ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - ١ كاربردى ساختن آموزه هاى آخرالزمانى اسلام
كه مىتواند بر وحدت و انسجام امت اسلامى و اتحاد آنها در برابر دشمن واحد بيفزايد و آن چيزى نيست جز اعتقاد به ظهور امام مهدى (ع) به عنوان منجى موعود و آخرين بازمانده از اهل بيت پيامبر خاتم (ص).
در آموزههاى دين اسلام افزون بر اينكه به صورت عام از امامت ائمه اهل بيت (ع) به عنوان راهى براى در امان ماندن مسلمانان از تفرقه و اختلاف ياد شده و از جمله در خطبه معروف حضرت زهرا (س)، آمده است:
ففرض الله ... طاعتنا نظاماً و إمامتنا أمناً من الفرقة و حبّنا عزّاً للإسلام.[١]
سپس خداوند واجب فرمود ... پيروى ما را مايه وفاق، و امامت ما را مانع افتراق، و دوستى ما را عزت مسلمانى.
به صورت خاص نيز از امام مهدى (ع) به عنوان كسى كه به همه اختلافها پايان مىدهد و همه را بر حول يك محور جمع مىكند، ياد شده است، چنانكه در يكى از زيارات آن حضرت مىخوانيم:
السلام على المهدى الذى وعد الله عزّوجلّ به الأمم أن يجمع به الكلم و يلمّ به الشعث.[٢]
سلام بر مهدى، آنكه خداى عزّ و جلّ وعده او را به امتها داده و مژده داده است كه به وسيله او اتحاد و يگانگى را برقرار و پراكندگىها را برطرف مىسازد.
با توجه به آنچه گفته شد و با عنايت به اين موضوع كه همه مذاهب اسلامى بر اصل ظهور امام مهدى (ع) و حاكميت قسط و عدل در سراسر جهان به وسيله آن حضرت اتفاق نظر دارند،[٣] مىتوان آرمان تحقق جامعه عدل مهدوى و حاكميت جهانى اسلام در آخرالزمان را به عنوان محورى براى اتحاد و اتفاق مسلمانان مطرح ساخت. البته اين موضوع نيازمند فراهم شدن زمينهها و مقدماتى است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
١. كاربردى ساختن آموزههاى آخرالزمانى اسلام
اگرچه آموزههاى آخرالزمانى قرآن كريم و روايات معصومين (ع) از نظر ژرفا، دامنه و گستره در سطحى بسيار بالاتر از مفاهيم و تعاليم آخرالزمانى ديگر اديان و مذاهب قرار دارد، اما متأسفانه بايد گفت كه اين آموزهها تاكنون چنانكه بايد و شايد از سطح مباحث صرفاً نظرى بالاتر نرفته و تبديل به مباحث راهبردى مورد نياز جهان اسلام نشده است.
در سالهاى اخير شاهد بودهايم كه جهان مسيحيت به مدد مطالعات آكادميك و با پشتيبانى نهادهاى سياسى، فرهنگى و اجتماعى خود انديشه موعودباورى و منجىگرايى كتاب مقدس را تبديل به مباحث راهبردى ناظر به شرايط سياسى- اجتماعى عصر حاضر ساخته و حتى حركتهاى سياسى، نظامى خود در جهان را به نوعى مستند به اين انديشه كرده است. در اثر همين اقدام بوده است كه امروز تعاليم كتاب مقدس با وجود حاكميت گفتمان سكولار در جوامع غربى، مورد اقبال بيشترى واقع شده و انديشههاى بنيادگرايانه مبتنى بر آموزههاى آخرالزمانى مسيحت در برخى از كشورهاى مسيحى به ويژه ايالات متحده امريكا تبديل به عاملى قوى براى همراه ساختن خيل عوام مسيحى با اغراض و اهداف كليساى پروتستان شده است.
ما نيز اگر در پى تبديل انديشه مهدويت به عاملى براى وحدت و همگرايى جهان هستيم، چارهاى جز تبديل اين انديشه به مباحث راهبردى ناظر به حال و آينده جهان اسلام نداريم. البته در سالهاى اخير برخى از انديشهورزان تلاشهايى را در اين زمينه آغاز كردهاند كه اميدواريم با بسط