ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
امام مهدى (ع)، اتحاد ملّى انسجام اسلامى
٢ ص
(٤)
1 كاربردى ساختن آموزه هاى آخرالزمانى اسلام
٣ ص
(٥)
2 تكيه بر وجوه مشترك موعودباورى سنى و شيعى
٤ ص
(٦)
3 طرح انديشه مهدويت به عنوان باورى عزت بخش و قدرت آفرين
٤ ص
(٧)
4 مقابله جدى با جريان هاى انحرافى و انديشه هاى خرافى
٤ ص
(٨)
5 باور به هراس استكبار جهانى از موعودباورى اسلامى
٤ ص
(٩)
وداع با خرداد
٥ ص
(١٠)
از ميان خبرها
٦ ص
(١١)
ميسيونرها در عراق
٦ ص
(١٢)
اف بى آى به نيروهاى جديدى خود تاريخ اسلام آموزش مى دهد
٦ ص
(١٣)
مسافركشى در تهران براى تبليغ مسيحيت
٧ ص
(١٤)
وضعيت مسلمانان در اروپا از همه جاى دنيا وخيم تر است
٧ ص
(١٥)
فراماسونرها آغاز فعاليت خود را در عراق جشن گرفتند
٧ ص
(١٦)
يك جرعه كوثر
٨ ص
(١٧)
چقدر مظلوم بودى!
٩ ص
(١٨)
محمدصورت و على هيبت
٩ ص
(١٩)
ارمغان «هل أتى»
٩ ص
(٢٠)
حضرت فاطمه (س) از ديدگاه قرآن
١٠ ص
(٢١)
آيه اول آيه تطهير
١٠ ص
(٢٢)
آيه دوم آيه مباهله
١١ ص
(٢٣)
آيه سوم
١١ ص
(٢٤)
آيه چهارم آيه مودّت
١١ ص
(٢٥)
آيه پنجم
١٢ ص
(٢٦)
زمان هايى كه مناسب است عاشقان به ياد آن غريب فاطمه (س) باشند
١٣ ص
(٢٧)
واقعيات تحريف شده در تاريخ اسلام
١٤ ص
(٢٨)
تبشيرى ها در عصر قاجار
٢٠ ص
(٢٩)
1 هنرى مارتين
٢٠ ص
(٣٠)
فعاليت هاى مارتين
٢١ ص
(٣١)
غرب و اسلام ستيزى
٢٤ ص
(٣٢)
سرگذشت اسپانياى اسلامى
٢٦ ص
(٣٣)
رفتار مسلمانان با مردم اسپانيا
٢٦ ص
(٣٤)
تمدنى بى نظير
٢٧ ص
(٣٥)
روزى روزگارى، آن پير، آن رسول
٢٨ ص
(٣٦)
من منتظرم
٣١ ص
(٣٧)
يك آسمان ستاره، نجم الثاقب
٣٢ ص
(٣٨)
نگاهى به زندگانى محدّث نورى
٣٢ ص
(٣٩)
شاگردان محدّث نورى
٣٣ ص
(٤٠)
آثار محدّث نورى
٣٣ ص
(٤١)
ماه در محاق
٣٤ ص
(٤٢)
آثار محدث نورى در حوزه مهدى پژوهى
٣٤ ص
(٤٣)
1 جنّةالمأوى فى من فاز بلقاء الحجّة فى الغيبة الكبرى
٣٤ ص
(٤٤)
معرفى نجم الثاقب
٣٥ ص
(٤٥)
زيارت آل ياسين و توضيحات كليدى
٣٨ ص
(٤٦)
1 آل يس (آل ياسين)
٣٩ ص
(٤٧)
2 بقيةالله
٣٩ ص
(٤٨)
3 حجّةالله
٤٠ ص
(٤٩)
4 خليفةالله
٤١ ص
(٥٠)
5 دليل ارادته
٤١ ص
(٥١)
پرسش شما پاسخ موعود (شرايط ظهور و نشانه هاى آن)
٤٣ ص
(٥٢)
فرق بين شرايط ظهور و نشانه هاى آن در چيست؟
٤٣ ص
(٥٣)
آيا اشتراكى بين مفهوم شرايط ظهور و نشانه هاى آن وجود دارد؟
٤٣ ص
(٥٤)
شرايط ظهور كدامند و تعداد آن ها چقدر است؟
٤٣ ص
(٥٥)
آيا اين رهبر امام مهدى (ع) از طريق معجزه با جهان پيكار مى كند؟
٤٤ ص
(٥٦)
ضرورت آماده باش دائمى منتظران ظهور
٤٦ ص
(٥٧)
آماده باش دائم
٤٦ ص
(٥٨)
تربت زهرا
٤٩ ص
(٥٩)
مادر آيينه ها
٤٩ ص
(٦٠)
رابطه انتظار و بهداشت روان
٥٠ ص
(٦١)
1 اميد
٥٠ ص
(٦٢)
2 آمادگى
٥١ ص
(٦٣)
3 اشتياق
٥١ ص
(٦٤)
امام مهدى (ع) و بانوان حريم ولايت
٥٣ ص
(٦٥)
شعر و ادب
٥٤ ص
(٦٦)
مهربان من بيا
٥٤ ص
(٦٧)
وارث ذوالفقار
٥٤ ص
(٦٨)
شهسوار مكّه
٥٤ ص
(٦٩)
بيا اى گل نرگس
٥٥ ص
(٧٠)
بشارت
٥٥ ص
(٧١)
غزل انتظار
٥٥ ص
(٧٢)
پايان يك شروع
٥٦ ص
(٧٣)
فضيلت دعاى ندبه
٦٢ ص
(٧٤)
برترين ذكرها
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - تمدنى بى نظير

