ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - داستان محمد كاظم ساروقى
نمى شود.
كنايه از اينكه اگر آن حضرت را با چشم ظاهر ببينم، به ايمان من افزوده نمى شود، و يقين من به ايشان در زمان غيبت، در حد عينيت و يافتن با چشم ظاهر است.
مقدمات لقاءالله
گرچه خود لقاءالله تعالى امر غيراختيارى است، و كسى نمى تواند به اراده و تصميم خويش، نفس وجود خداوند متعال را به علم حضورى در خودش بياورد، اما مقدماتى وجود دارد، كه چنان چه انسان آنها را انجام دهد، اميد است به نتيجه مطلوب دسترسى پيدا كند. مقدمات اصلى را مى توان سه مطلب دانست:
١. تفكر بر روى آيات و نشانه هاى خداوند متعال
همان دليل هايى كه براى اثبات توحيد ذكر شده است، و نشانه هايى كه از او در اين جهان هستى وجود دارد. اگر مدتى روى آن ها تفكر شود، كم كم يقين انسان از علم و استدلال به مرحله عينيت و يافتن مى رسد. قرآن كريم در آياتى انسان ها را تحريض و ترغيب به تفكر بر روى آيات الهى مى كند:
إنّ فى خلق السّموات و الأرض واختلاف اللّيل و النّهار لاياتٍ لُاولى الألباب الّذين يذكرون الله قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خلق السّموات و الأرض ...[١]
مسلماً در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پى يكديگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه هايى است همانان كه خدا را [در همه احوال] ايستاده، نشسته، به پهلو آرميده ياد مى كنند و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند.
همچنين تفكر در نفوس[٢]، تفكر در سرگذشت و عاقبت گذشتگان[٣]، تفكر در مضامين آيات قرآن[٤]، نيز از موضوعاتى است كه مى تواند نتايج خوبى براى انسان به ارمغان بياورد.
٢. تهذّب و عمل صالح
منظور از تهذّب، وارسته بودن انسان از هر كارى ناشايسته، و مقصود از عمل صالح هر كارى است كه از نظر عقل و شرع پسنديده باشد، همان كارهايى كه در قالب احكام پنجگانه واجب و مستحب ومباح و مكروه و حرام، بيان گرديده است. و انسان در عمل به آن ها به عبوديت خداوند متعال مى رسد. خداوند سبحان اميدواران به ملاقات با خودش را سوق به انجام كارهاى پسنديده و شايسته مى دهد
فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملًا صالحاً[٥].
پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد.
٣. توسل
براى رسيدن به لقاى الهى است، خاندانى كه اول و آخر و معدن هر خيرى هستند، و خود اركان هدايت، و از حاملين علوم قرآن بوده و واسطه براى نزول همه بركات و الطاف خداوندى مى باشند، مى توانند هر كجا مصلحت و حكمت اقتضا كند، به اذن الهى، دست كسى را گرفته و كمك نمايد تا راه طولانى لقاءالله تبارك و تعالى را در مدت كوتاهى طى نمايد.
داستان محمد كاظم ساروقى
در زندگانى او آورده اند كه حضرت صاحب الزمان (ع)، با دستى كه به سينه او كشيدند، او را عالِم به همه الفاظ و معانى قرآن نمودند. به گونه اى كه در حالى كه سواد نداشت، اما تمام قرآن را از اول به آخر و از آخر به اول مى خواند، تعداد آيات، كلمات، حروف و حتى نقطه هاى هر سوره را مى دانست، هر قرآنى به او مى دادند، و آيه اى را از او تقاضا مى كردند، با يك بار باز كردن قرآن، آن آيه يا در صفحه راست يا چپ وجود داشت، همچنين مى دانست چه حرفى در كدام سوره نيامده يا هر يك از حروف چند بار تكرار شده است و چيزهايى مشابه اين ها را مى دانست، و از اين ها مهم تر آشنايى به خواص سوره ها و آيات قرآنى داشت، به گونه اى كه مى دانست چگونه به كمك آيات قرآنى تصرف در جهان هستى بنمايد[٦]. آرى، امامى كه خود حامل همه علوم قرآن «و حملة كتاب الله»[٧] هستند، مى توانند به اذن پروردگار واسطه اعطاى آن علوم به ديگرى، به اندازه ظرفيت و مصلحت او، باشند.
پى نوشت ها:
[١]. فاطر (٣٥)، آيه، آيه ١٥
[٢]. سوره بقره (٢)، آيه ١.
[٣]. تنها خداوند است كه تركيب در او راه ندارد، و مصداق هر صفتى از او عين مصداق صفت ديگر، و همه صفات عين ذات واجب الوجود است، يعنى يك موجود واحد حقيقى است كه متصّف به همه صفات كماليه است.
[٤]. سوره هاى: انعام (٦)، آيه ٣١ و ١٥٤ يونس (١٠)، آيه ٧ و ١١ و ١٥ و ٤٥ رعد (١٣)، آيه ٢ كهف (١٨)، آيه ١١٠ عنكبوت (٢٩)، آيه ٥ روم (٣٠)، آيه ٨ سجده (٣٢)، آيه ١٠ فصلت (٤١)، آيه ٥٤ فرقان (٢٥)، آيه ٢١ كهف (١٨)، آيه ١٠٥ عنكبوت (٢٩)، آيه ٢٣ بقره (٢)، آيه ٤٦ و ٢٢٣ و ٢٤٩ هود (١١)، آيه ٢٩ انشقاق (٨٤)، آيه ٦.
[٥]. اعراف (٧)، آيه ١٤٣:
[٦]. سوره الحاقه (٦٩)، آيه ٢٠ و ٢١: من يقين داشتم كه (قيامتى در كار است و) به حساب اعمالم مى رسم او در يك زندگى (كاملًا) رضايت بخش قرار خواهد داشت.
[٧]. عن الصادق (ع): «ما اوتى النّاس اقلّ من اليقين»؛ به مردم چيزى كمتر از يقين داده نشده است. (اصول كافى، ج ٢، ص ٥٢)
[٨]. بقره (٢)، آيه ٢٦٠: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي.
[٩]. انعام (٦)، آيه ٧٥: وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ.
[١٠]. آل عمران (٣)، آيه ١٩٠ و ١٩١ و نيز به همين مظمون: رعد (١٣)، آيه ٣ نحل (١٦)، آيه ١٠ و ١١ و ٦٩ روم (٣٠)، آيه ٢١ زمر (٣٩)، آيه ٤٢ جاثيه (٤٥)، آيه ١٣ فصلت (٤١)، آيه ٥٣ حشر (٥٩)، آيه ٢١.
[١١]. سوره روم (٣٠)، آيه ٨.
[١٢]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٧٦.
[١٣]. سوره هاى نحل (١٦)، آيه ٤٤ فصلت (٤١)، آيه ٥٣.
[١٤]. سوره كهف (١٨)، آيه ١١٠.
[١٥]. به تعبير حضرت آيت الله خزعلى (دامت بركاته)، كه محمد كاظم را از نزديك ملاقات نموده اند.
[١٦]. محدث قمى، مفاتيح الجنان، زيارت جامعه.