ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - مصائب مسيح
ناتوانى بشر از رهايى از آن اشاره دارند، مانند: «وكيل مدافع شيطان»، «روز ششم»، «پايان جهان»، «دروازه نهم» و ... كه با بزرگ نمايى قدرت شيطان، انسانها را از هر چه گرايشهاى دينى است، مىترساند.
امّا در اين ميان مىتوان آثارى هم يافت كه به هر حال مخاطب را به تفكر دينى رهنمون ساخته و ذهنش را براى تعمق و تدبر آماده مىسازند. فيلمهايى مانند: «هفت» و «باشگاه مشتزنى» (ديويد فينچر) يا «تماس» (رابرت زمه كيس) و يا «ماگنوليا» (پل تاماس اندرسن) كه اغلب به سرگشتگى انسان امروز و قرار گرفتن عذاب الهى بر سر اشاره دارد. يا فيلمى همچون «رؤياهايى كه مىآيند» ساخته وينسنت وارد، كارگردان استراليايى كه اساساً جهشى ساختارى در سينماى دينى محسوب مىگردد. وينسنت وارد، با نمايش تصاويرى خيرهكننده از عالم آخرت بر اساس آنچه كه در كتب مقدس دينى آمده است، علاوه بر ارائه نوعى نگرش مذهبى به پاداش و عذاب خداوندى، با استفاده از تكنولوژى پيشرفته، ساختار را در خدمت مضمون دينى فيلم قرار داد.
گرايش امروز جامعه غرب به سوى مضامين و باورهاى دينى انكارناپذير است. يك دليل اثبات اين مدعا، استقبالى است كه در سالهاى گذشته از فيلم «مصائب مسيح» مل گيبسن به عمل آمد و آن را در رده هشتم پرفروشترين فيلمهاى تاريخ سينما- حتى بالاتر از سرى «اينديانا جونز»- قرار داد. اين در حالى بود كه پيش از اين، فيلمهاى بسيارى درباره زندگى و به صليب كشيده شدن حضرت مسيح (ع) ساخته شده بود. شايد به همين دليل است كه هنوز هاليوود براى ساختن فيلمهاى دينى علاقه نشان مىدهد. امّا بىمناسبت نيست براى دريافت مقاصد تهيهكنندگان هاليوودى از ساخت چنين فيلمهايى و اهدافى كه از قِبَل آنها جست و جو مىكنند، نگاهى دوباره به فيلم «مصائب مسيح» مل گيبسن كه به عنوان الگوى فيلمهاى دينى هاليوودى و اخيرترين اين دسته آثار محسوب مىشود، داشته باشيم.
مصائب مسيح
به نظر مىآيد روايت مل گيبسن از روند به صليب كشيده شدن حضرت مسيح (ع) بيشتر تحت تأثير ساختار سينماى غلوآميز، پرسرو صدا و به اصطلاح آرتيستى و صرفاً تجارى امروز هاليوود مىباشد. همچنانكه روايت دهه نودى «رنج و شور» ژاندارك نيز در دوربين لوك بسون بيشتر به قصههاى شواليههاى افسانهاى شبيه است تا بازآفرينى حماسه معنوى دختر چوپان جوانى كه شجاعانه درمقابل انگيزاسيون كليساى قرون وسطى ايستاد.
سكانسهاى بسيار طولانى شلاق زدن عيسى مسيح (ع) به دست سربازان رومى كه بيشتر از آنكه تكان دهنده باشد،- به ويژه در اواسط فيلم- كسالتبار و خسته كننده و سوهان روح مىگردد و حتى قطعهاى سردستى و متناوب گيبسن به چهره شاهدان اين مراسم نيز از كسالت آن نمىكاهد. همچنين است سكانس طولانى حمل صليب تا روى تپههاى «جلجتا» كه بارها و بارها، نقش زمين شدن بازيگر كاراكتر عيسى مسيح را شاهد هستيم تا آنجا كه از تكرار و يكنواختى صحنه كلافه مىشويم. به ويژه با آن سر وصداى متداوم مردم و نعرهها و عربدههاى سربازان رومى كه گاهى تماشاگر را نه از آنها كه از خود فيلم عصبى مىكند.
خشونت فيلم هم بيشتر آزاردهنده و مهوّع است و به ژانر استفاده شده در فيلمهاى صرفاً تجارى حادثهاى يا جنايى و يا ترسناك امروز كه خون و گوشتهاى قطعه قطعه شده از در و ديوارش مىريزد، همچون: «كشتار اره برقى تگزاس»، «پيچ عوضى»، «تب كلبه»، «اژدهاى سرخ» و ... شبيه است تا اينكه تأثيرگذار و تكاندهنده باشد.
زرق و برق ماهوارهها همچنانكه درMTV مل گيبسن و در واقع در سينماى امروز تحت تأثير كليپهاى پرداخت افسانهها و قصهها و قهرمان
جلوه دادن شخصيّتهاى داستانى موفق مىنمايانند، در روايت روابط و قهرمانان واقعى الكن مىباشند؛ زيرا مىخواهند يا ناچارند همان ساختار معمول را به كار ببندند.
نكته قابل توجه اينكه فيلم مصائب مسيح در اكران نخست، به دليل صحنههاى خشونتبار و آرتيستى خود مورد توجه مسيحيان متعصب قرار نگرفت و مل گيبسن ناچار شد با حذف برخى از صحنههاى ذكر شده، آن را دوباره به اكران در آورد و با تبليغات فراوان، اين بار، همه مسيحيان عالم را به ديدن فيلم دعوت نمايد.
فيلم «مصائب مسيح» به رغم همه پروپاگانداى سرسامآور رسانههاى غربى، فيلمى ضدّ يهود نيست و حتى در حدّ نسخههايى كه نيكلاس رى و فرانكو زفيره لى درباره زندگى حضرت مسيح (ع) ساختهاند، مىباشد.
چنانچه از اين بابت، همان اپيزود فيلم «تعصب» گريفيث، ضدّ يهودتر مىنماياند. در آن فيلم، واقعاً قرار بود تصاوير به صليب كشيدن حضرت مسيح (ع) از سوى يهوديان فيلمبردارى شود كه با اعتراض جماعت يهود، گريفيث به جاى يهوديان، سربازان رومى را جايگزين كرد. امّا گريفيث همچنان تأثير احبار و راهبان يهود را در صدور حكم تصليب حضرت مسيح (ع) باقى گذارد، به طورى كه در فيلم مذكور، آنها به طور مستقيم اين حكم را جارى مىنمايند؛ درست برخلاف آنچه در فيلم مل گيبسن تبليغ گرديد كه يهوديان را تنها در حكم سنگسار مُحِقّ مىدانست و صدور