مى‌نويسد: گناه بزرگ ديگرى كه براى عرب‌ها يا به عبارت اسپانيايى‌ها «موريسكوس‌ها» شمرده مى‌شد اين بود كه آن‌ها نسبت به مذهب، با مدارا و سازش، رفتار مى‌كردند!

گناه خواندن چنين چيزى خيلى عجيب به نظر مى‌رسد مع‌هذا در فرمانى كه «آرشى بيشوپ» اسقف شهر «والانسيا» در سال ١٦٠٢ صادر كرد و ضمن آن، دستور داد كه «ساراسن» ها (عرب‌ها) را از اسپانيا بيرون برانند، همين موضوع، مهم‌ترين گناه شمرده شده و به صورت «ارتداد و خيانت موريسكوس‌ها» تلقى شده است.

با اشاره به اين موضوع، مى‌گويد كه آن‌ها (موريسكوس‌ها) هيچ چيز را به اندازه «آزادى عقيده و وجدان» در تمام موضوع‌هاى مذهبى، مهم نمى‌شمردند، در صورتى‌كه ترك‌ها و ساير مسلمان‌ها نمى‌گذاشتند اتباعشان، به آسانى از چنين آزادى بهره‌مند شوند!»

به اين ترتيب، اسقف «والانسيا» بدون آن‌كه خودش خواسته و دانسته باشد، از «ساراسن‌هاى» اسپانيا تعريف و ستايش فراوانى كرده، عظمت فكر و تمدن آن‌ها را ستوده است، در واقع چقدر نظر مسيحيان اسپانيا، در اين مورد از مدارا و سازش دور بود.»[١]

تمدنى بى‌نظير

مسلمان‌ها كه در حدود هشت قرن، يعنى از سال ٩٢ هجرى تا ٨٩٨ در كشور زيباى اسپانيا حكومت مى‌كردند در اين دوران آن چنان تمدنى به وجود آوردند كه به قرار افزار دوست و دشمن در دنيا بى‌نظير و نقطه تحول در تاريخ اروپا به شمار مى‌رود.

«جان برندترند» استاد زبان اسپانيايى در دانشگاه كامبريج، مى‌نويسد: «هنگامى‌كه قسمت اعظم اروپا از لحاظ مادى و معنوى گرفتار بدبختى و اضمحلال بود، مسلمين اسپانيا، تمدن با شكوهى ايجاد و وضع اقتصادى منظم و مرتبى به وجود آوردند. اسپانياى مسلمان رل قطعى و مهمى را در ترقى و نشو و نماى صنايع، علوم، فلسفه و شعر، بازى كرده و در قرن سيزدهم كار به جايى رسيد كه نفوذ آن، بزرگ‌ترين دانشمندان و متفكرين اروپا را همچون «تماس اكيناس» و «دانته» تحت تأثير قرار داد، پس بايد اسپانيا را مشعل‌دار تمدن اروپا خواند»[٢]

