ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
انقلاب اسلامى و فرهنگ انتظار
٢ ص
(٤)
سير تحول فرهنگ مهدويت و انتظار در سه دهه گذشته
٢ ص
(٥)
الف) دوره احياى فرهنگ مهدويت و انتظار
٢ ص
(٦)
ب) دوران افول
٣ ص
(٧)
ج) دوران شكوفايى مجدد
٤ ص
(٨)
از ميان خبرها
٦ ص
(٩)
فعاليت 666 سايت شيطان پرستى فارسى
٦ ص
(١٠)
دلفين صهيونيست ها در آب هاى خليج فارس
٦ ص
(١١)
تحليلگر روس آمريكا در سال 2010 فرو مى پاشد
٦ ص
(١٢)
ايران؛ امپراطورى درحال ظهور
٦ ص
(١٣)
آشنايى با فعاليت هاى فرقه انحرافى بهاييت
٧ ص
(١٤)
درخت كريسمس و بابانوئل در مهدكودك هاى اسلامى
٧ ص
(١٥)
تورات باستانى عراق ربوده شد
٧ ص
(١٦)
پاپ و طرح تبليغ گسترده مسيحيت در ايران
٧ ص
(١٧)
خشنودى خاخام هاى صهيونيست از كشتار كودكان غزه
٧ ص
(١٨)
«تيموتى فرنيش» كه بود و براى چه به ايران آمد؟
٨ ص
(١٩)
استراتژى دشمنان در جنگ عليه امام مهدى (ع) مجتبى السادة
١٠ ص
(٢٠)
انقلاب اسلامى نويد بخش ظهور
١٥ ص
(٢١)
گرايش هاى دينى در سينماى امروز دنيا
١٦ ص
(٢٢)
مصائب مسيح
١٩ ص
(٢٣)
ضرورت ظهور براى تحقق هدف خلقت
٢١ ص
(٢٤)
روزشمار سال ظهور
٢٥ ص
(٢٥)
ظهور براى اقامه دين
٢٨ ص
(٢٦)
ادبيات سكولار و دينى در تحليل تاريخ
٢٨ ص
(٢٧)
1 ادبيات قرآنى و روايى
٢٨ ص
(٢٨)
2 اين ادبيات در دنياى مدرن
٢٨ ص
(٢٩)
3 نزاع دائمى كفر و ايمان
٢٨ ص
(٣٠)
مرحله تأسيس شرايع
٢٩ ص
(٣١)
1 تقابل اول ابليس با خليفه خدا
٢٩ ص
(٣٢)
2 حقيقت واجب و حرام شبكه اتصال
٣٠ ص
(٣٣)
مرحله اقامه
٣٠ ص
(٣٤)
1 مأموريت دوم خليفه خدا اقامه دين
٣٠ ص
(٣٥)
2 مقابله دوم ابليس طاغوت سازى
٣١ ص
(٣٦)
به سوى فرداى ظهور
٣١ ص
(٣٧)
1 ظهور؛ تأويل اقامه دين
٣١ ص
(٣٨)
2 ما و برنامه اقامه دين
٣٢ ص
(٣٩)
آشنايى با مفاهيم و اصطلاحات نشانه هاى ظهور
٣٣ ص
(٤٠)
1 نشانه هاى ظهور
٣٣ ص
(٤١)
2 مَلاحِم
٣٣ ص
(٤٢)
3 فِتَن
٣٣ ص
(٤٣)
4 اشراط الساعة
٣٤ ص
(٤٤)
5 شرايط ظهور
٣٤ ص
(٤٥)
دخترك و جعبه طلايى
٣٥ ص
(٤٦)
امام خمينى (ره) و مدّعيان دروغين ارتباط با امام زمان (ع)
٣٦ ص
(٤٧)
چند نكته در حاشيه اين برخورد
٣٧ ص
(٤٨)
بداء
٣٨ ص
(٤٩)
1 مفهوم بداء
٣٨ ص
(٥٠)
2 دلايل عقلى بداء
٤٠ ص
(٥١)
3 بداء و علم ازلى
٤٠ ص
(٥٢)
4 آثار آموزه بداء
٤٠ ص
(٥٣)
5 اسباب بداء
٤١ ص
(٥٤)
جنون توفانى
٤٣ ص
(٥٥)
هنوز
٤٣ ص
(٥٦)
اماما
٤٣ ص
(٥٧)
توفان آخرين
٤٣ ص
(٥٨)
شعر وادب
٤٤ ص
(٥٩)
لحظه عظيم صعود
٤٤ ص
(٦٠)
پيرى به سيماى سحر
٤٤ ص
(٦١)
بيدارى
٤٤ ص
(٦٢)
فجر بيدارى
٤٤ ص
(٦٣)
خورشيد قيام
٤٥ ص
(٦٤)
ديوار شب شكافت
٤٥ ص
(٦٥)
آزادى جاويد
٤٥ ص
(٦٦)
نخستين جرعه ها (منازل سير و سلوك)
٤٦ ص
(٦٧)
قلب سليم
٤٦ ص
(٦٨)
منزل اوّل
٤٧ ص
(٦٩)
يك نمونه
٤٨ ص
(٧٠)
كراماتى از نحله نجف
٤٩ ص
(٧١)
درآمدى بر تربيت نسل منتظر
٥٠ ص
(٧٢)
4 اصل محبت
٥٠ ص
(٧٣)
اظهار محبت
٥١ ص
(٧٤)
محبت خود را مشروط نكنيد
٥١ ص
(٧٥)
محبت مانع تربيت نباشد
٥١ ص
(٧٦)
زيان هاى افراط در محبت
٥٢ ص
(٧٧)
راه هاى ابراز محبت
٥٢ ص
(٧٨)
حكايت ديدار
٥٣ ص
(٧٩)
پيام ها و برداشت ها
٥٤ ص
(٨٠)
طب مزاجى يا طب مولكولى
٥٧ ص
(٨١)
نور هدايت
٦٢ ص
(٨٢)
مهر حسين (ع)
٦٢ ص
(٨٣)
حسين (ع) باب رحمت الهى
٦٣ ص
(٨٤)
راه حسين (ع) راه دل
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - گرايش هاى دينى در سينماى امروز دنيا

