ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣
نور خورشيد بود و در همان روز برايم گشايش كاملى حاصل شد.
محدث نورى (ره) مىگويد: آقامحمّد كه شخصى مورد اطمينان و عادل و امين و مجاور حرم عسكريين (ع) است؛ از زبان مادرش كه از زنان صالحه و اهل عبادت بود، برايم چنين نقل كرد:
روزى به همراه خانواده مولا سلماسى در سرداب شريف بودم و آقا (ره) دعاى ندبه مىخواند و ما نيز به دنبال او مىخوانديم. او همچون فرد آشفته و حيران و محزون گريه مىكرد و مانند گرفتاران ضجّه مىزد و ما نيز با گريه او گريه مىكرديم و كسى غير از ما آنجا نبود.
در همين حال بوديم كه بوى مشك در سرداب منتشر شد و فضاى سرداب را معطر كرد و چنان شديد شد كه آن حالت از همه ما رفت و سكوت كرديم. «گويا بر سر ما پرندهاى است» و نمىتوانيم حركت كنيم، يا حرفى بزنيم. حيران و متحيّر مانديم تا اين كه زمان اندكى گذشت و آن بوى خوش رفت و به حال اوّل برگشتيم و به باقى مانده دعا مشغول شديم. وقتى به خانه بازگشتيم از آقا (ره) علت آن بوى خوش را پرسيدم، امتناع ورزيد و گفت: تو را چه به اين سوال؟ و به من جواب نداد.
برادر برگزيدهام، عالم با وفا، و چراغ راه سالكين و عبادت پيشهگان آقا على رضا اصفهانى (ره) چنين به من گفت: از همين آقاى بزرگوار روزى درباره ديدارش با حضرت حجّت (ع) سئوال كردم و اعتقاد داشتم كه او هم مانند استادش سيد بحرالعلوم خدمت امام زمان (ره) شرفياب شده است- ايشان همين جريان را حرف به حرف برايم تعريف كرد.
برترين ذكرها
روزى در خدمت حضرت آيتالله بهاءالدينى (ره)، از مرحوم آيتالله آخوند ملاعلى همدانى، درباره فضيلت و اثر صلوات جريان ذيل نقل شد كه مرحوم آيتالله آخوند گفته است:
فردى بود كه پيش ما مىآمد. زمانى آمد، ديدم بوى خوشى از او استشمام مىكنم. بوى عطرى كه من تا آن وقت چيزى به آن معطرى نبوييده بودم. به او گفتم: عطر خوبى استعمال كردهاى گفت: من عطر نزدهام گفتم: پس جريان چيست؟ گفت: شبى نبى خاتم (ص) را در خواب ديدم. عدهاى در خدمت حضرت عدهاى بودند. حضرت فرمود: كداميك از شما بيشتر به من درود و صلوات فرستادهاند؟ من كه دائم الصلوات هستم، خواستم بگويم و خود را معرفى كنم. امّا احتياط كردم و با خود گفتم شايد از اين افراد كسى باشد كه بيش از من صلوات فرستاده باشد. مرتبه دوم نبى خاتم فرموده خود را تكرار كرد. باز همان شبهه براى من پيش آمد. براى سومين بار حضرت فرمود. عرض كردم خودتان بفرماييد. فرمود: بيا جلو! نزديك رفتم. حضرت لبهاى مرا بوسيدند. از آن زمان، اين بوى خوش در من هست. مرحوم آيتالله فرمود: هر گاه او پيش من مىآمد، آن بوى خوش را استشمام مىكردم و بالاتر اينكه، با در زدن او مىگويم در را باز كنيد! فلانى است. چون با در زدن او، بوى خوشى را استشمام مىكنم.
آيتالله بهاءالدينى پس از نقل اين ماجرا، در پاسخ فردى كه درباره برترى ذكر صلوات پرسيده بود، بيان نمودند: ما به زيارت اهل قبور هم كه مىرويم، به جاى قرآن و حمد و سوره، صلوات مىفرستيم؛ سه صلوات به جاى يك حمد. چون همه خيرات از نبى خاتم است،
«بنا عبدالله بنا عرف الله». عبادت و عرفان خدا، توسط ما به مردم رسيد. اگر ما نبوديم، خدا، عبادت و شناخته نمىشود. همه معنويات و معارف و علوم از آن حضرت است «لو لاك لما خلقت الافلاك» ماديات نيز به بركت آن وجود مقدس است.
شافعى- فقيه اهل سنت- در شعر مشهورش مىگويد: اگر در نماز صلوات بر پيامبر و آلش نباشد، نماز درست نيست.
|
يا آل بيت رسول حبّكم |
فرضٌ من الله فى القرآن انزله |
|
|
كفاكم فى عظيم القدر انكم |
من لم يصل عليكم لاصلوة له |