ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ضرورت ظهور براى تحقق هدف خلقت
داشت كه ما بايد براى آن دست به دعا برداريم و براى فرج امام زمان دعا كنيم. لطفاً بفرماييد كه در آن هنگام چه اتفاقى خواهد افتاد كه قبل از آن سابقه نداشته است؟
\* خود آيات و روايات ما اين امر را روشن كرده است كه چقدر نقش امام زمان (ع) نقش عظيمى است و با ظهور آن حضرت تحولى جهانى رخ خواهد داد. اوّلين تحول آن است كه امام عصر (ع) آنچه را كه ما به عنوان هدف و راه شناختهايم، به راستى و به صحّت براى ما بيان مىكند. آيا رفتار دينى ما همان رفتار مرضىّ امام عصر (ع) و پيامبر خدا (ص) است؟ آيا اين همان دين است؟! در روايات آمده است كه امام (ع) دين جديدى مىآورند، پس معنايش اين است كه متأسفانه مردم در مسيرى قرار گرفتهاند كه- ناخواسته- دين را تحريف مىكنند و انحرافاتى در آن قرار مىدهند. اوّلين تحوّل در ظهور امام (ع) اين است كه حقيقت را آشكار و ظاهر مىفرمايند. ما الآن فكر مىكنيم كه ديندار هستيم. بسيارى از سنّتهاى بشر سنّتهاى جاهلى است؛ آكنده از بدعتها، تحريفها و ... كه اندك اندك براى بشر عادى شده است.
لذا اوّلين كار امام زمان (ع) «اصلاح دين» است. همچنانكه على (ع) در فرمان خود به مالك اشتر فرمودند: «يا مالك إنّ هذا الدّين كان أسيراً فى أيدى الأشرار يعمل فيه بالهوى». مالك، فقط بايد دين خدا را آزاد كنيم؛ اين دين در دست اشرار اسير شده است. آنها بر اساس هوا و هوسشان آن را اجرا مىكردند. آن روز فقط حدود ٢٥ سال از بدو اسلام گذشته بود، امّا الآن كه بيش از هزار سال گذشته و در هر دورهاى انديشههاى راهزن و منحرفكننده آمده است، طبيعتاً آن دين ديگر دين خالص و واصب نيست. ما الآن مظاهرى از دين را داريم امّا آن دين مرضىّ از جانب خداوند كه فرمود: «وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» ١٠ و شرط كمال آن حضور ولىّ الهى و جانشينى پيامبر خدا (ص) است و تمامى جلوههاى حق در آن آشكار مىشود، نيست.
مطلب ديگر، اين است كه وقتى راه (يعنى دين حقيقى) مشخص شد، هدف و غايت نيز مشخص خواهد شد در حال حاضر هدف بشر چيست؟ تمام غايت و تلاش بشر اين است كه به خودش بپردازد. ما ادعا مىكنيم كه مسلمان و خدامحوريم امّا در واقع خودمحوريم. تمام آمال و اهداف و آرزو خودمان هستيم. خدا مقصد نيست. اگر كسى به نام و عنوان ما آسيب بزند، نمىتوانيم تحمل كنيم.
امام زمان (ع) كه ظهور بكنند، اين حقايق را آشكار مىكنند. همانطور كه شما نيز فرموديد، ما به انحراف عادت كرده و گمان كردهايم كه اين همان دين است. اين دين نيست، فقط از اسلام يك اسمى است. شما از مفاهيم اصلى دين مثل عدالت اجتماعى، خدامحورى، اخلاق و رفتار مرضىّ خدا چند درصد در جامعه مىبينيد؟
نكته ديگرى كه بسيار مهم است اينكه هدفى كه خداوند عالم براى پيامبر گرامى، فرزندانش و امام زمان (ع) قائل شده اين است كه: «لِيُظْهِرَهُعَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». ١١ ما الآن ٧٢ مذهب و فرقه (كلامى، فقهى ...) هستيم. هنگامى كه آن حضرت ظهور مىكنند، همه دينها به دين جامع حق كه همان اسلام است بازمىگردند و مقهور آن مىگردند. تحول جهانى كه رخ خواهد داد، «برطرف شدن همه اختلافات جوامعه است. ويژگى ممتازى كه بعد از وحدت دين اتّفاق مىافتد، «وحدت امتها و ملل است»؛ يعنى ظهور دين اسلام به عنوان دين غالب و ايجاد وحدت انسانى.
البّته آن تحول بىسابقه، مظاهر فراوانى دارد امّا يكى از مصاديق آن، عدالتى است كه امام زمان (ع) حاكم مىكنند. شما الآن در هيچ كجاى جهان عدالتى نمىبينيد. بعضىها هم كه حرف عدل را مىزنند در باطن، ظلم است. كسانى كه عدل را نفهمند و حرف عدل را بزنند، در باطن مرتكب نوعى ظلم شدهاند. مگر فهم عدل كار آسانى است؟ عدل يعنى «وضعالشّىء فى موضعه؛ قرار دادن هر چيزى در جاى خود آن». آيا خود آن شخص در موضع عدالت هست؟ خب، كسى كه در موقعيّت خودش نيست، عدل را نمىداند كه بتواند آن را اجرا كند الآن در جامعه ما در كشور خودمان ما در فهم عدل واحد نيستيم! اينكه عدالت جامعه انسانى چگونه اتفاق مىافتد.
از موارد ديگرى كه از متعلقات ظهور حضرت مهدى (ع) است، ظهور عبوديت تامّ الهى در عالم است: «يَعْبُدُونَنِيلا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً». ١٢
از جمله ديگر تحولاتى كه در عصر ظهور امام زمان (ع) رخ مىدهد كه قبل از آن سابقه نداشته است، مىتوان به «امنيّت مطلق» اشاره كرد.
خداوند فرموده است: ما انسانها را در نهايت به «منطقه امن» مىرسانيم؛ جايى كه «وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً؛ ٤ و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدّل مىكند [آنچنان] كه تنها مرا مىپرستتند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت». جايى كه در كمال امنيت و آرامش عبادت خدا را انجام دهند. الآن شايد جمعيتهايى در سراسر دنيا باشند كه اجمالًا عبادتشان را انجام مىدهند امّا بسيارى از اعمالشان را براساس خوف و هراس انجام مىدهند. امنيتى براى جامعه بشرى نيست؛ چه برسد به جامعه اسلامى. آن عدل و امنيت آنچنانى- كه وعده خداوند عالم است- قطعاً بايد از جايگاه كسى باشد كه بتواند به آن مسائل بپردازد.