ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - واقعيات تحريف شده در تاريخ اسلام
گرانسنگ اين استاد فرزانه موجب بود تا در ايام مسافرت به ايران، به گفتوگويى صميمانه با ايشان بپردازيم كه حاصل آن فراروى خوانندگان گرامى موعود قرار دارد.
با توجه به اهميت تاريخ و تاريخنگارى در حوزههاى مختلف اسلامى، از همان ابتدا جريان تاريخنگارى با چه مشكلات و معضلاتى مواجه بوده است؟
مهمترين مسئله در حوزه تاريخ اسلام اين است كه تاريخنويسى پس از گذشت دهها سال از وقوع حوادث و جريانات آغاز شد و همين امر باعث بروز بقيه مشكلات شده است. در طول اين مدت كه ميان وقوع و ثبت حوادث فاصله افتاده بود، سياستمداران و فرمانروايان نقش زيادى در نقل گزينشى حوادث يا سانسور آنها داشتند.
آنها همزمان با آنكه تلاش مىكردند بعضى از واقعيتها را بپوشانند، حوادث و جرياناتى را نقل مىكردند كه هرگز اتفاق نيفتاده بود و با سياستها و منافع آنها همسو و هم جهت بود. راويان و واعظان دربارى اين نياز حاكمان را برآورده مىساختند و آن چه باب ميل و پسند آنها بود جعل مىكردند. اين عوامل دست به دست هم داد تا تاريخى دور از حقيقت و در عين حال همسو با اهداف و گرايشهاى حكمرانان شكل بگيرد.
تاريخ نويسى پس از اين جريان بود كه شكل گرفت و مطالبى كه از ناحيه حاكمان و دستياران آنها جعل، تحريف و يا دچار كم و زياد شده بودند، اساس و پايه تدوين منابع تاريخى قرار گرفت. در واقع آنچه حاكمان مىپسنديدند، راويان و محدثان نقل مىكردند و آن چه كه آنان نقل كرده بودند مورخان ثبت نمودند. پس از اين كه مورخان جعلها، تحريفها و كم و زياد كردنهاى حوادث تاريخى را مرتب كردند آثار خود را به مردم عرضه نمودند و مردم هم به مطالعه اين آثار كه متأثر از هوى و هوس و گرايشهاى فرقهاى مورخان نيز بود پرداختند. جالب اينجاست كه پس از اين همه ماجرا پيروان فرق مختلف هم به نوبه خود بخش زيادى از تاريخ جعلى و غير واقعى را مستمسك خويش قرار مىدادند تا امكان توجيه رفتار و گفتار بزرگانشان فراهم شود. بر همين اساس مىبينيم كه مىگفتهاند اين خلفا و حكمرانان را خداوند برگزيده و آنها را بر مردم گمارده است و بايد همه مردم از ايشان اطاعت كنند كه اطاعت از آنان عين اطاعت از خداوند است.
بايد توجه داشته باشيم كه همه حوادث تاريخى از حيث اهميت در يك رتبه نيستند. بعضى از ماجراهاى تاريخى صرفاً گوشهاى از زندگى اجتماعى يا اقتضائات سياسى جامعه را ترسيم مىكنند ولى برخى ديگر از حوادث بر عقايد و حب و بغضهاى مردمان اثرگذار هستند.
بىشك تاريخ پيامبران و اوصيا (ع)، ذكر حوادث صرف نيست بلكه در واقع مجموعهاى از تعاليم، سياستها، اخلاق، فقه، اعتقادات و تفسير است و از همين جهت با تاريخ پادشاهان و يا جنگها تفاوت اساسى دارد. متأسفانه بايد بگويم كه در اسلام هم با تاريخ پيامبر اكرم (ص) به همين شكل رفتار شد. از همين رو ضرورى است كه ما در تمامى آن چه كه آنها گفته و نوشتهاند بازنگرى كنيم و با نقد و بررسى دقيق درباره آنها تصميمگيرى كنيم.
در طول مدتى كه به تدوين كتاب الصحيح من سيرة النبىالاعظم (ص) مشغول بوديم تمام همّ ما بر بازنگرى دقيق و علمى همه اين مطالبى بود كه حكمرانان، دستياران و كمك كاران آنان درباره رسول خدا (ص) ساختهاند تا ميزان صحت رفتارهاى افراد عادى و غير معصومى را كه به خلافت و حكومت رسيده بودند مشخص كنيم.
حاكمان در زمان حكومت خود براى توجيه رفتارشان و ساكت كردن مردم از اين ابزار استفاده مىكردند كه به پيامبر (ص) نسبتهاى دروغ مىدادند گويا كه ايشان هم نعوذبالله دچار اشتباه مىشوند طبيعى است اگر ثابت شود كه پيامبر خود اشتباه مىكرده به طريق اولى آنها مىتوانند و ممكن است دچار خطا و اشتباه شوند و حتى از آن بالاتر مىتوانند مدعى شوند كه از پيامبر (ص) تقليد كردهاند! و نغوذبالله بگويند پيامبر (ص) با مردم جنگيده و در حقّ آنها ستم روا داشته همان گونه كه ما جنگيديم و ستم كرديم. مردم عامى اگر چنين رفتارى را مستند به دين و سيره بزرگان دين ببينند به راحتى در مقابل آن سر فرود مىآورند و هيچ اعتراضى نمىكنند به خصوص كه با توجه به جوّ عمومى جامعه، انگيزههاى دينى قوىترين، محكمترين و تضمين شدهترين عامل براى پايدارى حكومت آنها به شمار مىآمد.
مجموعة الصحيح گامى است در راه تحقيق و پژوهش براى دستيابى به سيره واقعى پيامبر (ص) بى آنكه چنين شكها و شبهاتى در آن راه داشته باشد. اين كتاب در پى يافتن اين تحريفها و حكم كردن در مورد آنهاست تا بتوان با زدودن اين تحريفها چهره واقعى و حقيقى رسول خدا (ص) را كه نورى است به سوى صراط مستقيم و هدايت، بر همگان بنمايد.