خود را در كمال قناعت و پارسايى مىگذرانيده است.
محمّد باقر، به سبب راست كردارى، صفاى باطن و عشق سرشار به پيامبر (ص) و خاندان او، خصوصاً امام زمان (ع)، با توفيقات ربّانى، چند بار در عالم خواب و بيدارى به ديدار آن «منظومه مهربانى» شرفياب مىشود و گرفتارىها و بدهكارىهايش، با نگاه عنايت و نظر كرامت حضرتش مرتفع مىگردد.
در اين نوشتار به دو مورد از آن عنايات و توجّهات اشاره مىشود. يكى از اين تشرفات كه موضوع سخن ماست، در زمان آن مرحوم به قدرى معروف و مشهور شد كه ذكر آن در همه جا بر سر زبانها افتاد و همگان از عنايت امام زمان (ع) نسبت به محمدباقر سخن مىگويند. اين داستان دو قهرمان دارد، يكى ملا محمدباقر بهبهانى و ديگرى مرحوم آيتالله سيّد اسدالله شفتى اصفهانى؛ از مراجع بلندپايه و پُر آوازه اصفهان. در اينجا نخست هر دو بزرگوار به اختصار معرفى شده و به گوشهاى از مقامات معنوى ايشان جهت آشنايى هر چه بيشتر خوانندگان، نگاهى گذرامىشود و بعد داستان تشرّف و قضاياى مربوط به آن مىآيد.
ملّا محمّد باقر بهبهانى
از «ملّا محمّد باقر دهدشتى بهبهانى» چيز زيادى در تذكرهها و تراجم زمانِ وى و بعد از آن نيامده است، جز اينكه، مردى بوده به زيور صلاح و تقوا آراسته، وسيله معاش خود را شغل كتاب فروشى قرار داده، روزها در حجره كُنجِ شرقى صحنِ مطهر مىنشسته، كتاب معامله مىنموده و مدفن او هم بنابر وصيّت وى در همان مكان واقع شده است.
او در بسيارى از مجالسِ تعزيه خامس آل عبا (ع) قُربة الىالله و از روى تيمّن و تبرّك، بدون غَرَض دنيايى و فايده نفسانى ذكر مصايب مىكرد و چون نيّت خالصى داشت [در شنوندگان] تأثير تمام مىگذاشت.
[با آنكه] در عبارات عربى دستى نداشت [و ماهر نبود] با اين حال؛ توفيق ربّانى شامل حالش شد و كتابى بزرگ به زبان عربى در حالات چهارده معصوم نوشت كه مقبول اهل نظر و مطبوع طبع علماى معتبر گرديد، به طورى كه در زمان حيات خود او، جمعى از كاتبان مشغول استنساخ از كتاب او براى علماى بزرگ معاصر و افاضل طلّاب بودند و جزء آخر (جلد آخر) آنكه در حالات حضرت حجّت (ع) بود مُفصّلتر از ساير مجلّدات آن گردآورى گرديده بود، به سبب اهتمامى كه در جمع اخبار اين باب از كتابهاى شيعه و اهل سنّت داشت. ١
اين همه مطالبى است كه مرحوم ميثمى عراقى در دارالسلام، درباره «ملّاى بهبهانى» قبل از ذكر تشرّف وى آورده است.
مرحوم محدّث نورى در «نجمالثاقب» از وى با اوصاف صالح، با ورع، متّقى و متتبّع نام برده، ٢ مرحوم آيتالله نهاوندى در «عبقرىالحسان» او را عالم، فاضل و ارادتمند امام عصر (ع) معرفى كرده ٣ و علامهشيخ آقابزرگ تهرانى از ايشان با القاب متّقى و با ديانت ياد كرده است. ٤
مرحوم على دوانى، در كتاب «وحيد بهبهانى» در بخش مشاهير علماى بهبهان، از «اعلام الشيعة» آقا بزرگ تهرانى نقل كرده است: «وى در صحن اميرمؤمنان تجارت كتاب داشت و مردى متقى و با ديانت بود. همچنين از