ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - گرايش هاى دينى در سينماى امروز دنيا
جديد در سينماى جهان با عنوان فيلمهاى پرشكوه و عظيم رواج يافت.
هدف از بيان مقدمه فوق، ذكر اهميّت فيلمهاى مذهبى و داستان زندگى پيامبران در طول تاريخ ١١٠ ساله سينما است. امّا اينكه چرا چنين تمايل و علاقهاى به ساخت اينگونه آثار، به ويژه در ميان تهيهكنندگان هاليوودى حداقل تا اواسط دهه ٦٠ ميلادى وجود داشته است، جاى بررسى و تعمّق دارد.
به نظر مىآيد آنچه در اين ميان براى تهيهكنندگان هاليوودى از درجه اهميّت بالاترى برخوردار بوده، قابليّت بالاى دراماتيزه كردن روايات و قصّههاى مذهبى بوده كه اغلب از فراز و نشيب و كشش و جذابيّت فوقالعادهاى براى مخاطب برخوردار هستند. به همين دليل، اين تهيهكنندگان تنها با استفاده از ظاهر پركشش روايات فوق، درونمايه دينى آن را وانهاده و به پرزرق و برقتر كردن همان پوسته و ظاهر پرداختند. از همين روست كه بعضى بر اين اعتقادند كه آثار فوق، بيشتر در زمره فيلمهاى تاريخى قرار مىگيرند تا اينكه فيلم دينى قلمداد شوند. در واقع فيلمسازان هاليوود با سوء استفاده از علايق مذهبى مردم، در درجه نخست نيات و اهداف سودجويانه خود را از ساخت اين فيلمها پىگيرى كردند و پس از آن نيز، به قلب چهره پاك اولياى الهى و آلودن آنها در تصاويرى كه بر پرده مىبردند، پرداختند. به عنوان مثال حضرت موسى (ع) در اوايل فيلم «ده فرمان» «سيسيل ب دوميل» بيشتر جوانى عاشقپيشه و اشرافزاده است، به ويژه با چهره و فيزيك «چارلتن هستن» كه سوپر استار مانكنى هاليوود در آن سالها بود. به اين ترتيب، تهيهكنندگان هاليوودى در واقع با تصوير سازى پيامبران الهى به وسيله هنرپيشهها و بازيگرانى كه در هزار و يك نقش منفى و مثبت ديگر بازى مىكردند، قداست چهره پيغمبران خدا را در انديشه و فكر عمومى خدشهدار كردند. از طرف ديگر با جا انداختن اينگونه فيلمها و جلب اعتماد تماشاگران، به تدريج داستانها و روايات خود را در اين فيلمها جعل نمودند. اين جعل روايات مذهبى، به ويژه در مورد فيلمهاى ساخته شده در كمپانىهايى كه لابى يهود در مالكيتش نفوذ داشت، نمود بيشترى پيدا مىكرد.