ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٣ اشتياق
گوارا در دسترس شما قرار دهد.
اين احساسات و عواطف در ابعاد زير تجلى مىيابد:
١- ٣. محبت: امام رضا (ع) فرمود:
امام همدم و رفيق، پدر و مهربان ... است.[١]
جانم فداى تو اى ناپيدايى كه از ما بيرون نيست![٢]
چقدر بر من جانكاه است كه مردم را ببينم، اما تو ديده نشوى و هيچگونه صدا و سخنى از تو نشنوم.[٣]
٢- ٣. شور طلب: منتظر، كسى است كه به دنبال يار مىگردد و با شور و شوق همه جا را در طلبش جستوجو مىكند:
اى كاش مىدانستم در چه جايى منزل گرفتهاى و چه سرزمين و مكانى تو را در بر گرفته است! آيا در كوه رضوى هستى و يا در جاى ديگر و يا در ذىطوى هستى ....[٤]
كسى كه گم شدهاى دارد و مدعى عشق و محبت است، آيا از او پذيرفته است كه هيچگاه در طلب گمشدهاش بر نيامده باشد؟
٣- ٣. چشم به راه بودن: منتظر واقعى كسى است كه براى رسيدن يار، لحظهشمارى مىكند؛ يعنى به او عشق مىورزد، با او سخن مىگويد و با چشمهاى نگران و رمقديده، به دوردست مىنگرد كه شايد او را ببيند و بيابد:
سلام بر تو آنگاه كه مىايستى، سلام بر تو آنگاه كه مىنشينى، سلام بر تو هنگامى كه قرآن مىخوانى و بيان مىكنى، آنگاه كه نماز مىگزارى و قنوت مىبندى، سلام بر تو چون به ركوع مىروى و سجده مىكنى. يعنى در همه احوال دلم با تو و چشمم به راه تو است.[٥]
امام صادق (ع) فرمود:
هر كس دوست دارد در شمار اصحاب حضرت باشد، بايد چشم به راه باشد و پارسايى پيشه سازد[٦].
با نگاهى گذرا به محور اول (اميد) نقش مؤثر انتظار بر بهداشت روان؛ از جمله ضوابط تشخيص افسردگى بر اساس» dsm ٤ «[٧] روشن مىگردد.
وجود افسردگى خُلقى در تمام روز و بيشتر اوقات، مشكلات تمركز ذهنى يا تصميمگيرى، احساس نااميدى، كاهش مشخص رغبت يا لذت در تمام يا تقريباً همه فعاليتها از آن جملهاند.
بديهى است، اين علايم در تقابل جدى با اميدوارى و داشتن اهداف روشن، بينش مثبت و تفكر در جهت برنامهريزى است؛ به عبارت ديگر، انتظار- به ويژه مؤلفه اميدوارى آن- يك شيوه پيشگيرانه براى بيمارىهاى روانى حاد، مثل افسردگى است و از اين جهت، مىتواند زمينهساز بهداشت روان باشد.
افزون بر اين، مرورى بر روانشناسى موفقيت- كه در حقيقت همان مرتبه ارتقا در بهداشت روان است- معلوم مىسازد كه از مهمترين اركان آن، داشتن بينش مثبت، اهداف بلند و متعالى و نيز برنامهاى براى رسيدن به آنها است، مهمتر از اينها، تصحيح و تنظيم فكر و باورها براى رسيدن به اهداف و آرزوهاى موردنظر است.[٨]
به طور كلى، در مواجهه با مسائل زندگى و رسيدن به موفقيت- به ويژه در مشكلات- به دو دسته از عوامل نيازمنديم:
نخست، فراهم آمدن اسباب طبيعى؛ دوم، شرايط روانى خاصى كه بتوانيم با مسائل بهتر روبهرو شويم كه معمولًا به اولياى الهى فراهم مىگردد. گاهى سستى اراده، ترس، غم، اضطراب و عدم اشراف كامل بر موقعيت باعث مىشود كه نتوانيم از راهحلهاى ممكن به شكل مطلوب بهره ببريم. توسل و توكل، باعث تقويت اراده و عدم تأثير عوامل مخلّ روانى مىشود.[٩]
بنابراين، انتظار در ابعاد عاطفى آن؛ يعنى اشتياق، محبت، شورِ طلب و چشم به راه بودن كه همگى مستلزم نوعى توسل و رابطه قلبى با حضرت است، به ويژه بر بهداشت روان به معناى پيشگيرى اوليه و ممانعت از بيمارىها و ارتقاى توانمندىها در مقابله با استرسها و اضطرابها نقش مؤثرى دارد.
در جمعبندى نهايى، نتيجه مىگيريم: انتظار در محورهاى سه گانه اميد (شناختى) آمادگى (رفتارى) و اشتياق (عاطفى) بر بهداشت روان در دو سطح پيشگيرى اوليه و ارتقاى توانمندىها مؤثر بوده است. البته جهت آزمون تجربى هر يك از موارد، مىتوان موقعيتهاى عينى مناسبى ترتيب داد و اين رابطه را به آزمون گذاشت.
پىنوشتها:
برگرفته از: گفتمان مهدويت (سخنرانىها و مقالات گفتمان چهارم)، مؤسسه فرهنگى انتظار نور.
[١]. زمر (٣٩) آيه ٦٩: امام صادق (ع) «بنور ربها» را امام الارض .... مىنامند (تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٥٣).
[٢]. شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمه، ج ٢، ص ٦٥٣، باب ٥٧، ح ١٧.
[٣]. يوسف (١٢) آيه ١١٠: حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ [پيامبران به دعوت خود، و دشمنان آنها به مخالفت خود هم چنان ادامه دادند] تا آن گاه كه رسولان مأيوس شدند، و [مردم] گمان كردند كه به آنان دروغ گفته شده است؛ در اين هنگام، يارى ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را كه خواستيم نجات يافتند و مجازات و عذاب ما از قوم گنهگار بازگردانده نمىشود.
[٤]. اعراف (٧) آيه ١٢٨: قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. موسى (ع) به قوم خود گفت: از خدا يارى جوييد، و استقامت پيشه كنيد، كه زمين از آنِ خداست، و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، واگذار مىكند و سرانجام [نيك] براى پرهيزكاران است.
سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥: «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ». در «زبور» بعد از ذكر [تورات] نوشتيم: «بندگان شايستهام وارث [حكومت] زمين خواهند شد.»
[٥]. شيخ صدوق، همان، ج ١، ص ٣١٩، باب ٣١، ح ٢.
[٦]. سوره طه (٢٠)، آيه ١٣٥: «قُلْكُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدى» بگو: همه [ما و شما] در انتظاريم [ما در انتظار وعده پيروزى، و شما در انتظار شكست ما] حال كه چنين است، انتظار بكشيد، اما به زودى مىدانيد چه كسى از اصحاب صراط