براى نمونه در فيلم «كتاب آفرينش»، اين روايت مسلم تاريخى- دينى كه حضرت ابراهيم (ع)، اسماعيل را به يك قربانگاه مى‌برد و خداوند به جاى او ذبح ديگرى ظاهر مى‌كند و سپس حضرت ابراهيم (ع) به كمك حضرت اسماعيل، خانه كعبه را بنا مى‌كند، تغيير يافته و به جاى حضرت اسماعيل، اسحاق را جايگزين شده كه حضرت موسى (ع) از نوادگان وى محسوب مى‌شود.

امّا از اواسط دهه ٦٠ كه موج عصيانگرى اروپا به شيوه‌هاى مختلف به آمريكا هم رسيد و در سينمايش نيز تأثير گذاشت، به تدريج به همراه تحليل رفتن مبانى اخلاقى و خانوادگى در فيلم‌ها، فضاى دگرانديشى در موضوعات مذهبى و دينى هم تشديد شد، به گونه‌اى كه برخى فيلم‌سازان حتى به خود اجازه دادند برداشت‌هايى كاملًا مادى درباره سوژه‌ها و داستان‌هاى دينى ارائه دهند و مبانى مذاهب مختلف را كهنه و عقب مانده به تصوير بكشند. اين نوع تلّقى‌ها حتى تا اثر موزيكالى همچون «عيسى مسيح فوق بازيگر» ساخته فيلم‌ساز يهودى، نورمن جويس در سال ١٩٧٣ نيز رسيد. اين در حالى بود كه قدرت باندهاى لابى يهود در هاليوود به جايى رسيده بود كه در عين به سخره كشيدن مذاهب ديگر، هر گونه تجديدنظر نسبت به دين يهود را مصادف با اضمحلال و ضلالت تصوير مى‌كردند، آن‌گونه كه همين «نورمن جويسن» در اثر موزيكال «ويلن زن روى بام» نمايش داد.

اين به هجو كشيدن اعتقادات و باورهاى دينى دردهه‌هاى بعد، حتى در دهه ٩٠ كه نوعى جنبش بازگشت به مبانى اخلاقى و دينى در جامعه غرب پديدار شد و بعدى از سينماى آن نيز بالتبع به سمت و سوى آثار اخلاقى و دينى چرخش پيدا كرد، ادامه يافت. اين برخورد هجوگونه و استهزاء آميز به ويژه با عالم ارواح و فرشتگان، آخرت و جهان مردگان و از اين قبيل موضوعات در سينماى دهه ٩٠ و نيمه اوّلين دهه قرن بيست ويكم به وفور ديده مى‌شود. اگرچه فيلم «روح» جرى زوكر، اثر غير قابل قبولى در زمينه مواجهه با دنياى ارواح و مسئله كيفر و پاداش اخروى نبود، ولى از آنجا كه در هاليوود، هر مضمون و سوژه جدى آنقدر دست‌مالى مى‌شود كه تا حدّ يك بازى صرف در فيلم‌ها نزول پيدا كند، ادامه اين بازى با ارواح تا فانتزى‌هايى همچون «وحشت‌آفرينان» (پيتر جكسن) يا «كاسپر» (برداسيلبرلينگ) نيز ادامه يافت. از سويى ديگر، برخى از اين موضوعات دينى همچون حضور فرشتگان الهى روى زمين نيز در فيلم‌هايى مثل «مايكل» (نورا افرون) يا «شهر فرشتگان» (براد سيلبرلينگ) و يا «افتادن روى زمين» به هجو كشيده شد و وجهى طنزآميز يافت. شوخى با فروش روح آدمى به شيطان در «فريب خورده» با بازى براندان فريزر، نحوه حضور شيطان و اعوان و انصارش در روى زمين در «نيكى كوچولو» با بازى ادام سندلر و بالاخره طنز موهن «بروس قدرتمند» با بازى جيم كرى (كه آشكارا به قدرت خداوند توهين مى‌كرد و اكران آن حتى در برخى كشورهاى اسلامى نيز ممنوع گرديد) از جمله تداوم تلاش‌هاى ضدّ مذهبى در هاليوود دهه‌هاى اخير است.

