ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - آثار محدّث نورى
مجلسى، فيض كاشانى و شيخ حرّ عاملى بر تارك تاريخ مىدرخشد. اهل فن و فضل، كار كارستان او، يعنى تأليف مستدرك را تكميلگر كار عظيم اين بزرگان شمردهاند. اين اثر دستمايه و ابزار دست فقيهان و مجتهدان در حوزههاى علمى شيعى است. علّامه نورى در هجده شوّال المكرّم سال ١٢٥٤ ق. در قريه يالو از شهرهاى نور- مازندران- در دودمانى ديندار و دانشدوست به دنيا آمد. پدرش (آيتالله ميرزا محمّدتقى) از بزرگان عالمان و مجتهدان و رؤساى مذهبى وقت خود بود كه شرح حال و آثار قلمىاش در تذكرهها و تواريخ و تراجم آن عهد و بعد از آن مذكور و موجود است.
از پدر دانشور وى كه بگذريم علّامه داراى چهار برادر دانشمند نيز بوده كه همگى به لحاظ سنّى از او بزرگتر و تمامى از فضلا و مدرّسين محسوب شده، بعد از پدر داراى مرجعيّت علمى و عهدهدار شريعت آن سامان بودهاند امّا هچ كدام به شهرت و جامعيّت و موقعيت وى نرسيدهاند. ميرزا هنوز هشت سالى بيش نداشت كه «سايه پدر برفتش ز سر» و يتيم شد.
وى در زندگى خودنوشتِ خود از اين حادثه تلخ چنين ياد مىكند: «در حالى كه هشت سال داشتم، پدرم درگذشت و من سالها بدون مربى ماندم ...». در اين اوان لطف خداوندى شامل حال وى شده آشنايى و ملازمت با عالمى خودساخته او را مانند نياكانش در مسير دين و دانش قرار مىدهد. اين عالم كه محدّث نورى او را مىستايد، كسى جز محمّد على بن آقا زينالعابدين محلّاتى نيست.
محدّث پس از كسب مقدّمات به تهران سفر مىكند و در آنجا در درس آيتالله عبدالرحيم بروجردى- پدر زن خود- حاضر شده، پس از چندى براى سيراب شدن از جام ولايت علوى و تقويت بضاعت علمى خود و استفاده از حوزه هزارساله نجف آهنگ آن سامان مىكند. در نجف نخست به حضور عالم بزرگ «شيخ عبدالحسين تهرانى» معروف به «شيخ العراقين» رسيد. گمشده خود را در وجود اين عالم ربّانى جست و عميقاً تحت تأثير اين فقيه بزرگ قرار گرفت و تا پايان عمر ايشان، در كنار وى ماند و اوّلين اجازه خود را از ايشان دريافت كرد.
علامه نورى پس از درگذشت استاد خود به مرجع بلندآوازه شيعى، ميرزاى بزرگ شيرازى صاحب فتواى معروف تحريم تنباكو، پيوست و از ملازمان و همراهان خاص او گرديد. وى همراه با ايشان بيست و دو سال در سامرا اقامت مىگزيند و از معتمدان و مقرّبان ايشان مىشود. «اعتماد السلطنه» در شرح حالى كه در زمان حيات محدّث نورى در المآثر و الآثار نگاشته درباره اين اعتماد و اطمينان آورده است: «اين عالم عامل و فقيه فاضل ... در آستان نائبالامام حاج ميرزا حسن [شيرازى] بسيار موفق و معتمد و مؤمن است».[١]
علّامه به خاطر همين اعتماد و تقرّب عهدهدار مسئوليتهاى چندى در اداره حوزه علميه و رسيدگى و پرداخت بخشى از شهريهها و تشكيل مجالس مهم در آن بيت شريف، از ناحيه ميرزاى شيرازى بوده است.
شيخ آقا بزرگ تهرانى در اينباره مىنويسد: «او نزد سيّد مجددّ (ميرزاى شيرازى) به اندازهاى مقرّب و داراى رتبه و مقامى نزديك بود كه [ميرزا] ايشان را به اسم نمىخواندند، بلكه با عنوان (حاجآقا) مورد خطاب قرار مىدادند و اين از روى احترامى بود كه براى ايشان قائل بودند ...»[٢] (محدث نورى) بر اثر پشتكار و جدّيت در تحصيل توانست به خوبى بدرخشد و از تعدادى از بزرگان و فقيهان به اخذ اجازه اجتهاد مفتخر شود كه در اين مكان به چند نفر از برجستگان ايشان اشاره مىشود: ١) آيتالله عبدالحسين تهرانى (شيخالعراقين)، ٢) استاد فقهاء و مجتهدان شيخ مرتضى انصارى، ٣) مرجع بلندپايه شيعى ميرزاى بزرگ شيرازى، ٤) استاد معروف اخلاق و سلوك و صاحب كرامات، ملا فتحعلى سلطانآبادى ....
شاگردان محدّث نورى
از حوزه پربار و عالمپرور محدث، شاگردان فراوانى برخاستند كه در بعضى از كتابهاى تراجم تعداد مشاهير ايشان را تا شصت نفر نگاشتهاند، كه در اين جا از باب «مُشت نمونه خروار» و «اندكى از بسيار» به چند تن از شاگردان شايسته و دانشآموختگان برجسته اشاره مىرود: ١) محدّث نامى حاج شيخ عباس قمى، صاحب مفاتيحالجنان و سفينةالبحار و ... ٢) كتابشناس بزرگ و علامّه سترگ حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى ٣) شهيد مشروطه مشروعه آيتالله شيخ فضلالله نورى، كه خواهرزاده و داماد محدّث نورى هم بوده است ٤) مرجع بزرگوار تقليد جناب سيّد ابوالقاسم دهكردى (صاحب منبر الوسيله) كه صاحب اجازه بسيارى از بزرگان مانند امام خمينى و آيتالله بروجردى، بوده است، و علّامه محمد جواد بلاغى و آيتالله شيخ علىاكبر نهاوندى (صاحب عبقرىالحسان درباره امام زمان (ع)) و جمعى ديگر از فقيهان نامآور.
آثار محدّث نورى
محدّث، از سلسله دانشوران و فرزانگانى است كه وجود خود را يكسره وقف دانش و دانايى كرده و چيزى جز تحقيق و تعليم و تدريس در قاموس آنان نمىگنجيده است. در اين باره داستانهاى آموزنده فراوانى از جدّيت و كوشايى در خريد و جمعآورى كتب و نسخ خطى از ايشان نقل شده كه براى دانشجويان و طلّاب جوان سخت آموزنده و شورآفرين است. در پرتو توفيقات الهى، و همين سختكوشىها بود كه علّامه نورى توانست آثارى ارجمند را در حوزههاى مختلف روايت، رجال، تراجم و ... از خود بر جاى نهد كه محل رجوع دانشمندان بعد از خود گردد.
از حاجى نورى بيش از سى عنوان كتاب باقى مانده كه برخى از آنها مانند مستدرك- كه پيشتر به آن اشاره شد- خود بيش از ده جلد است.
علّامه شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره استاد خود مىنويسد: «در كرامت ايشان همين بس كه آثارى را از خود بر جاى نهاد كه در حسن نظم و جودت تأليف (=نيك نگارشى) چشمِ زمان، نظيرى براى آنها نديده است».[٣]