ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - خاطرات يك جاسوس
بدان مى كردند كه مى خواهم اوضاع جهان را دگرگون سازم و نظم عالم را بر هم زنم. اين علما به خلافت، چون امرى محتوم و مقدر، مى نگريستند. و بر اين باور بودند كه هيچ اقدامى عليه آل عثمان نبايد كرد، مگر پس از ظهور «مهدى موعود (ع)» كه به پندار شيعه دوازدهمين امام است و به سال ٢٥٥، در كودكى ناپديد شده و هم چنان زنده است، و در آخرالزمان ظهور مى كند، و دنيا را پس از آن كه از ستم و فساد پر شده، پر از عدل و داد خواهد كرد.
من از اين كه گروهى از برگزيدگان و انديشمندان اسلام، به چنين پندار بيهوده اى دل بسته اند، متحير بودم. عيناً مانند عقيده اى كه مسيحيان قشرى به بازگشت مسيح، براى برقرارى عدالت، در جهان دارند. به يكى از علما گفتم: «آيا عقيده نداريد كه بايد از هم اكنون، عليه بيدادگرى مبارزه كرد و عدالت را در جهان برقرار ساخت. هم چنان كه پيامبر اكرم (ص)، با ستمگران مبارزه مى كرد؟» گفت: «پيامبر را خداوند مأمور كرده بود، و از اين رو، توانايى چنين كارى را در خود مى ديد». گفتم: «مگر در قرآن نمى خوانيم: اگر خدا را يارى كنيد، ياريتان خواهد كرد. ١ شما نيز از سوى خدا مأموريد كه با شمشير عليه ستمگران قيام كنيد، و مردم را بر ضد آنان بشورانيد». سرانجام گفت: «گويا شما مردى تجارت پيشه ايد، ورود در اين موضوعات مستلزم دانستن علومى است كه فهم شما بدان قد نمى دهد».
بارى به نجف برگرديم و از مرقد اميرمؤمنان سخن گوييم. آرام گاهى باشكوه و عظمت است، و مزين به انواع تزئينات زيبا، و حرمى با تالارهاى مجلل، و گنبدى بزرگ از طلاى ناب، با دو مناره بلند از طلا. شيعيان همه روزه، گروه گروه، به زيارت مرقد على مى شتابند، و در نماز جماعت آن جا شركت مى كنند. با اشتياق و از سر ارادت و اخلاص ضريح مبارك را مى بوسند و در آستانه درهاى ورودى بر زمين مى افتند، و با احترام بر درگاه آن بوسه مى زنند. سپس بر امام درود مى فرستند و اذن دخول مى خواهند و ضريح مطهر را مى بوسند. در اطراف حرم، صحن بزرگى است با حجرات بسيار كه اقامت گاه علماى دين و زائران مشهد علوى است.
در شهر كربلا، دو آرام گاه مشهور وجود دارد كه هر دو با اندك تفاوتى، به شيوه و سبك آرام گاه حضرت على (ع) در نجف ساخته شده اند. نخست حرم حسين (ع) و دوم حرم حضرت عباس برادرش، كه هر دو در كربلا شهيد شدند. زائران كربلا نيز مانند نجف، همه روزه در حرم مطهر ازدحام مى كنند، و به زيارت مى پردازند. منظره كربلا بر روى هم، زيباتر از نجف است. اطراف آن را باغ هاى سبز و خرم احاطه كرده و رودخانه هايى از درون اين باغ ها مى گذرند.
هرچند، براى ما ويرانى اين شهرها و آشفتگى اوضاع آن سبب اميدوارى بود، با اين همه، مشاهده وضع عمومى و زندگى نامطلوب مردم، حكايت از آن مى كرد كه حاكمان عثمانى چه جناياتى در اين شهرها مرتكب شده اند، اينان مردمانى لجام گسيخته، آزمند و نادان بودند، كه هر كارى مى خواستند با بى پروايى مى كردند. مثل اين كه مردم عراق، بنده و برده ايشانند. جامعه به طور كلى از حكومت سخت ناخشنود بود، و همان طور كه اشاره كرديم، پيروان تشيع، با آن كه آزادى و عدالت را از دست رفته مى ديدند، ستم حكام را تحمل مى كردند و از خود واكنشى نشان نمى دادند اهل سنت هم از تسلط استاندار ترك بر تمام شئون سرزمين خود، سخت ناخشنود بودند. مخصوصاً كه خون اشرافيت عرب در رگ هايشان جريان داشت و عده اى كه سادات وابسته به خاندان پيامبر بودند، خود را براى تصدى حكومت شايسته تر از استاندار عثمانى مى دانستند.
شهرها به كلى ويران بود، و مردم در كثافت و گرد و خاك مى لوليدند. بر سراسر راه هاى مملكت نا امنى حكومت مى كرد، و گروه هايى از راهزنان، در انتظار كاروان ها بودند تا اگر سواران دولتى آن ها را همراهى نكنند، به تاراج و غارت كاروان مشغول شوند. از اين رو، كاروان هاى بزرگ، تنها زمانى مى توانستند به سوى مقصد رهسپار شوند كه افراد مسلح از جانب حكومت، به حمايت آنان مأمور شوند.
از سوى ديگر، يك حالت درگيرى و نزاع