ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - ٣ حجّةالله
چنان كه در آيه ١١٦ سوره هود آمده: «أُولُوابَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ»، به معنى «اولواالفضل، صاحبان فضيلت و شخصيت، نيكان و پاكان» آمده، به اين مناسبت كه اشيا و اجناس بهتر و نفيس را ذخيره مىكنند و نگاه مىدارند. همچنين در اجتماع و صحنه مبارزه، ضعيفان زودتر از بين مىروند يا از ميدان فرار مىكنند و به اين گونه، باقىماندگان قويترند. با توجه به اين معنى است كه در زبان عربى اين مثل گفته مىشود: «فى الزّوايا خبايا و فىالرجال بقايا؛ در زاويهها هنوز مسائل مخفى وجود دارد و در ميان رجال شخصيتهايى باقى مانده»، علاوه بر اين، لفظ «بقيه» كه سه بار در قرآن مجيد آمده همين معنى را در بر دارد.[١] چنان كه در المصحفُ المُيّسر كه لغات قرآن را با دقت در حاشيه صفحات معنى كرده، البقيه را فضل و خير دانسته است.[٢]
كوتاه سخن اينكه «بقيه باقى مانده» از چيزى است، اما اين باقى مانده چيزى است نفيس و ارزشمند و در مورد انسان يعنى صاحب فضل و فضيلت و مايه خير كه چون به الله اضافه شود، از مضافٌاليه كسب شرافت مىكند، مانند بيتالله و قدر و مرتبه آن افزونتر مىشود، و مصداق تامّ و كاملش حضرت حجت بن الحسن المهدى (عج) هستند كه آخرين حجت و ذخيره پر خير آفريدگار متعال مىباشند.
٣. حجّةالله
«حجت» هم ريشه با «حج» است، پس معنى نخست آن «قصد» است، ولى غالباً به معنى آن چه بر صحّت ادعا دلالت مىكند استعمال مىشود، و «محاجّه» حجت آوردن براى اثبات مدعا يا ابطال دليل طرف است.[٣] راغب، حجت را راهنمايى به «محجّة» يعنى وسط راه يا طريق مستقيم، نه كنارههاى انحرافى، معنى كرده. مفهوم فرهنگى و بعدى حجّت: آنچه حكم مىكند به درستى يكى از دو نقيض- يعنى دليل و برهان- مىباشد، و به اين معنى است در آيه: ١٤٩ سوره انعام «قُلْفَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ؛[٤] بگو: برهان رسا ويژه خداست». اين كلمه با اضافه شدن به الله از مضافاليه كسب شرافت مىكند، و حجّة الله، به طور مطلق يكى از لقبهاى امامزمان (ع) مىباشد و در اين زيارت هم آمده.
در خبر است كه خداى تعالى بر مردم دو حجت دارد: حجت باطنى كه عقل و شعور است، و حجت ظاهرى كه رسولانش و جانشينان منصوص و معين آنها مىباشند.[٥] در كتاب اصول كافى، در باب الحجّة در عين حال كه به معنى امام و راهنما به صراط مستقيم است به معنى دليل و حجت رساى الهى بر مردم است، زيرا آنان عالم به معارف و حقايق دين و احكام شريعت مىباشند و راه سلوك الىالله را كه بدون انحراف مىباشد ارائه مىدهند. از ديگر سو اينان واسطه فيض از مبدأ متعال هستند و وجودشان در زمين ضرورى است[٦] و تفصيلش در معناى «خليفةالله» خواهد آمد.