ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - آيا اين رهبر امام مهدى (ع) از طريق معجزه با جهان پيكار مى كند؟
قواعد نداريم.
و اگر اين نشانهها را بررسى كنيم مىبينيم فقط برخى از آنها بر اساس «معجزه» قرار دارند مانند صيحه آسمانى، كسوف و خسوف در غير وقتِ آن، و غيره.
همه نشانههاى ظهور دربردارنده اخبارى از آينده هستند. چگونه مىتوانيم از صحّت آنها مطمئن شويم در حالىكه براى بشر آگاهى از آينده ممكن نيست؟
آگاهى از آينده ممكن نيست، مگر از طريق تعليم علّامالغيوب كه همان خداى متعال است. حال اين تعليم يا از طريق وحى است و يا از طريق آنچه با وحى ارتباط دارد. همچنان كه نبى اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) اينگونه بودند. بحث در مورد اصل اين عقيده از حوصله بحث خارج است. بنابراين تا زمانيكه معصوم (ع) به حوادث آينده عالم است، طبيعتاً مىتواند از اين حوادث خبر دهد. و مصلحتهايى وجود دارد كه ايجاب مىكند اين اخبار گفته شود و چنين اخبارى در طرح الهى براى روز موعود جايگاهى حقيقى دارند.
بدين ترتيب، ما بايد در اخبارى كه به ما رسيده است دقت كنيم، اگر از نظر تاريخى توانستيم، آنها را ثابت كنيم [كه چنين اخبارى از معصوم (ع) صادر شده است] آنها را قبول كنيم. و رد كردن آنها فقط زمانى بر ما جايز است كه دلايل كافى براى اثبات تاريخى [و سندى] بر آن نداشته باشيم، نه زمانى كه از حيث نظرى نتوانيم آنها را اثبات كنيم.
نشانههاى ظهور همانطور كه هشداردهندهاى براى ياوران مهدى (ع) است كه خود را براى استقبال و يارى آن حضرت (ع) آماده كنند، مىتواند هشداردهندهاى براى دشمنان آن حضرت (ع) باشد تا خود را براى مقابله با آن امام (ع) تجهيز كنند، به ويژه زمانىكه نشانههاى نزديك ظهور واقع شوند. اين هشدارها عليه مصلحت روز موعود خواهد بود. چگونه مىتوان آنرا توجيه كرد؟
اگر هم فرض كنيم كه دشمنان مهدى (ع) نشانههاى ظهور را به دقت بررسى كرده و در هنگام مشاهده آنها حكمت آنها را دريابند و آماده مقابله با حضرت مهدى (ع) شوند. [بايد بگوييم] «ظهور»، اينگونه نيست، كه بلافاصله به طور خودكار پس از وقوع نشانهها، واقع شود؛ بلكه آن امرى است كه در گرو اراده لايزال الهى قرار دارد. بنابراين ممكن است براى چند سال به تأخير بيفتد تا اين آمادگى دشمنان از بين برود. امام مهدى (ع) در زمان غفلت و بى توجهى دشمنان خود ظهور خواهد كرد.
اگر قرار باشد خداوند متعال ظهور امام (ع) را [در اين حالت] به تأخير بيندازد پس تكليف نشانههايى كه دلالت بر ظهور دارند و همه تحقق يافتهاند چه مىشود؟
مىتوان دو جواب به اين سؤال داد:
١. معناى «نزديك بودن ظهور» اين نيست كه فقط چند روز پس از تحقق نشانههاى ظهور، ظهور واقع مىشود، بلكه مىتوان گفت: در مقابل قرنها غيبت امام زمان (ع)، ده سال (كمتر و يا بيشتر) مانده به ظهور نيز، دوران نزديك به ظهور تلقى مىشود.
٢. بايد بدانيم كه اين نشانههاى ظهور فقط در زمانى محقق مىشوند كه دشمنان امام (ع) از مقابله با آن حضرت (ع) عاجزند. پس بعد از اينكه نشانهها محقق شدند ممكن است بلافاصله ظهور واقع شود در حالىكه دشمنان توانايى مقاومت در برابر امام (ع) را ندارند و اگر اقداماتى هم انجام دهند بىشك كارى از پيش نخواهند برد.
ابن ماجه از نبى اكرم (ص) روايتى نقل مىكند كه مىفرمايد: «قبل از قيامت مَسخ، خسف و قذف پيش خواهد آمد» و در حديثى ديگر فرموده است: «در دوران آخرالزّمانِ امتِ من خسف، مسخ و قذف روى خواهد داد». آيا احتمال دارد اين امور رخ دهد؟
شيخ مفيد در كتاب الارشاد از امام كاظم (ع) حديثى نقل مىكند كه مىفرمايد: «... و دشمنان خدا مسخ مىشوند».
مضمون اين حديث مورد بحث است. هر چند «مسخ» امرى «ممكن» است و در طول تاريخ نيز محقق شده است، همانطور كه نصّ قرآن كريم بر آن اشاره دارد.
شيخ مفيد در كتاب الارشاد در ضمن حديثى به ذكر نشانههاى قبل از قيام مهدى (ع) مىپردازد كه از جمله اين نشانهها اين است: «و مردگانى از قبرهاى خود برمىخيزند و به دنيا برمىگردند، با يكديگر ديدار كرده، با هم آشنا مىشوند». آيا چنين واقعهاى رخ خواهد داد؟ آيا نمىتوان اين حديث را از گروه احاديث «رجعت» دانست؟
ظاهر اين حديث نشان مىدهد كه اين امر در دوران غيبت كبرى رخ مىدهد و چه بسا از نشانههاى خاصى باشد كه نزديكى ظهور را به مؤمنان مخلص هشدار مىدهند. اما اين حديث، از احاديث «مُرسل» است كه از نظر «سند» ضعيف است و قابل اثبات تاريخى نيست.
«رجعت» كه در احاديث فراوانى آمده است، بعد از ظهور است نه قبل از آن. در صورتىكه اين حديث، زندهشدن مردگان را قبل از قيام امام (ع) مىداند.
آيا طلوع خورشيد از سمت مغرب از نشانههاى ظهور است؟
اين نشانه، از نشانههاى قيامت است.