ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - معرفى نجم الثاقب
مىشود:
باب اوّل، در چگونگى ولادت سراسر سعادت حضرت مهدى (ع)
باب دوم، در ذكر اسامى و القاب و كنيههاى امام و وجه تسميه (=علّت نامگذارى آنها). مؤلف در اين فصل ١٨٢ نام، لقب، كنيه را براى آن جناب ذكر كرده و غالباً زير هر عنوان مطالبى را از آيات، روايات، تفاسير، ... مىآورد.
باب سوم، كه در دو فصل سامان داده شده است: فصل اول در «شمايل» و فصل دوم در «خصايص». حاجى نورى در فصل اول به شمهاى از شمايل ولىعصر (ع) اشاره كرده، و سخن را با اين حديث پيامبر (ص) كه فرمود: «مهدى (عج) شبيهترين مردم به من در خَلق و خُلق است» آغاز كرده و با آوردن احاديثى از ديگر معصومان (ع) مطلب را پى مىگيرد. ايشان در فصل دوم به خصايص و ويژگىهاى آن حضرت مىپردازد.
وى در اين باب به ٤٦ خصيصه منحصر به فرد آن حضرت اشاره مىكند و زير هر خصيصه مطالب روايى و تفسيرى فراوانى را در تكميل و تتميم بحث مىاورد و در پايان با اقرار و اعتراف به قصور و عجز خود مىنويسد: «آنچه كه ذكر شد نمونهاى از خصايص و تشريفات الهيّه مهدويّه [است] و اندكى از مقامات عاليه آن حضرت [مىباشد] و بزرگى سلطنت آن جناب را كسى نديده و نشنيده و نخواهد ديد ...».[١]
باب چهارم، به بيان اختلاف مسلمانان درباره وجود آن حضرت اختصاص دارد. محدّث نورى در اين باب به طرح شبهاتى نظير: مهدى، همان مسيح است، يا مهدى فرزند عبّاس مىباشد، يا مهدى همان محمدبن حنفيه است، نيز مهدى فرزند امام حسن مجتبى (ع) است پرداخته و با تسلطى كه به نصوص روايى، متون تفسيرى، رجال، تاريخ و ... دارد پاسخهايى در خور به اين شك و ترديدها مىدهد و در پايان اين بخش، ديدگاه ٢٠ تن از عالمان اهل سنت و عامّه را از باب نمونه مىآورد.
باب پنجم، به نظريه شيعه كه «حضرت مهدى (ع)، فرزند امام حسن عسكرى (ع) است» پرداخته و آن را مورد بررسى قرار داده است. و مرحوم مؤلّف در پايان سى حديث از اهل سنّت و ٤٠ حديث از شيعه در تائيد و گفتار خود مىآورد.
باب ششم، در اثبات امامت آن حضرت از روى معجزات صادره از آن بزرگوار است. ايشان در اين باب مىنويسند:
«معجزات آن حضرت بسيار است و چون بناى [اين كتاب] بر اختصار است لهذا به ذكر چهل معجزه از كتابهايى كه نزد علّامه مجلسى (ره) نبوده و يا بوده اما وى از نقل آن غفلت نمودهاند مىپردازيم تا مويّدى بر گفتههاى ايشان باشد ...» ١٤
«هر چند بعد از اثبات وجود و بقاى آن ذات مقدّس احتياجى به ذكر معجزه نيست] زيرا نفس بقا و طول عمر آن جناب از اعظم آيات الهيّه و براهين قطعيّه است و آن [كس] را كه آن معجزه باهره متواتره كافى نباشد از ساير معجزات نيز حظّى نبرد ...»[٢]
باب هفتم، مفصلترين بخش كتاب است و به ذكر سعادتمندانى كه در عصر غيبت كبرا به حضور آن خورشيد پيداى جهان شرفياب شدهاند پرداخته و صد حكايت كه برخى از آنها را خود مؤلف از افراد مورد اعتماد و ثقه شنيده است، از آن بار يافتگان به خانه خورشيد در آن جا آورده شده است. مؤلّف در پايان اين بخش مىنويسد:
«در نقل اين حكايات اقتصار كرديم بر آنچه كه در كتب معتبره ديديم و يا از ثقات (=افراد راستگو) و علما شنيديم و نقل بسيارى از وقايع را كه با سند معتبر به ما نرسيده بود، ترك كرديم»[٣]
باب هشتم، در شرح و توضيح توقيع شريف در باب «تكذيب مدّعى رويت» است. مرحوم محدّث نورى اين باب را با توقيع شريف به آخرين سفير خاص امام (ع) در عهد غيبت صغرى- على بن محمد سمرى- آغاز مىكند. برابر اين توقيع، مدعى مشاهده در غيبت كبرا پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى- (كذّاب مفتر) است و ادعاى وى غير قابل پذيرش. علّامه نورى اشكالات و خدشههايى را بدين شرح بر اين توقيع وارد مىسازد كه اين توقيع، خبر واحد وضعيت است و لذا بر آن اعتمادى نمىتوان كرد هم چنين شيخ طوسى هم كه آنرا نقل كرده بدان عمل ننموده لذا قابل اعتراض است. «اين خبر، ضعيف و غير [از] آن، خبر واحد است كه جز ظنّ از آن حاصل نشود و مورث جزم و يقين نباشد، پس قابليت [آن را] ندارد كه با وجدان قطعى كه از مجموع آن قصص و حكايات پيدا مىشود، معارضه كند ...»[٤] البته محققان بعدى در دفاع از اين توقيع شريف خدشههاى جدّى بر گفتار محدث نورى وارد ساختهاند كه طالبان مىتوانند به كتابهاى نگارش يافته پس از نجمالثاقب مراجعه كنند.
باب نهم، موجزترين بخش كتاب است و به بيان و اثبات يكى از مناصب خاصّ آن حضرت يعنى «دستگيرى از درماندگان در بيابان و غير آن» مىپردازد. «اغاثه و فريادرسى درماندگان از مناصب الهيّه آن جناب خواهد بود ...»[٥]
همچنين «از القاب خاصه آن حضرت «غوث» است و معناى آن «فريادرس» است و حقيقت معناى اين لقب الهى محقق نشود تا آنكه صاحب آن داراى قوّه سامعهاى باشد كه هر كس، در هر جا و پرسان كه در مقام استغاثه برآيد، بشنود ...»[٦] راهنمايى در بيابان و دستگيرى گمشدگان [كار] حضرت اباصالح (ع) است كه همان «غوث اعظم» و ولى عصر و صاحبالزمان است ...»[٧]
باب دهم، به بيان وظايف و تكاليف بندگان خدا نسبت به حجّت كبرا (ع) اختصاص دارد كه مرحوم مؤلف تكاليف عباد و افراد را به چهار نوع تقسيم مىنمايد: ١) تكاليف قلبى ٢) تكاليف جوارحى ٣) تكاليف زبانى و ٤) تكاليف مالى؛ و در باب تكليف قلبى مىنويسد: «اگر انسان واقعاً جرعهاى از شربت گواراى محبّت به امام خود را چشيده و رشته قلبش بر حسب فطرت پيوسته به آن حضرت كشيده باشد، البته چنان مهموم (=غمگين) شود با فراقى چنين كه خواب را از چشم برد و لذّت را از طعام و شراب ...»[٨]
باب يازدهم، در بيان زمانهاى خاص مربوط به آن حضرت است مثل: شب قدر، روز جمعه، روز عاشورا، عصرهاى