ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - كميته مجازات
عدهاى از جمله سيد محسن مجتهد (فرزند محمّدباقر صدرالعلما و داماد سيد عبدالله بهبهانى) كشته شدند. سيد محسن مجتهد در اين زمان نفوذ فرواوانى در تهران و سراسر ايران به دست آورده بود. ٢٢ قتل او به دست احسانالله خان دوستدار، حسين لَله و حاجى على صورت گرفت و آنان قبل از شروع عمليات، مقدارى عرق مصرف كرده بودند. ٢٣ يكى ديگر از قربانيان اين كميته ميرزا عبدالحميدخان متين السلطنه ثقفى، مدير روزنامه عصر جديد، بود كه در روزنامه مظفرى بوشهر (شمارههاى ٦٧ و ٦٨، مورخ شعبان ١٣٢٢ ق.) مقالهاى تند بر ضد اردشير ريپورتر منتشر كرده بود. ٢٤ هسته مركزى كميته مجازات ابوالفتح زاده، منشىزاده و مشكاتالممالك بودند و ابوالفتحزاده رئيس كميته محسوب مىشد. بنابراين، مىتوانيم كميته مجازات را، كه سران آن به بهائى گرى شهرت كامل داشتند، ٢٥ يك شبكه تروريستى بهائى بخوانيم. مدتى بعد، اعضاى كميته شناسايى و چندتن از ايشان دستگير شدند. ابوالفتحزاده و منشىزاده در ٢٦ ذيقعده ١٣٣٦ ق. به شكلى مرموز در سمنان به قتل رسيدند و احسانالله خان دوستدار به قفقاز گريخت. مشكاتالممالك پس از مدت كوتاهى آزاد شد.
پس از دستگيرى اعضاى كميته مجازات، احمدخان صفا، مسئول پرونده فوق در نظميه، به شكلى مرموز به قتل رسيد. در اين زمان، گروهى به نام كميته سيمرغ طى اطلاعيهاى خطاب به رئيس الوزرا قتل صفا را ناشى از مماشاتى دانست كه دولت در قبال بهائيان در پيش گرفته است. گروه فوق مدعى بود كه در تنظيم پرونده تنها نام ابوالفتحزاده و منشىزاده كه بر خلاف ميل مسئولان دولت تصادفاً به تله افتادهاند، ذكر شده و مشاركت ساير بهائيان مسكوت مانده است. در اين اعلاميه چنين مىخوانيم: «احسانالله خان، قاتل منتخبالدوله، و احمدآقاى روحى و ميرزا ضياءالله كه عضو عمده كميته تروريست بودند، هر كدام در محلى مشغول عيش و نوش مىباشند كه بر تمام حول و اسرار اطلاع داريم. نخواهيم گذاشت كه كميته و وزراء از طايفه بهائى تشكيل شود زيرا كه اينها شروع به وزيركشى هم خواهند كرد تا اينكه ديگر كسى زير بار وزارت نرود و ميدان را براى خود مصفّا نمايند. اين رشته سر دراز دارد». ٢٦
در زمان دستگيرى اعضاى كميته مجازات، فرقه بهائى در دستگاه نظميه از چنان نفوذى برخوردار بود كه بتواند پرونده را به شيوه دلخواه خود فيصله دهد. نفوذ بهائيان در نظميه از زمان رياست كنت دو مونت فورت بر نظميه تهران آغاز شد. عبدالرحيم ضرابى (بهائى كاشانى) معاون او و كلانتر تهران بود و به اين دليل به عبدالرحيم خان كلانتر شهرت داشت. عبدالرحيم ضرابى با مانكجىها تريا، رئيس شبكه اطلاعاتى بريتانيا در ايران، مرتبط بود و كتاب «تاريخ كاشان» را به سفارش مانكجى نوشت. از اين كتاب سه نسخه خطى وجود داشت كه در اختيار مانكجى، هنرى ليونل چرچيل (كارمند سفارت بريتانيا) و جلالالدوله (پسر ظلّالسلطان و حاكم كاشان) بود. ٢٧ عبدالرحيم خان ضرابى از اعضاى خاندان سپهر و از خويشاوندان مورخالدوله سپهر است و پدر عليقلى خان نبيلالدوله بهائى معروف كه از دوستان عباس افندى و سالها كاردار سفارت ايران در ايالات متحده آمريكا بود. عليقلى خان ضرابى (نبيلالدوله) نيز در جوانى در سفارت انگليس در تهران كار مىكرد. وى در آمريكا يكى از ماسونهاى بلندپايه شد و در طريقت اسكاتى كهن به درجه سىو سوم (عالىترين درجه ماسونى) رسيد. ٢٨
برخى از مورخان كوشيدهاند گردانندگان و دستاندركاران كميته مجازات را انقلابيونى صادق و خشمگين جلوه دهند كه از نابسامانى پس از انقلاب مشروطه و تحقق نيافتن آرمانهاى خود سرخورده شدند و به تروريسم روى آوردند. ٢٩
اين تحليل، كه در سريال تلويزيونى پربيننده «هزار دستان»- ساخته على حاتمى- انعكاس يافته، به كلى نادرست است. بررسى دقيق زندگىنامه گردانندگان كميته مجازات، چهرهاى به كلى ناسالم و وابسته به كانونهاى استعمارى از ايشان به دست مىدهد و كارگزاران ايشان نيز گروهى اوباش و آدمكُش حرفهاى، چون كريم دواتگر، بودند. برخى نويسندگان، عمليات كميته مجازات را اعتراض انقلابى در مخالفت با قرارداد ١٩١٩ و دولت وثوقالدوله خواندهاند كه اين ادعا نيز به كلى بىپايه است. كميته مجازات در زمان اوّلين دولت وثوقالدوله در سال ١٢٩٥ تشكيل شد و تنها پنج ماه (تا پاييز ١٢٩٦) فعاليت كرد. بنابراين عملكرد آن ربطى به قرارداد ١٩١٩ نداشت.
يكى از سه پسر ميرزا ابراهيم خان منشىزاده، به نام داوود منشىزاده، در سالهاى پس از شهريور ١٣٢٠ به تأسيس گروه فاشيستى «سومكا» دست زد. اين گروه با نظاميان عالى رتبه و ابسته به سازمان اطلاعاتى انگليس، به رهبرى سرلشكر حسن ارفع، رابطه تنگاتنگ داشت و اقدامات آن بخشى از عمليات شبكه فوق به شمار مىرفت. ٣٠
پىنوشتها در دفتر مجله موجود است.