ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٨ تعداد كشته ها و سرانجام آن ها
قرقيسيا مىشوند و جنگى سخت به راه مىاندازند كه صد هزار نفر در آن كشته مىشوند.[١]
٤. انگيزه رويارويى و درگيرى
مطلبى كه به طور اتفاق در روايات ذكر شده، اين است كه علت وقوع جنگ قرقيسيا، گنجى است كه فرات آن را نمايان مىكند و اين گنج ممكن است همانطور كه در روايات تصريح شده از جنس طلا و نقره باشد و نيز احتمال دارد كه از جنس ديگرى [مانند نفت يا غير آن] باشد.[٢]
٥. زمان جنگ
سفيانى در ماه رجب سر به شورش برمىدارد و نبرد قرقيسيا در زمره فعاليتهاى وى بر شمرده شده است، اما از آنجا كه سفيانى ابتدا بر شام مسلط مىشود و آخرين متحدانش در اين منطقه- يعنى قوم بنى كلب- در ماه رمضان با او بيعت مىكنند،[٣] و نيز رواياتى كه حاكى از آغاز جنبشها، نمايان شدن جمعيتها و ابتداى جنگها در ماه شوال هستند، به احتمال بسيار قوى، معركه قرقيسيا در ماه شوال پيش از ظهور بر پا خواهد گرديد.[٤]
٦. طرفين درگير در قرقيسيا
با توجه به انگيزه جنگ در قرقيسيا كه صرفاً تصاحب ثروتى هنگفت مىباشد، فرض اين كه در اين ميدان بيش از دو طرف درگير خواهيم داشت، مطلب دور از ذهنى نيست، كما اين كه در روايات نيز چنين مطلبى را مىتوان مشاهده كرد؛ به طور خلاصه مىتوان گفت كه حاضران در اين ميدان نبرد عبارتند از:
- تركها [كه احتمالًا منظور روسها باشد]: كه در جزيره (بينالنهرين) نيرو پياده كردهاند.
- روميان: يهوديان و دولتهاى غربى كه وارد فلسطين شدهاند.[٥]
- سفيانى كه در آن هنگام بر شام كاملًا مسلط شده است.[٦]
- دو نفر به نام «عبدالله» كه در روايات ما توضيح خاصى درباره آنها اشاره نشده و احتمالًا هم پيمان غربىها باشند.
- «قيس» كه مركز فرماندهىاش در مصر است.
- يكى از بازماندگان عباسيان.[٧]
نكته قابل توجه و حائز اهميت اين است كه روايات تأكيد دارند كه در اين جنگ و به خصوص در ميان كشتههاى آن شيعيان ديده نمىشوند؛
آيا نمىبينيد كه دشمنان شما در معاصى خداوند كشته مىشوند، بدون آنكه شما حضور داشته باشيد در حالى كه شما با آرامش و امنيت در گوشه خانههايتان نشستهايد، برخى از آنها، برخى ديگر را بر روى زمين مىكشند. سفيانى عذاب مناسبى براى دشمنان شما و نشانهاى براى خودتان است.
وقتى آن فاسق سر به شورش برداشت، شما (شيعيان) اگر يك يا دو ماه پس از شورش او از خود حركتى نشان ندهيد، به مشكلى بر نخواهيد خورد تا اين كه بسيارى از خلق، منهاى شما كشته شوند.[٨]
٧. پيروز ميدان قرقيسيا
با در نظر گرفتن اين كه سفيانى پس از اين جنگ آنقدر قوى و توانمند است كه در ابتدا به طور همزمان به ايران و عراق به خصوص شهرهاى شيعه نشين حمله مىكند و اندكى بعد در چهار منطقه شام، عراق، ايران و حجاز سپاهيانش حضور جدى و فعال دارند، مىتوان وى را پيروز ميدان قرقيسيا بدانيم.[٩]
٨. تعداد كشتهها و سرانجام آنها
روايات تعداد مختلفى را براى كشتگان اين نبرد ذكر مىكنند:
- صد هزار نفر: [سفيانى] سپاهيانش را به قرقيسيا مىرساند و در آنجا هم به جنگ كردن مىپردازد. در اين جنگ صد هزار نفر از جباران و ستمكاران كشته مىشوند. پس از آن سفيانى سپاهى را به كوفه گسيل مىدارد.[١٠]
- چهار صد هزار نفر: شهرى در طرف شرق ساخته مىشود كه در آن حوادثى روى مىدهد كه هرگز مردم آن زمان نظيرش را نديده باشند .... و يك حادثه ديگر در شام روى مىدهد كه مجموعاً چهار صد هزار كشته بر جاى مىگذارد ....[١١]
- از هر نه نفر، هفت نفر: قطعاً نهر فرات از كوهى از طلا پرده برمىدارد كه مردم براى رسيدن به آن به جان يكديگر مىافتند و از هر نه تن، هفت تن كشته مىشود.[١٢]
- نود درصد يا (نه دهم) مردم: فرات از كوهى از طلا پرده برمىدارد ... و از هر صد نفر، نود نفر در اين نبرد كشته مىشود[١٣] و قيامت برپا نمىشود مگر اين كه ... نه دهم آنها كشته مىشود.[١٤]
- نود و نه درصد مردم: قيامت برپا نمىشود تا اين كه ... از هر صد نفر، نود و نه نفر كشته مىشود. هر يك از آن مردمان مىگويد، شايد من همان باشم كه نجات مىيابد.[١٥]
ولى آنچه مسلم است اين كشتهها به هر تعداد كه باشند، دفن نشده و خوراك حيوانات مىگردند:
همانا خداوند در قرقيسيا سفره پر از طعامى دارد كه سروش آسمانى از آن خبر مىدهد و ندا مىكند كه اى پرندگان آسمان و اى درندگان زمين براى سير شدن از گوشت تن سمتگران بشتابيد.[١٦]
حجتالاسلام على كورانى در كتاب خويش با عنوان عصر ظهور، چنين مىنويسد:
چنانكه روايت اشاره مىكند، عرصه نبرد، بيابان خشك و بىآب و گياه است و آنها اجساد