ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - آماده باش دائم
تاريكىها و سردىها هستند، تا به يمن اين قيام، سپيده دميده و طلوع فجر، آفاق را بشكافد و خورشيد رهايى سر زند.
بديهى است قيامى كه براى برپايى عدالت در جامعهاى آكنده از بىعدالتى، انجام خواهد گرفت، رودررويىهايى با جبهه كفر و باطل خواهد داشت. لذا آمادهباش براى چنين انقلابى جهانى، به آمادگى قوى و پرصلابتى نياز دارد. همان گونه كه در احاديث خواندهايم:
«وى نبرد مسلحانه خود را تا نابودى و اضمحلال كامل حكومتهاى جابر دنبال مىكند.» و البته «به وسيله مبارزان و همچنين ترسى كه خداوند در دل دشمنان ايجاد مىكند يارى مىشود.» در نتيجه «به هيچ سرزمينى روى نمىآورد مگر آنكه پرچم اسلام در آنجا به اهتزاز درآيد.»[١]
بنابراين مسلمانان بر اساس تعليمات پيشوايان خود، هميشه بر آمادگى نظامى و تقويت نيروى سلحشورى خويش، اقدام مىكنند تا به هنگام طلوع طليعه حق، به صف پيكارگران ركاب مهدى (ع) بپيوندند و در آن نبرد بزرگ حق و باطل، حماسه آفرينند و حضورى فعال داشته باشند.
در روايات «انتظار» دستورى انقلابى از رئيس مذهب شيعه، امام جعفر صادق (ع)، به «منتظران» صادر گرديده كه هميشه چون منشورى آسمانى، بر پرچم سپاه آنان تحرير شده است. اين دستور فرماندهى، سلحشوران منتظر را به آمادهباش دائمى و نيرومند و مسلح بودن فرا مىخواند:
بايد هر يك از شما براى خروج قائم اسلحه تهيه كند، اگر چه يك نيزه.[٢] به همين دليل، مىبينيم در گذشته، شيعيان به اين امر توجه بيشترى داشتهاند و هر كدام سلاحى تهيه مىكردند و خود را آماده شركت در استقرار عدل بزرگ مىنمودند. اين مطلب قابل توجه است كه انتظار فرج، از مقوله گفتار نيست، بلكه انتظارى عملى، با ايمانى محكم و خروشى در برابر ستم، و بيداد و غريوى در آفاق است:
١. قاسمبن زكريا مىگويد: من در خانه عبّادبن يعقوب رواجنى (م. ٢٥٠ ق)، شمشير به ديوار آويختهاى ديدم. پرسيدم: اين براى كيست؟ او گفت: اين را آماده كردهام تا با آن در ركاب حضرت مهدى (عج) بجنگم.[٣]
اين دقيقاً، اجراى دستور فرماندهى شيعه- امام جعفر صادق (ع)- است. در فرازى از زيارت «سرداب مقدس» آمده است:
أللّهم كما جعلت قلبى بذكره معموراً، فاجعل سلاحى بنصرته مشهوراً.
خداوندا! همچنانكه دل مرا، با ياد حجّت خود، مهدى، آباد و زنده ساختى، سلاح مرا نيز در راه يارى او آماده و آخته ساز!
و در ادامه زيارت، از خدا درخواست مىكنيم كه:
اگر چنان شد كه مرگ، مرا از درك حضور مهدى (ع) محروم ساخت، خدايا! تو مرا به هنگام ظهور او، زنده كن تا از گور خويش سر بر آورم، و كفن بر بندم و در ركاب او جنگ كنم.[٤]
مىبينيم كه در اين زيارت نيز از «سلاح مشهور» (شمشير آخته) و جنگ در ركاب مهدى سخن مىرود و اين به معناى آمادهباش دائمى منتظران دولت مهدوى است.
٢. ابن بطوطه در سفرنامه خود، ذيل عنوان «ندبه شيعيان حلّه براى امام زمان» آورده است كه:
در نزديكى بازار بزرگ شهر، مسجدى قرار دارد كه بر در آن پرده حريرى آويزان است و آنجا را مسجد صاحبالزمان مىخوانند. شبها پس از نماز، صد نفر مرد مسلح با شمشيرهاى آويخته اسبى يا استرى را گرفته و به سوى همان مسجد روانه مىشوند. ساير مردم از طرفين اين دسته حركت مىكنند و چون به مسجد مىرسند در برابر در ايستاده، آواز مىدهند كه: «بسمالله اى صاحب الزمان بسمالله! بيرون آى كه تباهى روى زمين را فرا گرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است كه برآيى تا خدا به وسيله تو حق را از باطل جدا كند.»[٥]
٣. ياقوت حموى، مورخ معروف قرن هفتم هجرى مىنويسد: در سالهاى نخست تسلط مغولان بر ايران، مردم شهر كاشان، هر روز هنگام سپدهدم، از دروازه خارج مىشدند و اسب زين كردهاى را يدك مىبردند، تا حضرت مهدى (ع) در صورت ظهور بر آن اسب سوار شوند.[٦]
٤. «قزوينى» در كتاب اخبار العباد و آثار البلاد نوشته:
شيعيان قم و كاشان هر صبح جمعه مسلّح و مجهز با اسبان سوارى از شهر بيرون مىآيند و در بيابان، حالت انتظار دارند كه مهدى موعود (ع) بيايد و اينان در ركابش باشند، وقت مىگذرد و اينان برمىگردند اما با تأسف مىگويند: اين جمعه هم نيامد.[٧]
٥. در زمان فرمانروايى سربداران نيز نظير همين عمل در شهر سبزوار معمول بوده است به طورى كه ميرخواند در روضة الصفا مىنويسد: «هر بامداد و شب، به انتظار صاحب الزمان (ع) اسب كشيدندى.[٨]»
آرى، مهدى طلبان، اين شيعيان بيداردل و هوشيار، هميشه آماده بودند و عملًا آمادگى خود را ابراز مىنمودند. شمشير