جواهر لعل نهرو نخست وزير فقيد هندوستان از يكى از مورخان كه تحت تأثير اين تمدن قرار گرفته است نقل مى‌كند: «مورها (عرب‌ها) آن حكومت حيرت‌انگيز «كوردووا» را به وجود آوردند كه از شگفتى‌هاى قرون وسطى بود و در موقعى كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زدوخورد، غوطه مى‌خورد به تنهايى مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه‌داشت كه پرتو آن بر دنياى غرب مى‌تابيد». آن گاه خودش مى‌افزايد: شهر قرطبه مدت ٥٠٠ سال پايتخت و مركز اين حكومت بود ... قرطبه شهرى بسيار بزرگ بود كه يك ميليون نفر جمعيت داشت. اين شهر به يك باغ بزرگ شباهت داشت كه طول آن در حدود ٢٠ كيلومتر بود و حومه آن، در حدود ٤٥ كيلومتر مى‌شد، گفته مى‌شود كه ٠٠٠/ ٦٠ كاخ و قصر و منزل پر شكوه و ٠٠٠/ ٢٠٠ خانه كوچك‌تر در اين شهر بود و ٠٠٠/ ٨٠ مغازه و دكان و ٣٨٠٠ مسجد و ٧٠٠ گرمابه عمومى داشت. ممكن است كه اين ارقام اغراق‌آميز باشد اما لااقل تصورى از اين شهر، براى ما به وجود مى‌آورد.

در اين شهر كتاب‌خانه‌هاى فراوان وجود داشت كه معتبرترين و مهم‌ترين آن‌ها كتاب‌خانه سلطنتى امير بود كه ٠٠٠/ ٤٠٠ نسخه كتاب داشت. دانشگاه قرطبه در سراسر اروپا و حتى در آسياى غربى مشهور بود و مدارس مجانى و رايگان براى فقيران نيز بسيار زياد بود.

يكى از مورخان مى‌گويد كه: اسپانيا تقريباً همه كس خواندن و نوشتن را مى‌دانست در حالى كه در اروپاى مسيحى صرف‌نظر از طبقه روحانيان مذهبى حتى اشخاصى كه از عالى‌ترين طبقات هم بودند در جهل كامل به سر مى‌بردند».[٣]

فيليپ‌حتى در همين زمينه ادامه مى‌دهد: «در قرطبه ميل‌ها راه، سنگ فرش بود كه از خانه‌هاى دو طرف روشنى مى‌گرفت، در صورتى كه لندن و پاريس حتى هفت قرن پس از آن تاريخ، چنين وضعى نداشت. قرن‌ها بعد ا گر كسى جرأت مى‌كرد و در يك روز بارانى پاريس، از آستانه خانه بيرون مى‌شد تا قوزك به گل مى‌گرفت، موقعى كه دانشگاه آكسفورد نظر مى‌داد كه استحمام، يك رسم بت‌پرستى است، نسل‌هاى متوالى از دانشوران قرطبه از استحمام در حمام‌هاى مجلل بهره‌ور شده بودند ...»[٤]

«دوروتى لودر» درباره تمدن و مردم اسپانياى آن روز، مى‌نويسد: «... علاقه جديد ساراسن‌ها (عرب‌ها) به هنر، احترامشان به علم و ملايمت و اغماضشان درباره مذهب ديگران اسپانيا را به صورت يك كشور متمدن و خوش ذوق در آورد ...»[٥] و[٦]

حال بايد ديد كه بعد از پيروزى مسيحيان بشر دوست! بر اين كشور متمدن چه بلايى بر سر اين كشور آمد؟ و چگونه ملت صلح دوست! با مردم آن سامان كه حق حيات به گردن آن‌ها و مردم اروپا داشتند رفتار نمودند؟ و ما اين بحث خواندنى را كه نشان دهنده ميزان آزادى مذهبى در پيروان مسيح است در شماره آينده مورد بررسى قرار مى‌دهيم.

پى‌نوشت‌ها:


[١]. لغت‌نامه دهخدا، ذيل كلمه طارق و اسپانيا

[٢]. دائره المعارف قرن بيستم، ج ١، ص ٦٥٧.

[٣]. تاريخ عرب، ج ٢، ص ٦٣٨.

[٤]. تاريخ عرب، ج ٢، ص ٦٥٤.

[٥]. تاريخ تمدن اسلام و عرب، ص ٣٣٢.

[٦]. تاريخ تمدن اسلام و عرب، ص ٣٤٥.

[٧]. نگاهى به تاريخ جهان، ج ١، ص ٤١٧.

[٨]. ميراث اسلام، ص ١٥٢.

[٩]. نگاهى به تاريخ جهان، ص ٤١٣.

[١٠]. تاريخ عرب، ج ٢، ص ٦٧٣.

[١١]. سرزمين و مردم اسپانيا، ص ٣٩.

[١٢]. براى اطلاع بيشتر از عظمت مسلمين در اسپانيا مراجعه شود به همين نام كه به وسيله ژوزف ماك كاپ نوشته شده است.