ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - طب مزاجى يا طب مولكولى
شدند كه طبّ طبيعى قديم مجدداً زنده شود تا بيماران از گزند درمانهاى كنونى نجات يافته و از مرگ و مير بيماران جلوگيرى به عمل آيد.
پرفسور آندره ژاكلن مىگويد: يكى از امتيازات پزشكى معاصر اين است كه به موضوع «مزاجها»(Temperements) كه براى پزشكان قديم در رديف اوّل اهميّت قرار داشت توجه كرده و آن را به صورت تازهاى درآورده است، حال آنكه زمانى كه مشغول به تحصيل پزشكى بوديم، موضوع مزاجها را مردود و مطرود مىدانستند. هر قدر «اتيولوژى» (علت بيمارى) در بسيارى از بيمارىها اهميت داشته باشد نمىتواند به اندازه انواع واكنشهاى بدن و به عبارت ديگر به قدر ساختمان مزاجى بيماران مهم شمرده شود و بايد دانست كه سرانجام بسيارى از بيمارىها به علت همين زمينههاى مزاجى بروز مىكند».
پرفسور آندره ژاكلن مىنويسد: «نخستين كنگره بينالمللى كه تحت عنوان «طبّ نوبقراطى»(Medecine neo -Hippocretiqive به سال ١٩٣٧ ميلادى در پاريس منعقد گرديد كه هدفش بحث پيرامون مزاجهاى افراد بشر بود. كنگره مزبور انجمنى به نام «تيپولوژى»(Typologie) تشكيل داد كه هدف آن مطالعه و تحقيق در اين زمينه بود.
با كمال تأسف بايد گفت كه كليه دانشمندان و محققانى كه نماينده كشورهاى مختلف اروپا و آمريكا بودند و براى رفع نقائص و خطاها و خطرات پزشكى معاصر و جلوگيرى از مرگ و مير بيماران در آن دو كنگره «بقراطى» و «نوبقراطى» شركت كرده بودند و اساس صحبتها و بحثهاى آنان در پيرامون «مزاج» دور مىزد هيچكدام از آنها هيچگونه اقدام مثبت و مفيدى دراينباره نكرده و مسئله مزاجها همچنان عقيم و سر به مهر بماند زيرا براى حلّ اين مسئله لازم بود كه اطلاع صحيح و دقيقى از مندرجات قديم طبى، مخصوصاً از «قانون» تأليف شيخالرئيس ابوعلى سينا داشته باشد كه متأسفانه نداشتند. به طور مثال پرفسور «كاوادياس»(Cawadias) كه نماينده كشور انگلستان بود نظر داد كه براى درك صحيح مزاجها بايد به كتاب بسيار قديمى «كانون»(Kanon) مراجعه كرد و منظورش از ذكر كلمه كانون، قانون بوعلى بود، ولى چون درباره ابن سينا و عقايد او و اطلاعاتى كه مربوط به مزاج باشد نداشت نتوانست دراينباره توضيحاتى بدهد. خلاصه كلام اينكه آن همه بحث و گفتوگوها در دو كنگره مزبور هيچگونه نتيجه عملى و سودمند براى مردم نداشت و اين رباعى درباره شركتكنندگان در آن دو كنگره مصداق پيدا كرد:
|
آنان كه محيط فضل و آداب شدند |
در جمع كمال شمع اصحاب شدند |
|
|
ره زين شب تاريك نبردند برون |
گفتند فسانهاى و در خواب شدند |