ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - ١ جنّةالمأوى فى من فاز بلقاء الحجّة فى الغيبة الكبرى
به جاست اكنون كه به شمهاى از مكانتِ علمى علّامه اشارت رفت اندكى هم به بعد عملى، سلوكى و اخلاقى ايشان نيز پرداخته شود كه در اين ارتباط توصيفات و تعبيرات دو تن از شاگردان ايشان- يعنى علّامه تهرانى و محدّث قمى- بهترين شاهد و گواه است.
شيخ آقا بزرگ تهرانى در نقباء البشر درباره استاد خود آورده: «قلم در دست مىلرزد هنگامى كه اين اسم- محدّث نورى- را مىنويسم، انديشه مرا نگاه مىدارد وقتى كه خود را آماده نوشتن شرح حال استادم مىبينم، گويى پس از پنجاه سال فراق و جدايى او را با همان شكل هميشگى مىبينم و در برابر مقام و جلال او احساس خشوع دارم و از هيبت او لرزه بر اندامم مىافتد و اين امر عجيبى نيست، چرا كه اگر شرح حال كسى ديگر را مىنگاشتم براى من آسانتر بود، اما چه كنيم كه شرح حال يكى از قهرمانانى را مىنويسم كه زندگانى و آثار خير آنان محدود به حيات ايشان نيست در مورد چنين توجيهى براى نوشته خود نمىيابم جز آنكه به قصور خود از اداى حق آن بزرگوار اعتراف كنم.»
علامه تهرانى همچنين در مقدمهاى كه بر مستدرك نوشته درباره محدّث نورى مىنگارد: «شيخ نورى، يكى از نمونههاى سلف صالح (=پيشينيان پاك) بود كه وجودشان در اين عصر بسيار كمياب است. او با خصوصيات ويژهاى ممتاز بود و از آيات عجيب خداوندى به شمار مىرفت ... شايد عدّهاى گمان كنند كه من در حقّ او اغراق كردهام و در بيان زندگانى و شخصيت او زيادهگويى روا داشتهام، امّا من در خصوص او جز مختصرى از آنچه در ايّام معاشرتم با وى از او ديدهام ننوشتهام و خداوند بر آنچه كه مىگويم شاهد است. به تحقيق كه من او را عالمى ربّانى و الهى ديدم».[١]
محدّث قمى نيز با اعتراف به قصور خود در اداى حقّ مطلب اينچنين به ترسيم و تصوير مقامات معنوى استاد خود مىنشيند:
«استاد بلند مقدار و بزرگوار، ستون بلندپايه پايدار، خاتم فقيهان و محدثان، ابر پربار دانش، درياى ناپيدا و بىكرانه، بيرون كننده گنجهاى اخبار و زنده كننده روايات و آثار، محدّث نورى، او جامع و در بردارنده همه فضيلتها و شرافتها بود و دست يازنده به اوج خيرها و خوبىها، در هر دانشى به گوهر و حقيقت آن رسيده بود امّا در فن حديث و شناخت رجال و اشراف و احاطه او به اقوال و آگاهى وى از دقايق آيات و نكات اخبار تا بدانجا بود كه خردها را از چگونگى استخراج گوهر اخبار از دل گنجينههاى آن متحيّر مىساخت. سبحانالله! از فزونى آگاهى و تبحّر عميق او در علوم و اخبار و سنّت و آثار.
[استاد ما] در گذران لحظات عمر خود بسيار صرفهجو و بخيل بود، او لحظهاى از مدت عمر خود را بيهوده تلف و تباه نمىكرد بلكه نهايت بهرهگيرى از آن مىكرد. او يا مشغول جمعآورى اخبار پراكنده اهل بيت (ع) بود يا مشغول ذكر و تلاوت قرآن و نماز و نوافل. به انجام همه مستحبّات اهتمام و مراقبت داست. نماز و قيام در شب از وى فوت نمىگرديد. با رفتار نيكش دعوتگر مردم به سوى خدا بود. ديدار با او خداى را به ياد مىآورد و سخن او بر دانشِ آدمى مىافزود و عمل وى به آخرت ترغيب مىكرد و برمىانگيخت ...».[٢]
ماه در محاق
سرانجام محدّث نورى پس از عمرى سراسر عبادت و خدمت، تحقيق و تدريس، و تعليم و تأليف در شب چهارشنبه ٢٧ جمادىالثانى ١٣٢٠ ق (يكصد و هشت سال پيش) مصادف با شهادت امام هادى (ع) در سن ٦٦ سالگى در نجف اشرف از دنيا رفت و طبق وصيت خود او در صحن مطهر حضرت شاهِ ولايت پناه اميرمؤمنان (ع) در ايوان سوم از ايوانهاى شرقى باب القبله به خاك سپرده شد. محدّث قمى از اين حادثه تلخ چنين روايت مىكند: «مصيبت وى بر عموم مسلمانان، خصوصاً بر اين دعاگو كه نزد ايشان حكم فرزند را داشتم چنان تلخ گذشت كه هنوز تلخى و مرارت آن را در كام خود احساس مىكنم و بر فقدان آن جناب بسى تأسف مىخورم و سزاوار است كه بگويم: «پس از او چون ماهى در خشكى و صحرا، و چون برف در سوز گرما زيستم».[٣]
نمىتوان دفتر عمر علّامه نورى را در همينجا فرو بست و به نكتهاى ضرورى و بايسته اشارت نكرد و آن اينكه: آنچه تاكنون درباره محدّث نورى نوشته آمده به معناى «مطلق انگارى» و «معصوم پندارى» ايشان نيست. كارنامه او نيز مانند هر فرد غير معصوم ديگرى خالى از نقاط تأمّل برانگيز نمىباشد. چنانچه «فصل الخطاب» وى ايرادات و اشكالاتى دارد كه بر اهل آن پوشيده و پنهان نيست.[٤]
به قول استاد شهيد مرتضى مطهرى (ره): «محدّث نورى داراى حافظهاى قوى، و مرد با ذوقى بوده است و بسيار با شور و حرارت و با ايمان [مىباشد] گو اين كه اين مرد بعضى از كتابها را نوشت كه در شأن او نبود و علماى وقت هم او را ملامت كردند، ولى معمولًا كتابهايش خوب است».[٥]
البته طرح اين مسائل نبايد بهانه انكار خدمات دينى و تأليفات ارجمند علمى او، و داورىهاى غير منصفانه در حقّ شخص وى گردد.
آثار محدث نورى در حوزه مهدى پژوهى
از علامه نورى سه كتاب پيرامون مهدويّت و شناخت و معرفت امام عصر (ع) بر جاى مانده است كه نشانگر عشق و علاقه فراوان وى به امام زمان (ع) و تحقيق و پژوهش در اين عرصه است؛ دوتاى آنها به زبانهاى عربى و يكى به زبان فارسى است كه در اينجا به دو كتاب اوّل به اختصار اشاره مىشود اما به كتاب سوم كه موضوع همين مقاله است مشروحتر پرداخته مىگردد.
١. جنّةالمأوى فى من فاز بلقاء الحجّة فى الغيبة الكبرى
اين اثر به جنّةالمأوى معروف است و اوّلين كتاب حاجى نورى در اين موضوع است. اين كتاب به زبان عربى مىباشد و مؤلّف آنرا در تكميل جلد سيزدهم بحارالانوار علامه مجلسى (ره) نگاشته است. در اين كتاب ٥٩ داستان