ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - ٥ اسباب بداء
دست او را ببندد.
ب) پيامبرشناسى و امام شناسى: اهميت بداء در پيامبرشناسى، تا حدّى است كه امام رضا (ع) مىفرمايد: «خدا هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر همراه با تحريم خمر و اقرار به بداء براى خدا».[١] اعتقاد به امكان بداء و تغيير در تقديرات، بسط يد و قدرت مطلق خدا را براى پيامبر اثبات مىكند. بداء به پيامبر مىفهماند كه هر چند با عنايت خدا به تقديرات جهان آگاه گشته، امّا اين تقديرات قابل تغيير است و تنها خداست كه از علم مطلق برخوردار است. در نتيجه، پيامبر به علم خويش اتّكا نمىكند و در همه امور، خود را وابسته به خدا مىبيند.
علمى كه قابل تغيير نيست، علم مكنون و مخزون خداست كه كسى جز خدا از آن آگاه نيست، در حالى كه علم ملائكه، پيامبران و امامان معصوم (ع) نسبت به آينده قابل بداء است. از اين رو، آنان به علم خود اتّكا نمىكنند و به طور مطلق از آينده خبر نمىدهند، مگر مواردى كه خداوند از عدم وقوع بداء در آنها خبر داده است، مثل ظهور منجى موعود و برپايى حكومت جهانى حضرت مهدى (ع).[٢]
ج) انسانشناسى: اگر بداء را نفى كنيم و خداوند را فارغ از كار قضا و قدر بدانيم، انگيزهاى براى تغيير وضعيت موجود خود، از طريق كارهاى خير و عبادات و نماز باقى نخواهد ماند، زيرا هر چه مقدّر شده همان خواهد شد و هيچ تغييرى در قضا و قدر رخ نخواهد داد.
اصولًا اميد به آينده و روحيه تلاش، در گرو اميد به تغيير وضعيت و امكان بهبود وضعيت موجود است. از سويى ديگر، اگر خداوند تقديرها را تغيير نمىدهد، چرا با دعا و تضرّع به درگاه احديت و اتّكا و التجاء به خدا، از او بهتر شدن وضعمان را بخواهيم؟ بنابراين، اعتقاد به بداء، از يك سو روحيه اميد و تلاش را به انسان مىدهد و از سوى ديگر روحيه دعا و توبه و تضرع و توكل به حق تعالى را در انسان تقويت مىكند. بدين سان نقش اعتقاد به بداء در حيات مادى و معنوى انسان آشكار مىشود؛ زيرا مقولاتى همچون اميد، تلاش، دعا، توجه و توكل، حيات معنوى انسان و نيز حيات مادى او را بر پايه حيات معنوى شكل مىدهد.
٥. اسباب بداء
هر عملى- خواه مثبت و خواه منفى- مىتواند باعث تغيير در قضا و قدر يا بداء گردد. در قرآن و احاديث نيز به برخى اعمال خوب و بد اشاره شده است كه باعث بداء مىشوند. به ويژه دعا، صدقه و صله ارحام كه بيش از ديگر اعمال مورد تأكيد قرار گرفته است.
پيامبر اكرم (ص) دعا را باعث ردّ قضاى تقدير شده مىداند، حتّى اگر اين قضا محكم شده باشد: «دعا قضا را برمىگرداند، در حالى كه محكم شده است؛ محكم شدنى».[٣]
امام صادق (ع) فرمودند: «دعا كن و نگو كه خداوند از كارش [تقديرها] فارغ شده است».[٤] امام موسى كاظم (ع) نيز فرمودند: «بر شما لازم است دعا كردن، زيرا دعا به پيشگاه خدا و خواستن از او، بلايى را كه مقدّر شده و به مرحله قضا رسيده و تنها امضاى (وقوع) آن باقى مانده است، برمىگرداند».[٥]
همچنين در مورد نقش صدقه در مورد دفع مرگ سوء، از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمودند: «صدقه، مرگ بد را از انسان دفع مىكند».[٦] امام باقر (ع) نيز فرمودند: «نيكوكارى و صدقه، فقر را از بين مىبرند، عمر را طولانى مىگردانند و نود گونه مرگ بد را دفع مىكنند».[٧]
پيامبر اكرم (ص) صله رحم را باعث تأخير اجل و افزايش رزق مىداند: «هر كه به تأخير افتادن اجل و زيادى در روزى را دوست دارد، صله رحم كند».[٨]
از پيامبر اكرم (ص)، اميرمؤمنان (ع) و ديگر امامان نقل شده كه فرمودند: «صله رحم، عمر را زياد مىكند». ٢٤
پىنوشتها:
[١]. تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢١٧.
[٢]. القاموس المحيط، الصحاح، معجم مقاييس اللغة، ماده «بدو».
[٣]. سوره رعد (١٣)، آيه ٣٩.
[٤]. اصول كافى، ج ١، ص ١٤٧.
[٥]. تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢٢٠.
[٦]. اصول كافى، ج ١، ص ١٤٧.
[٧]. قرب الاسناد، ص ٣٥٣؛ بحارالانوار، ج ٤، ص ٩٧.
[٨]. الفردوس، ج ٥، ص ٢٦١.
[٩]. الطبقات الكبرى، ج ٣، ص ٥٧٤.
[١٠]. سوره مائده (٥)، آيه ٦٤.
[١١]. ر. ك: شيخ صدوق، توحيد، ص ١٦٧؛ تفسير عياشى، ج ١، ص ٣٣٠.
[١٢]. تفسير عياشى، ج ٢، ص ٢١٥.
[١٣]. براى نمونه بنگريد به: سبزوارى، شرح الأسماء الحسنى، ج ١، ص ٢٣٤.
[١٤]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٤٢؛ تفسير عياشى، ج ١، ص ٤٤.
[١٥]. سوره مائده (٥)، آيه ٢١؛ تفسير عياشى، ج ١، ص ٣٠٤.
[١٦]. براى نمونه در مورد كتابهاى سنيان بنگريد به: الطبقات الكبرى، ج ٣، ص ٥٧٤؛ الفردوس، ج ٢، ص ١١.
[١٧]. بحارالانوار، ج ٣، ص ٢٩٧.
[١٨]. تفسير عياشى ج ٢، ص ٢١٨.
[١٩]. التوحيد، ص ٣٣٤.
[٢٠]. نعمانى، غيبت، باب ١٨، ح ١٠.
[٢١]. اصول كافى، ج ٢، ص ٤٧٠؛ ر. ك: تاريخ بغداد ج ١٣، ص ٣٦.
[٢٢]. اصول كافى، ج ٢، ص ٤٦٦.
[٢٣]. همان، ص ٤٧٠.
[٢٤]. همان، ج ٤، ص ٥.
[٢٥]. بحارالانوار، ج ٩٦، ص ١١٩.
[٢٦]. اصول كافى، ج ٢، ص ١٥٢.
[٢٧]. بحارالانوار، ج ٧٤، صص ٩٤ و ٨٨ و ٨٩.