ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - براى امام عليه السلام
براى امام عليه السلام
اشاره:
نيمه شعبان كه مى رسد به ياد مولا و آقاى مان، در و ديوار شهر را نور باران مى كنيم و چون هميشه ظهور او را انتظار مى كشيم تا به چراغان وجودمان بيايد.
نيمه شعبان كه مى رسد گلاب محمدى را دست به دست مى چرخانيم. عطر على گونه آن را مى بوييم و نُقل فاطمى آن را دانه به دانه مى چشيم، و چه طعمى!
نيمه شعبان كه مى رسد دست و دل مان به جستجوى بهترين هاست تا ادبى بهشتى را به جا آوريم و هديه اى شايسته پيش كش امام، عليه السلام، نماييم.
آرى ميلاد و هديه همراه يك ديگرند و مشتاقان موعود كه دلواپس اجابت سبز ايشانند براى مان هديه هاشان را نوشته اند. با هم نظرى بر سليقه زيباى اين منتظران مى اندازيم:
من بعد از هر نماز زيارت عاشورا را مى خوانم، هديه اى كوچك براى امام زمان، عليه السلام، و سلامتى ايشان.
من تنها هديه اى كه مى توانم به ايشان بدهم، اعمال صالح و كارهاى نيك است تا شادشان كنم.
اگر امام، عليه السلام، حاضر باشند، بهترين هديه، دادن جانم در ركاب ايشان است.
يك شاخه گل؛ با محبت تمام.
دعا براى ظهور نزديك تر امام زمان، عليه السلام،
صد صلوات به ايشان تقديم مى كنم.
براى ايشان يك بيت شعر مى خوانم:
تنها به ياد او بودن و فكر ظهور او بودن، بهترين هديه است.
يك شال سبز كه لابه لاى آن پر از گل هاى معطر است.
سعى مى كنم آن طور كه مى خواهند باشم.
هديه من به امام، عليه السلام، اين است كه پيرو آن امام غايب باشم.
حفظ پاكى و نماز خواندن.
براى سلامتى امام روزه مى گيرم.
ذكر آياتى از قرآن.
راه شهدا را پيش مى گيرم، تا قلب امام، عليه السلام، را خشنود سازم.
هديه من به امام، عليه السلام، يك سبد پاكى، صداقت، نجابت، دوستى و محبت نسبت به اوست.
امام، عليه السلام، يك آسمان صداقت مى خواهد و يك كوله بار يك رنگى، هر كه اين ها را تهيه كند بهترين هديه را به ايشان داده.
بر دستان و پاهاى ايشان بوسه مى زنم.
يك عبا كه بر دوش مبارك شان بيندازند و قامت نماز ببندند تا به امامت ايشان به نماز بايستيم.
دو ركعت نماز و اعمال شايسته در آن روز.
مقدارى پول براى مستمندان.
صلوات براى تعجيل ظهور ايشان.
من مى خواهم با خريدن چند بسته نقل و شيرينى و توزيع آن به صورت صلواتى، به امام هديه بدهم.
نامش را با خطى زيبا مى نويسم كه زيباترين هديه است.
همه جا را چراغانى مى كنم.
دعاى توسل براى آن حضرت مى خوانم.
به آقا، عليه السلام، مى گويم كه مى خواهم خاك كف پاى ايشان باشم. البته اگر لياقت داشته باشم.
جز دست بوسى ايشان واقعاً نمى دانم چطور عشقم را به او ثابت كنم.
به او مى گويم كه چشمان مان مشتاق ديدارش است.
دوست دارم مدتى به ايشان بنگرم و يك شعر زيبا در وصف شان بسرايم.
خانه دلم را به او هديه مى كنم.
زيباترين دسته گل دنيا را مى سازم و به او مى دهم.
يك آسمان ارادت به پايش مى ريزم.
چه هديه اى نثار تو كنم كه لايق تو باشد، وقتى كه خود لايق نيستم.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.
«عجّل على ظهورك يا صاحب الزمان»