امّا خيزش نوين دينى در غرب اواخر دهه ٩٠ و اوايل هزاره سوم ميلادى، سرعت افزون‌ترى يافت. نهادهاى اجتماعى جامعه در حال اضمحلال غرب به اين نتيجه رسيده بودند براى جلوگيرى از فروپاشى درونى اين جامعه، بايستى به مبانى دينى و اخلاقى بازگشت كرد. گرايش شديد جوانان به مذهب در اين سال‌ها نشان از جدى بودن اين بازگشت دارد كه حتى در بعضى آثار سينماى آمريكا هم هويداست.

امّا آنجا كه به هر حال، همواره هراس از اديان محكم الهى و مذاهب ريشه‌دارى همچون اسلام و مسيحيت وجود داشته است، بخشى از سينماى هاليوود در اين دهه به سمت طرح مكاتب انحرافى رفت. در اواخر دهه ٩٠ بود كه ناگهان گرايش به بوديسم- به ويژه در ميان طبقه روشنفكر- نضج گرفت و سينماى هاليوود نيز از اين گرايش عقب نماند. به يك‌باره در يك فاصله زمانى كوتاه، سينماگران مختلف با مليّت‌هاى گوناگون به تصوير روايت‌هاى مختلف از بودا و لاماهاى طرفدارش پرداختند. از روايت كودكانه برناردو برتولوچى در «بوداى كوچك» كه تحولات سيذارتا را از تولد تا رياضت كشيدن‌ها و رسيدن به مقام بودا در مقابل دوربين‌اش قرار داد تا حكايت ژان ژاگ انو از معلم «دالامايى لاما» با عنوان «هفت سال در تبت» و قصه مارتين اسكورسيزى در «كوندون» از زندگى دالامايى لاما از كودكى تا نوجوانى و تبعديش.

بعد از خيزش موج بوديسم، كالت‌هاى به اصطلاح عرفانى رواج يافت كه با سوء استفاده از علاقه هم‌زمان نسل جديد به معنويت و نوگرايى، مخاطبان را به طرف نوعى رياضت‌هاى بى‌پايه و بنياد جلب مى‌كرد و با بهره‌گيرى از آيين هندو و امثال آن، سعى مى‌نمود دكان جديدى براى انحراف نسل جوان از اديان الهى به طرف مكاتب من درآوردى به وجود آورد. طبق معمول سينما هم علمدار اين حركت جديد شد. از فيلم «دود مقدس» جين كمپيون تا فيلمى همچون «مظنون صفر» و تا نضج ناگهانى فيلم‌هاى به اصطلاح رزمى- عرفانى شرقى كه حضور پر سرو صدايش در سينماى غرب به هر حال شبهه برانگيز است. از فيلم‌هايى همچون «ببر خيزان و اژدهاى پنهان» انگ لى گرفته تا «قهرمان و خانه خنجرهاى پرنده» ژانگ ييمو و «يگانه» جيمز و ونگ و حتى آن عرفان شرقى فيلم ماتريكس كه قهرمانش به نوعى منجى آخرالزمانى هم مى‌شود؛ با اين تعريف كه اين منجى از ميان خود اسيران شبكه ماتريكس، سر بر مى‌آورد. وقتى منجى به آن عرفان شرقى دستپخت اكل و آرشيتكت «ماتريكس» دست يابد، تازه متوجه مى‌شويم همين منجى هم ساخته دست آن‌دو بوده است! و اين يعنى تزريق نااميدى و يأس از هر چه منجى و ناجى است و اينكه بالأخره همه سرنخ‌ها در دستان همان آرشيتكت‌هاى بشرى است.

فيلم‌هاى ديگرى هم به قدرت پايان ناپذير شيطان و