ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - توفان آخرين
جنون توفانى
|
در مسير چشمانت باغ لاله مىكارم |
از نگاه آهويت ديده بر نمىدارم |
|
|
مثل موج بىتوفان، مثل ابر سرگردان |
حلقه حلقه مىگردم، قطره قطره مىبارم |
|
|
آتشم اگر افزود، عشق سرپناهم بود |
اى جنون مدد فرما شوق آتشين دارم |
|
|
كافرم اگر خوانى نيستام پشيمانى |
جز به طاق ابرويت سر فرو نمىآرم |
|
|
باز بوى ليلايم، مىكشد به صحرايم |
با جنون همآوايم كم دهيد زنهارم |
|
|
چين زلف او مىگفت شب هميشه طولانىست |
گفتمش پريشان كن من هميشه بيدارم |
|
|
بند بند آوازم ناله شد نيستان را |
گوشه مخالف زد پرده پرده تارم |
|
|
با دلم چهها كردى، اى جنون توفانى؟ |
مثل كوه مىلرزد شانههاى ستوارم |
|
|
تيغ اگر به كف آيى، اين سر است و سودايى |
خانهزاد درگاهم، پاىبوس دربارم |
|
|
مدحت تو مىگويم طلعت تو مىجويم |
تا شود مُنوّر با نام «مهدى» اشعارم |
|
|
هيچم و نمىارزم، با تو عشق مىورزم |
مثل طوطيان هر دم، نام تو به لب دارم |