ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - ضرورت ظهور براى تحقق هدف خلقت
و ...) جا داشت كه اين بشر در مسير «صراط مستقيم» قرار بگيرد و به هدفى كه خداوند براى او تعيين كرده؛ يعنى هدف نورانيّت بر اساس طىّ مسير مستقيم، راه پيدا كند. خداوند در سوره ابراهيم مىفرمايد: «كِتابٌأَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ ١ [اين قرآن] كتابى است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را از تاريكىها به سوى روشنايى، به فرمان پروردگارشان درآورى، به سوى راه خداوند توانا و ستوده».
اين آيه، هم راه را مشخص كرده و هم هدف از آفرينش را، و هم آن كسى را كه «مُخرِج» است و انسان را در اين مسير قرار مىدهد و از ظلمات به سوى نور كه هدف نهايى و مقصد نهايى است مىرساند.
هدف نهايى و مقصد غايى آفرينش، همان نورانى شدن انسانها در بعد فردى و اجتماعىشان است. انسانها بايد در عرصه علم و دانش، اخلاق، رفتار، معارف و حِكَم، جهتِ نورانى پيدا كنند. «نور»، يعنى آن چيزى كه حقّ و واقع است؛ در مقابل «ظلمت»، يعنى آن چيزى كه باطل و معدوم است. علم، ايمان، فضائل اخلاقى (جود، سخا، كرامت، گذشت، و عفو و ...)، اعمال صالح و فقه و حقوق كه بر مبناى حكمالله و حقوق الهى شكل مىگيرند، نورند و در مقابل، جهل، بىايمانى (كفر)، اعمال طالح و نظاير آن ظلمتاند. هدف غايى خلقت از جانب خداوند آن است كه انسانها، هم به لحاظ حوزه فردى و هم به لحاظ حوزه اجتماعى، به سمت نورانى شدن حركت كنند.
در سوره حديد نيز چنين آمده است كه، ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب [آسمانى] و ميزان [شناسايى حق از باطل] نازل كرديم، «... لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ تا مردم قيام به عدالت كنند». عدالت و قسط نيز يكى از مصاديق آن نور است. اگر عدل را «عدالت اكبر» بدانيم، معنايش آن است كه عدل در همه حوزهها، اعم از علم، معرفت، اخلاق و ... محقّق شود كه با نورانيّت هممقصد است.
آن نقشهاى كه خداوند براى رسيدن به اين حوزه نورانى فراهم نموده است بر اساس همان آيه نخست، صراط مستقيم است: «إِلىصِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ». صراط در حيقيقت، همان مسيرى است كه بين انسان و مقصد او تنظيم شده است. يعنى براى رسيدن انسان به مقصد هيچ راهى جز راه صراط مستقيم وجود ندارد: «فَماذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ» ٣ يعنى هر راهى نيز غير از صراط مستقيم بىراهه و انحراف است و هرگز انسان را به مقصد نخواهد رساند.
امّا، [نكته سوم] آن [كسى] است كه «مخرج» است و مىتواند انسان را،- اوّلًا- در اين صراط قرار بدهد و- ثانياً- با هدايت و راهنمايىاش او را به آن مقصد نهايىاش برسان، آن رساننده، رسولالله (ص) است. لذا خداوند فرمود: «لِتُخْرِجَ؛ براى اينكه تو خارج بكنى، تو اينها را از ظلمات به سوى نور بيرون ببرى». حال، اگر كسى به منزله جان رسولالله (ص) بود، مانند اميرالمؤمنين (ع)، وجود اهلبيت (ع) يا خود وجود مقدس امام زمان (ع) كه رسول خدا (ص) فرمودند: «اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است». (اين اسم و كنيه، مظاهر ظاهرىاند و براى شناخت مردم است و الّا يعنى اينكه حقيقت او حقيقت من، خواسته او خواسته من و نظرش نظرمن است). يعنى هيچچيز جداى از اراده رسول گرامى (ص)، در حوزه اراده ائمّه ما و امام زمان (ع) نيست. زير اينها يك حقيقت و يك مسيرند. پس اين سه امر مشخص شد: هدف، مسير راهيابى به هدف، و كسى كه بايد اين هدف را اجرا كند.
حال، اگر هدفى كه براى آفرينش ترسيم شده چنين هدفى است، پس براى راهيابى به اين هدف بايد شخصيّتى داشته باشيم كه به آن آشنا باشد؛ خودش ذاتاً نورانى باشد و اين هدف الهى را به درستى بشناسد، بلكه خودش عين راه و هدف باشد. بنابراين فرد ديگرى كه اين شاخصهها را نداشته باشد، نمىتواند چنين كارى را براى جامعه بشرى به انجام برساند. بنابراين ظهور امام زمان (ع) هدف نيست بلكه وسيلهاى براى نورانى كردن جامعه و تحقق هدفى است كه خدا وعده آن را داده است.
\* با توجه به مطلبى كه اشاره فرموديد، اين سؤال به ذهن مىرسد كه چطور اين هدف الهى، از طريق ارسال رسل و انزال كتب تا زمان پيامبر اكرم (ص) و پس از آن حضرت تا قبل از امام دوازدهم (ع) و بدون ظهور امام مهدى (ع) محقق نشده و نمىشود؟
\* چون اين هدف بسيار عالى و مقصد بسيار سامى (رفيع) است، تنها اراده حق- سبحانه و تعالى- بايد آن را محقق كند و آن هدف در هيچ دورانى بدون حضور پيغمبر يا امام معصوم (ع) تحقق نمىيابد: «إِنَّماأَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ٥؛ تو فقط بيمدهندهاى و براى هر گروهى، هدايتكنندهاى است». ما بدون يك هدايت الهى و آسمانى نمىتوانيم در مسير، قرار بگيريم چون مسير، معصوم است و شخصى بايد باشد كه اين مسير معصوم را به درستى بنماياند.
الآن اين همه علما، مراجع و كارشناسان دينى كه وجود دارند اگر همهشان بر امرى اتفاق هم داشته باشند ما نمىتوانيم عصمت آن را اثبات بكنيم. عصمت راه به يك