ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - آيا اين رهبر امام مهدى (ع) از طريق معجزه با جهان پيكار مى كند؟
داشته باشد. زمينهاى كه متضمن سعادت و رفاه و كمال بشريت باشد.
٢. وجود رهبرى بزرگ كه شايستگى رهبرى كلّ جهان را داشته باشد.
٣. وجود ياران پاك و خالص براى آن رهبر بزرگ و يكتا.
آيا اين رهبر [امام مهدى (ع)] از طريق معجزه با جهان پيكار مىكند؟
اگر قرار بود در طول تاريخ، دعوت الهى براى رسيدن به پيروزى بر پايه معجزه استوار باشد از زمان خلقت زمين، هيچ انحراف و گمراهى در آن پديدار نمىشد و احتياجى به جنگ و جهاد نبود. در حالىكه تاكنون دعوت به حق، هزاران پيامبر و اولياى الهى را به عنوان شهيد تقديم كرده است كه بالاتر از همه آنان شهادت حسين (ع) در واقعه كربلاست. اگر اينگونه بود [كه معجزه در كار باشد] نيازى نبود كه روز موعود به تأخير بيافتد. چرا كه با اين وجود در هر روزى از آن زمان بشر پا به عرصه وجود گذاشته است، امكان وقوع آن وجود داشت. و شايد بتوان گفت نبى اسلام (ص) كه بهترينِ آفريدگان است، بهترين فرد براى رهبرى روز موعود و هدف اساسى خلقت بشر بود، اما اراده خداوند براى او (ص) چنين قرار گرفت.
رواياتى هست كه مىگويد: «ائمه اطهار (ع) در هر شب جمعه كمال مىيابند». اين روايات مستلزم آن است كه بگوييم امام مهدى (ع) افضل از پدران بزرگوار خويش (ع) است. و اين خلاف ادلّهاى است كه ائمه معصومين (ع) را از نورى واحد و در فضل مساوى مىداند، جز اميرالمؤمنين (ع)- وصى رسول خدا (ص)- كه افضل از ساير امامان (ع) است؟
مىتوان به دو شكل جواب داد:
اوّل: بحثى در اين نيست كه بپذيريم امام مهدى (ع) افضل از پدران بزرگوار خويش (ع) است. به اعتبار اينكه اراده خداوند مأموريت بزرگ روز الهى موعود را به او (ع) واگذار كرده است. و روايات متعددى نيز بر اين دلالت دارد كه شايد روشنترين روايت در اين باره روايتى است كه نعمانى در كتاب الغيبه از امام صادق (ع) نقل كرده است كه از آن حضرت (ع) سؤال شد آيا قائم به دنيا آمده است؟
فرمود: «خير و اگر او را درك مىكردم (هم عصرِ او بودم) تمام عمر كمر به خدمت او مىبستم». و در حديث ديگر در كتاب اصول كافى آمده است ريّان بن صلت از امام رضا (ع) سؤال كرد: آيا شما صاحب اين امر [امامت] هستيد؟ فرمود: «بله من صاحب امرِ (امامت) هستم. اما نه آن كسى كه زمين را پر از عدل مىكند، بعد از آنكه پر از جور و ستم شده باشد. و چگونه مىتوانم باشم در حالىكه چنين ضعف بدنى و پيرى را در من مىبينى؛ در حالىكه قائم كسى است كه وقتى ظهور مىكند در سن پيران و در سيماى جوانان است».
با اين جواب بايد ادلّهاى را كه اشاره به تساوى ائمه اطهار (ع) دارد به تساوى آنان در «امامت» و يا به قابليّت آنان در رهبرى و هدايت جهان با صرفنظر از تكاملِ بعد از مرحله عصمت حمل كنيم. همچنانكه مىتوانيم امام مهدى (ع) را با توجه به ادلّهاى كه گفته شد، مستثنا كنيم.
دوم: بر خلاف تصور سؤال كننده اين روايات مستلزم افضل بودن امام مهدى (ع) نيست. و در توضيح بگوييم: رواياتى داريم دالّ براين كه همه كمالاتى كه خداوند به يكى از امامان (ع) اعطا مىكند، همه آن كمالات را به امامان قبل از او و رسول خدا (ص) اعطا كرده است. در حديثى از امام باقر (ع) روايت شده است كه فرمود: اما اين امر بر رسول خدا عرضه شد. سپس بر امامان بعد از او (ص) تا اينكه به ما خاتمه يافت.
و در روايتى ديگر ثقه الاسلام كلينى (ره) از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرموده: «هيچ چيزى از نزد خداوند عزّوجل صادر نشد مگر اينكه ابتدا به رسول خدا (ص) رسيد سپس به اميرالمؤمنين (ع) و بعد از او به ديگر امامان يكى پس از ديگرى. تا آخرينِ ما اعلم از اولينِ ما نباشد».
برخى از نشانههاى ذكر شده براى ظهور در بر دارنده معجزات و امور مافوق طبيعت است. به طورىكه وقوع آنها ممكن به نظر نمىرسد. با اين وجود به نظر مىرسد ناگزيريم فقط آن دسته از نشانهها را كه به شكل طبيعى رخ مىدهند بپذيريم. آيا اينگونه نيست؟
«قانون معجزات» در اين مورد تعيين كننده است. با تطبيق اين قانون بر نشانههاى ظهور درمىيابيم كه هر نشانهاى به شكلى منحصر به فرد در مقام اقامه حجت و برهان از سوى خداوند متعال براى بشريت است. سپس وقوع آن ممكن، بلكه ضرورى است. و با قواعد عام كه برهانى براى صحت اصلِ وجود «معجزه» در اسلام است؛ مطابقت دارد. و اگر نشانههاى نقل شده را واقعى ندانيم در اين صورت اين نشانهها مطابق با قواعد عام اثبات كننده اصلِ وجود معجزه نخواهد بود و اين مستلزم آن است كه قواعد مذكور را رد كنيم، در حالى كه در اسلام دليل قطعى براى ردّ اين