ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - ٨ شمعون، جد اعلاى نرجس خاتون
آنها به غنيمت گرفت.[١]
هنگامى كه هرقل پيشرفت سريع مسلمانان را مشاهده كرد خطاب به روميان گفت: اى سپاه روم مطمئن باشيد كه مسلمانان به شهرهايى كه فتح كردهاند بسنده نمىكنند، تا آخرين شهر شما را فتح كنند، زنان و كودكان شما را اسير بگيرند و شاهزادگان شما را برده خود سازند. بياييد از حريم خود و امپراتور خويش دفاع كنيد.[٢]
٦. آزادى زندانيان
مسعودى در ضمن شرح حال «ميخاييل بن تئوفيل» مىنويسد:
شخصى به نام «ابن بقراط» از شاهزادگان پيشين از اهل «عموريه» در امپراتورى ميخاييل با وى به منازعه پرداخت، ميخاييل در برابر او صفآرايى كرد و همه زندانىهاى مسلمان را براى نبرد با او از زندان آزاد كرد با ساز و برگ نظامى آنها را مجهز كرده و به نبرد ابن بقراط فرستاد. بدين وسيله بر او پيروز شد.[٣]
٦. ترديد چرا؟
مرجع فقيد شيعه، مرحوم آيتالله ميلانى (م. ١٣٩٥ ق.) پس از نقل گزارش نرجسخاتون به نكات ارزشمندى از متن گزارش اشاره نموده، مىفرمايد:
برخى از دشمنان اهل بيت در اين مسائل ابراز ترديد مىكنند و مىگويند: در ايام ولادت حضرت بقيةالله (ع) در ميان مسلمانان و مشركان جنگى روى نداده است.
سپس سبب تشكيك و ترديد آنان را دو چيز بيان مىفرمايد:
١. بىخبرى آنان از تاريخ؛
٢. دشمنى آنان با حق و حقيقت.[٤]
آنگاه فرازى از تاريخ كامل ابن اثير را يادآور مىشود كه براساس آن در سال ٢٥١ ق. جنگ سختى بين سپاه اسلام و اردوى شرك در بلاد بيزانس درگرفته و مشركان كشتههاى فراوانى بر جاى گذاشتهاند، و تعداد زيادى از آنها به اسارت رفتهاند.
سپس نتيجه مىگيرد كه: بر طبق گزارش بشر بن سليمان حضرت نرجس خاتون دختر يشوعا در عهد امام هادى (ع) اسير شده است، و مىدانيم كه حضرت هادى (ع) به سال ٢٥٤ ق. به شهادت رسيدهاند، پس ميان گزارش بشر بن سليمان و حادثهاى كه از ابن اثير نقل شد دقيقاً هماهنگى زمانى موجود است. ابن اثير اين گزارش را در ضمن حوادث ٢٥١ ق. آورده است.[٥]
٧. پيرامون رؤيا
برخى از خوانندگان گرامى ممكن است به مسئله خواب حساسيت داشته باشند و از جهت شامل بودن گزارش تولد به رؤيا، سؤالاتى برايشان مطرح باشد، كه در اين جا نمىتوانيم وارد اين بحث بشويم، علاقهمندان را به مطالعه كتاب ارزشمند: دارالسلام توصيه مىكنيم كه مرحوم محدث نورى آن را در اين رابطه تأليف كرده، و در ضمن چهار مجلد تمام ابعاد مسئله را بررسى نموده است.
در اين جا فقط يادآور مىشويم كه رؤياهاى نرجس خاتون (س) يقيناً رؤياى صادقه، بلكه در حد مكاشفه بود. و در قرآن كريم رؤياى حضرت ابراهيم خليلالرحمان[٦]، رؤياى حضرت يوسف، رؤياى عزيز مصر، و رؤياى دو زندانى ديگر كه با يوسف در زندان بودند، آمده است.[٧]
٨. شمعون، جد اعلاى نرجس خاتون
جد مادرى نرجس خاتون (س)، جناب «شمعون» وصى حضرت عيسى (ع) است، چنانكه در احاديث فراوانى آمده است هنگامى كه خداوند متعال خواست حضرت عيسى (ع) را به آسمانها ببرد، به او فرمان داد كه نور و حكمت و علم كتاب خود را به «شمعون بن حمّون صفا» تعليم كند، و او را جانشين خود در ميان اهل ايمان قرار دهد.[٨]
شمعون صفا سومين سفير حضرت عيسى (ع) به انطاكيه است كه در سوره «يس» آيه ١٤ بيان شده است.[٩]
شمعون در ميان مسيحيان به «پطرس» معروف است، چنانكه در متن انجيل آمده است:
و نامهاى دوازده رسول اين است: اول شمعون، معروف به «پطرس» ... اين دوازده را عيسى فرستاده، به ايشان وصيت كرده گفت:
«... بيماران را شفا دهيد، ابرصان را طاهر سازيد، مردگان را زنده كنيد.»[١٠]
مفسران انجيل نيز اتفاق نظر دارند كه اسم پطرس «شمعون» است.[١١]
«شمعون» در زبان عبرى به معناى: شنونده است و در انجيل ده نفر به عنوان «شمعون» آمده است كه يكى از آنها «پطرس» وصى حضرت عيسى (ع) مىباشد.[١٢]