ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ٦ عقب نشينى تا افول و شكست
٤. جنايات عراق
سفيانى با به دست آوردن پيروزى در قرقيسيا بر رقباى شرقى و غربى خود و با استفاده از بىثباتى سياسى موجود در عراق حركت خود را به مناطق مركزى عراق شروع مىكند.
او كه در ماه ذىقعده با سپاهى صد و سى هزار نفرى به بغداد مىرسد ٣٠ در دهه سوم اين ماه در عراق كشتارگاهى به راه مىاندازد كه بوى خون و تعفن همه جا را فرامىگيرد و تا مدتها دجله رنگ خون به خود دارد. ٣١ ضمن اين ماجرا به بيش از دوازده هزار دوشيزه تجاوز مىشود و حداقل شصت هزار نفر در مدتى كمتر از سه هفته تنها روى پل بغداد ٣٢ كشته مىشوند. ٣٣ انگيزه سفيانى صرفاً كشتار شيعيان است و براى سر هر شيعه رقمى را به عنوان جايزه تعيين مىكند، ولى با توجه به مشكلات اقتصادى موجود در عراق، مردم حتى به همسايههاى خويش نيز رحم نمىكنند و آنها را به اتهام تشيع (كه شايد صحت نداشته باشد) مىكشند و سر آنان را براى گرفتن هداياى نقدى سفيانى به او تقديم مىكنند.
سفيانى مشابه ماجراى بغداد را در كوفه نيز به راه مىاندازد با اين تفاوت كه علاوه بر مردم عادى، هفتاد عالم شيعى به دست او در اين شهر به شهادت مىرسند ٣٤ و هفتاد هزار دختر را اسير مىكنند. ٣٥ تعداد سپاه سفيانى به هنگام حمله به كوفه هفتاد هزار نفر بيان شده است. ٣٦ او آرام آرام بر تمام عراق مسلط مىشود.
٥. حمله به ايران و عربستان
به دنبال پيروزىهاى عراق، سفيانى براى تسلط بر كلّ منطقه خاورميانه، سپاهش را به سه دسته تقسيم مىكند:
- دستهاى در عراق باقى مىمانند؛
اينان به طور طبيعى همان جنايات پيشين را ادامه مىدهند و به تاراج مردم بيچاره و نفرين شده عراق مىپردازند.
- دستهاى به ايران حملهور مىشوند؛
اينان تا منطقه اصطخر (شيراز ٣٧ يا اهواز ٣٨ كنونى) پيش مىآيند كه در آنجا با سپاه خراسانى روبه رو شده و اولين شكست خود را تجربه مىكند. ٣٩- دستهاى به شبه جزيره عربستان حمله ور مىشوند. اين دسته به راحتى تا مدينه پيش مىآيند و در طول دو روز و سه شب ٤٠ به حريم نبوى نهايت گستاخى را روا مىدارند و حرم، مسجد و منبر رسول خدا (ص) را ويران كرده و مسجد را آلوده و نجس مىسازند ٤١ و روى وهابيان را در جسارت به آثار اسلامى سفيد و خاطرات واقعه طف را زنده مىكنند. همزمان با اقدامات سپاه سفيانى، حكام مكه بىآنكه نگران اقدامات آنان باشند، فرستاده امام عصر (ع) را شهيد مىكنند. ٤٢ امام عصر (ع) و ياران ايشان در آستانه عاشورا به مكه مىآيند و حاكمان مكه را سرنگون مىسازند. ٤٣ اخبار ظهور و سلطه بر مكه به گوش همه مردم جهان و خصوصاً سفيانى و سپاهش مىرسد. او دوازده هزار نفر از سپاهيانش را كه در مدينه به جنايت و تاراج مشغولند روانه مكه مىسازد. ٤٤ اين سپاهيان در بيابان «بيداء» ميان مكه و مدينه با غضب الهى ملك مقرب خداوند جبرييل (ع) مواجه مىشوند و همگى به جز دو يا سه نفر در زمين فرو مىروند. ٤٥ اين واقعه كه از آن با عنوان «خسف بيداء» ياد مىشود آخرين مورد از نشانههاى حتمى ظهور و تنها مورد از آنهاست كه پس از ظهور رخ مىدهد. سفيانى جدىترين و عجيبترين شكست خود را در اين ماجرا تجربه مىكند. روايات از دو نفر باقى مانده با القاب «بشير» و «نذير» ياد كردهاند. جبرييل سر اين دو را به پشت برمىگرداند. بشير به خدمت امام عصر (ع) رسيده و گزارش ماجرا را براى ايشان نقل مىكند و سپس به دست حضرت توبه كرده و به حالت عادى باز مىگردد و در زمره ياران ايشان قرار مىگيرد. نذير نيز به سفيانى گزارش ماجرا را مىدهد و بلافاصله هلاك مىشود. ٤٦
٦. عقب نشينى تا افول و شكست
سپاهيان سفيانى از اين پس عقب نشينى را تجربه