ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - نسيم
نسيم
پرويز حبيبآبادى
|
نام تو را خواندم وشعرى سپيد |
در غزلستان خيالم دميد |
|
|
در پى نام تو غزل مست مست |
آمد و در خلوت شعرم نشست |
|
|
نام تو را خواندم و گويى بهار |
با دل من داشته صدها قرار |
|
|
نام تو آغاز شكوفايى است |
حرف تو لبريز ز گويايى است |
|
|
پيش قدوم تو، افق خم شده |
سنگ پر از صحبت زمزم شده |
|
|
بيد اگر خم شده، مجنون توست |
لاله اگر سوخته، دلخون توست |
|
|
سرو اگر قامتى افراشته |
رايت[١] سبز تو نگه داشته |
|
|
گل چو به توصيف تو پرداخته |
گونه اش از شوق، گل انداخته |
|
|
آب ز حرف تو زلال آمده |
چشمه از اين زمزمه حال آمده |
|
|
غنچه به عطر نفست باز شد |
فصل شكفتن ز تو آغاز شد |
|
|
شعر اگر عاطفه آموخته |
چشم به لعل[٢] غزلت دوخته |
|
|
آينه و آب زلال توأند |
در همه جا غرق خيال توأند |
|
|
آب گرفته است ز رويت وضو |
آب به لطف تو پر از آبرو |
|
|
هر چه بهار است ز لبخند توست |
هر چه شكفته است ز پيوند توست |
|
|
بى تو سخن ها همه بى بال بود |
سيب سبدهاى غزل كال بود |
|
|
حنجره ات تا غزل آغاز كرد |
بسته ترين پنجره را باز كرد |
|
|
دل به سخن هاى تو عاشق تر است |
روى شهيد تو شقايق تر است |
|
|
با تو من و عشق صميمى شديم |
يكشبه ياران قديمى شديم |
|
|
تازه شدم تا به تو دل باختم |
هر چه شدم تازه غزل ساختم |
|
|
هر چه من و شعر قدم مى زنيم |
حرف تو را باز رقم مى زنيم |