ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - ج) دوران شكوفايى مجدد
روبرو بوده است.
در اين دوران «انجمن حجّتيه» (١٣٦٢- ١٣٣٢) كه در زمان خود گستردهترين و فعالترين تشكل فرهنگى، اعتقادى در حوزه مهدويت بود، با اتخاذ موضعگيرىهاى نادرست در برابر رهبر انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى اين ذهنيت را براى بسيارى از انقلابيان ايجاد كرد كه فعاليتهاى مهدوى با اهداف انقلاب و نظام در تضاد است و گفتوگو از امام مهدى (ع) به معناى ضدّيت با ولايت فقيه است.[١]
استمرار اين موضعگيرىها و بىتوجهى رهبران انجمن نسبت به تذكرهاى فراوان حضرت امام، در نهايت منجر به برخورد شديد رهبر انقلاب اسلامى با تشكل يادشده و تعطيل شدن فعاليتهاى آن در مرداد ١٣٦٢ شد.
ماجراى تعطيل شدن انجمن حجّتيه در تاريخ ياد شده از اين قرار بود كه حضرت امام در ٢١ تير ١٣٦٢ ضمن سخنرانى ويژه عيد سعيد فطر، به بررسى جريانهاى مخالف با حركت اصيل انقلاب اسلامى پرداخت و در بررسى يكى از اين جريانها فرمود:
«... و يك دسته ديگر هم كه تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد. حضرت صاحب مگر براى چى مىآيد؟ حضرت صاحب مىآيد معصيت را بردارد ما معصيت كنيم كه او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دستهبندىها را براى خاطر خدا اگر مسلميد و براى خاطر كشورتان اگر ملى هستيد، اين دستهبندىها را برداريد و در اين موجى كه الآن اين ملت را به پيش دارد مىبرد، در اين موج خودتان را وارد كنيد و بر خلاف اين موج حركت نكنيد كه دست و پايتان خواهد شكست».[٢]
در پى اين رهنمودهاى امام راحل، رهبران انجمن حجتيه كه متوجه مخاطب سخنان ايشان شده بودند، با صدور اطلاعيهاى اعلام كردند:
«براساس عقيده دينى و تكليف شرعى خود، تبعيت از مقام معظم رهبرى و مرجعيت و حفظ وحدت و يكپارچكى امت و رعايت مصالح عاليه مملكت و ممانعت از سوء استفاده دستگاههاى تبليغاتى بيگانه و دفع غرضورزى دشمنان اسلام را بر ادامه خدمت و فعاليت مقدم دانسته، اعلام مىداريم كه از اين تاريخ، تمامى جلسات و خدمات انجمن تعطيل مىباشد و هيچ كس مجاز نيست تحت عنوان اين انجمن، كوچكترين فعاليتى كند و اظهارنظر يا عملى مغاير تعطيلى نمايند كه يقيناً در پيشگاه خداى متعال و امام زمان- سلامالله عليه- مسئول خواهد بود».[٣]
عملكرد نادرست انجمن حجتيه، ديدگاههاى خاص انجمن ياد شده درباره فرهنگ انتظار و مهدويت[٤] و موضعگيرى شديد حضرت امام در برابر اين انجمن بر اين باور نادرست دامن زد كه فعاليتهاى مهدوى در تضاد با شرايط انقلابى كشور و به مثابه ضديت با رهبر معظم انقلاب اسلامى است، و همچنين موجب شد كه بسيارى از مبلغان مذهبى از بيم متهم شدن به هوادارى انجمن حجتيه و در نتيجه برخوردهاى قضايى و انتظامى، از تبليغ و ترويج فرهنگ مهدويت و انتظار در مجالس و محافل مذهبى خوددارى كنند.[٥]
اين خودسانسورى و توهم نادرست در عمل منجر به ركود فعاليتهاى فرهنگى، اجتماعى در حوزه مهدويت و انتظار در يك دوره دهساله شد.
ج) دوران شكوفايى مجدد
سالهاى پايانى دهه دوم پيروزى انقلاب را بايد دوران شكوفايى مجدد انديشه مهدويت و انتظار در ايران اسلامى ناميد. در اين سالها، گروهى از فرزندان انقلاب اسلامى و وفاداران به آرمانهاى امام خمينى (ره) با الهام از انديشههاى اين پير فرزانه تلاش سازمانيافتهاى را براى احياى آرمان مهدويت در كشور اسلامى ايران آغاز كردند. اين گروه با درك عميق از موقعيت انقلاب اسلامى در جهان، نيازهاى فرهنگى جامعه اسلامى ايران و شرايط سياسى، فرهنگى و اقتصادى حاكم بر جهان معاصر، تبليغ و ترويج باور مهدى و فرهنگ انتظار را سرلوحه فعاليتهاى خود قرار داده و پرداختن به امور زير را در عصر حاضر ضرورى دانستند:
١. شناسايى و نقد بنيادين جنبههاى گوناگون فرهنگ و تمدن مغرب زمين به عنوان فرهنگ و مدنيتى كه در تقابل جدى با آرمان «حقيقت مدار»، «معنويتگرا» و «عدالتمحور» مهدوى قرار دارد؛ زيرا انسانهاى عصر غيبت تنها زمانى مىتوانند به ريسمان ولايت مهدوى چنگ زنند و به تمام معنا در سلك منتظران موعود قرار گيرند كه باطل زمان خويش را به درستى بشناسند و با