ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - واقعيات تحريف شده در تاريخ اسلام
اكرم (ص) نيز نسبت مىدادند. ابوهريره هر چه را از كعب الاحبار مىشنيد مىگفت حدثنى رسولالله!! و اين گونه بود كه اين خرافات جزئى از ميراث اسلامى شدند.
بخش قابل توجهى از تحقيقات مستشرقان گويا به نحوى القاى شبهات است و چندان شكل پژوهش را به خود نمىگيرد. اين اشكال ناشى از روش و متد تحقيق آنهاست يا علت ديگرى دارد؟
مستشرقان چند نوعند. نمىتوان همه آنها را كه در ميراث و فرهنگ اسلامى به مطالعه و تحقيق پرداخته مغرض بدانيم و بگوييم آنها مىخواهند بنيان دين را نابود كنند. بلكه در ميان آنان به ندرت افرادى يافت مىشوند كه صرفاً قصد انجام تحقيق و ارائه پاياننامهاى براى گرفتن مدرك دكترى يا كارشناسى ارشد داشته است. البته بسيارى از اين تحقيقات بر اساس راهنمايىها و خط دادنهاى نهادهاى اطلاعاتى و استعمارى بوده و محصول و ثمره فعاليت آنها هم به نفع دستگاه اطلاعاتى و همچنين سياستمداران و صاحبان نفوذ و تصميم گيرندگان سياسى كشور متبوعشان بوده است.
آنها از دانشگاهها مىخواهند تحقيقاتى درباره اديان شرقى، وضعيت اجتماعى يا سياسى مردم در برخى از كشورهاى اسلامى و يا تاريخ و آرا، عقايد، عواطف و روابط آنها با همديگر انجام دهند و زمانى كه احساس مىكنند اين تحقيقات و پاياننامهها در راستاى اهداف و برنامههاى آنهاست آن را به صورت كتاب يا مقاله منتشر مىكنند. البته نتيجه تحقيقات هر دو دسته گاهى درست است و گاهى نادرست. ولى در هر حال از اين تحقيقات براى فروپاشى، تجزيه و يا تسلط بر كشورها استفاده مىشود.
مشكل به همين جا ختم نمىشود. آنها وقتى در ميراث و منابع اسلامى كه مسلمانان براى توجيه حكمرانان خود نوشته بودند تحقيق مىكنند چون مبتلا به نوعى پيشداورى و قضاوت هستند و متأثر از ميراث يهودى- مسيحى خود، بسيارى از موارد نابجا را با استناد به منش حاكمان اسلامى به پيامبر اكرم (ص) نسبت دادهاند كه مثلًا آن حضرت هم نغوذبالله ظلم مىكردهاند و رفتار آن حاكم با تأسى به ايشان بوده است و رفتارش شايسته سرزنش نيست. مستشرقان اصلًا به اين توجه نداشتهاند كه اين دست روايات براى توجيه رفتار همان حاكمان جعل شده بوده است. ولى به هر حال براى تحقير اسلام و يا نسبتهاى ناروا دادن به آن درباره اين كه اين دين، دين ظلم و ستم و خون و شمشير و كشتار و جنايت و فساد اخلاقى است رواياتى كه ساخته حاكمان، قصاصون (قصهپردازان) و اهل كتاب به ظاهر مسلمان شده بوده همواره مستمسك اين افراد قرار گرفته است. به عنوان مثال افسانه غرانيق، داستان حديث افك و داستان زينب بنت حجش كه همگى جزء موارد وارد شده به اسلام به شمار مىآيند و هيچ مبنايى نداشته و نسبتى با حقيقت و واقعيت ندارند مبناى تأليف كتاب آيات شيطانى سلمان رشدى شد او گستاخىها را تا آنجا پيش برد كه كه گفت [نغوذ بالله] پيامبر همچون فاسدان مىزيسته است.
خلاصه اين كه اكثر مستشرقان براى تأييد دين خود، انكار و تحقير اسلام، ايجاد تفرقه ميان مسلمين و يا توجيه ستم ستمگران و حكومت حاكمان و فساد و كجروىها و جنايتهاى آنان استفاده كردند كه تا آن جا ممكن است از اقبال ديگران به اسلام جلوگيرى كنند و از آن متنفر شوند. بر همين اساس پيامبر (ص) به عنوان يك [نغوذبالله] خونريز، جنايتكار و خائن ترسيم مىشود با صفاتى كه هيچ عقل سليمى نمىتواند آن را قبول كند و البته اينها در نيل به هدف شومشان خيلى موفق نبودهاند.
كدام جريانات صدر اسلام و زمان حيات ائمه (ع) بيشتر مورد توجه مستشرقان قرار گرفته است؟
ائمه (ع) به طور مسقتيم در عرصه سياست حضور نداشتند و بر عكس دشمنان ايشان يكه تاز ميدان بودند. اطراف حاكمان و دشمنان اهل بيت (ع) را نيز اهل كتاب و دانشمندان يهودى و مسيحى، فاسدان، خوانندگان، قماربازان، ستمكاران و جنايتكاران گرفته بودند.
تا سال ٩٠٠ هجرى اين حكام جور خود را خليفه پيغمبر (ص) مىخواندند و به نام پيامبر، هم خودشان بسيار ظلم و جور و ستم مىكردند هم مجرمان و جنايتكاران و فاسدان و علماى اهل كتاب را در اطراف خود جمع مىكردند. سياستها به دست اين مجموعه، اتخاذ و اجرا مىشد و تصميمهاى فاسد، مجرمانه و كينهتوزانه را به كار مىگرفتند. بنابراين طبيعى بود كه ائمه (ع) در اين جريان به طور كامل در حاشيه قرار بگيرند و به هر نوع و شكل ممكن و مقدور با اين جريان مخالفت كنند.
براى نمونه وقتى از امام باقر (ع) پرسيدند كه كعب گفته كعبه هر روز صبح به بيتالمقدس سجده مىكند امام فرموده بودند: